تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اسفند 1391
 
دوشنبه 28 اسفند 1391 :: نویسنده : خادم الرضا

در دو عالم جلال ما زهراست

رمز تغییر حال ما زهراست

عید با فاطمیه می آید

ذکر تحویل سال ما زهراست

شعر از : ولی الله کلامی زنجانی



برای دسترسی به اشعار ویژه ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا (س) روی تصویر بالا کلیک کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



شیــــعیان عید آمده ،آغاز شد سالی دِگر

میــدهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر

سین اوّل،سینِ سُفره،سُفره ای ازجنس غم

در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم

سین دوم ،در میانِ کوچه ها، سیلی شده

رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده

سین سوم،ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر

باغبان تنهای تنــــها،غنچه هایش ، دیده تَر

سین چارم،سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل

پس چرا گلشن نشد این بار،آتش بر خلیل؟

سین پنجم،سینه ای مجروح وپُر دَرد و حزین

سین شش،پشتِ درو دیوار شدسِقطِ جنین

سین هفتم،گشته،فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ

سینه،سرنیزه،سه شعبه،ساربان،سر،سیب و سنگ



با تشکر از شاعر اهل بیتعلیهم السلام جناب آقای بهلول حبیبی زنجانی برای ارسال این شعر





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



نوروز مانند شب تار است یاران

چشم بهار از گریه خون بار است یاران

جایی که اشک مصطفی از دیده جاری ست

گل هم به چشم دوستان خار است یاران

تبریک در ماه غم زهرا حرام است

مهدی از این تبریک بیزار است یاران

بی معرفت باشم اگر تبریک گویم

وقتی که پیغمبر عزادار است یاران

تبریک چون گویم که دخت مصطفی را

خون جگر جاری به رخسار است یاران

راه گلستان را به روی دل ببندید

زهرا میان درب و دیوار است یاران

زهراست بر ما مادر و باید بدانیم

مادر به ما، در حشر غم خوار است یاران

بلبل شده در بوستان هم ناله با گل

گل، زارتر از گل به گلزار است یاران

ما چون خریدار غم زهرا نباشیم؟

زهرا غم ما را خریدار است یاران

روزی که از فرزند، مادر می گریزد

زهرا برای شیعیان یار است یاران

دریایی از خون جاری از چشم تر ماست

نوروز ایام عزای مادر ماست


غلامرضا سازگار





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



پایان سال و وقت حساب و کتاب شد

پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد

هر روز با گناه دلت را شکسته ام

بین من و تو این همه عصیان حجاب شد

گفتند پای نامۀ ما گریه می کنی

حال شما ز دیدن نامه خراب شد

با این وجود تا که گره خورد کار من

یا صاحب الزمانِ دلم مستجاب شد

این عمر بی وفا و تو هم دیر کرده ای

آوای اَلرحیل به جانم عذاب شد

امسال هم گدای شب جمعۀ حرم

با یک دعای مادرتان بی حساب شد

ما را بخر عزیز دل شاه کربلا

جان کسی که صورتش از خون خضاب شد

نازم به بانویی که به معراج قتلگاه

در پاسخش نوای الیّ خطاب شد

گودال فوق عرش و تجلی رب آن

در پاره حنجر پسر بوتراب شد

عمری ست روضه خواندم و باور نمی کنم

زینب چگونه وارد بزم شراب شد


قاسم نعمتی





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





برای مشاهده اشعار با موضوع ولادت حضرت زینب (س) روی تصویر کلیک کنید.


برای مشاهده اشعار ولادت حضرت زینب (س) کلیک کنید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 اسفند 1391 :: نویسنده : خادم الرضا

در گیر و دارِ قافیه ماندن درست نیست

تنها غزل نوشتن و خواندن درست نیست

 

باید که عاشقانه بلا را به جان خرید

پای غم نگار، نماندن درست نیست

 

در کوی عشق صحبت دلداگی خوش است

حرف دگر میانِ کشاندن، درست نیست

 

از دل حرم بساز و بگو یا اَنیسَنا

در سینه غیر یار نشاندن درست نیست

 

حالا در این حرم نظری کن ببین که کیست

دل خانه ی محبت محبوبه ی علی ست

 

گفتم علی دوباره لبم باده خوار شد

گفتم علی، درون دلم انفجار شد

 

گفتم علی، دلم به ثریا عروج کرد

بر شانه ی بُراق محبت سوار شد

 

گفتم علی، جواب شنیدم بلی بلی

دل مستجیرِ مرحمتِ مستجار شد

 

گفتم علی و سینه ی آشفته گُر گرفت

در شعله ی ولایت مولا دچار شد

 

از خاطرم کلام نفیسی خطور کرد

هرکس علی نگفت، گرفتار و خوار شد

 

سرّ خدا برای شما فاش می کنم

زینب اگر که فاتحِ در کارزار شد

 

در کوچه های کوفه و ویرانه های شام

ذکرش چه بود، دشمن بی ریشه زار شد

 

یا قاهر العدوّ و یا والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

 

ساقی بیار باده که مخمور زینبم

محتاج جام باده ی پر زور زینبم

 

تارم اگر به غصه ی او زار می زنم

چشمم به غیر بسته شده، کورِ زینبم

 

در خیمه ی حمایت او می زنم نفس

سرمست لطف بی بی مَستوره زینبم

 

بر من مگیر خرده اگر نعره میکشم

گرمِ دَمِ خدایی و پر شور زینبم

 

ترسی ندارم از ظلمات زمانه تا

گوشه نشین روضه ی ذوالنّور زینبم

 

دل داده ی علی ام و افتاده ی حسن

سینه زنِ حسینم و منظورِ زینبم

 

مجموعه ی جمال و جلال علی ست، او

آئینه دار کلّ کمالِ علی ست، او

 

زینب تجلی صلواتیِ کبریاست

زینب اساس زندگی دین مصطفی ست

 

زینب ظهور غیرت زهرای اطهر است

زینب شکوه مرتبتِ شاه لافتی ست

 

سرّی دگر به اذن خدا فاش می کنم

زینب، نه جزء آل کسا، که خود کساست

 

زینب شریکه الحسنین است فی المِهَن

زینب انیس خلوت شبهای مجتبی ست

 

زینب شریکه الحسنین است فی البلا

زینب قوام بخش مصیبات کربلاست

 

یک گوشه از تجلی او، می شود حفیظ

زینب هوالرّقیبِ یتیمان نینواست

 

زینب سفینه البرکات محرَّم است

مِهر مدام و چشمه ی فیض دمادم است

 

زینب نگو، بگو شرر قهر کردگار

زینب نگو، بگو لب برّان ذوالفقار

 

زینب نگو، بگو خود نهج الفصاحه است

می بارد از شهامت طوفانی اش، وقار

 

زینب نگو، بگو خود نهج البلاغه است

افتاده است زیر قدم هاش، اقتدار

 

زینب نگو، بگو همه ی عصمت بتول

حجب و حیا نجابت بانوی بی مزار

 

زینب نگو، بگو همه ی صبر مجتبی

پیروز عرصه های بلایای ناگوار

 

زینب نگو، بگو همه ی شور کربلا

نخل قیام با نفسش داده برگ و بار

 

زینب نگو، بگو قسم مستجاب عشق

زینب نگو، بگو شرف بوتراب عشق

 

عالم تمام ذره و خورشید، زینب است

ویرانگر عمارت تردید زینب است

 

بر محور محبت خورشید کربلا

عباس ماه و حضرت ناهید، زینب است

 

از جمله ی تَقَبَّل او می شود عیان

کوه وقار و قله ی توحید زینب است

 

کوفه خیال کرد علی روی منبر است

اما به روی محملِ غم دید، زینب است

 

در جمله ای ز مهدی زهرا رسیده است

در مشکلات مایه ی امید زینب است

 

از دام درد و غصه و غمها رها شدم

هر دم دخیلِ بی بی مشکل گشا شدم

 

قدیسه ی مقدسه والا، دَخیلکِ

ای شمسه ی مشعشعه بالا، دخیلکِ

 

خانم نگاه کن چقدر زار آمدم

ای مهربانی دل طاها، دخیلکِ

 

بیچاره ام، فقیر و گرفتار و بی قرار

آرامش درونی مولا، دخیلک

 

روزیِ هر محرَّم ما در نگاه توست

ای دختر مکرم زهرا، دخیلک

 

چشم مرا همیشه پر از اشک روضه کن

ای کعبه ی مصیبت عظما، دخیلک

 

بانو، توجهی به پریشانی ام نما

ای آسمان عاطفه، بارانی ام نما





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تـو برای خلقت حوا بـه دنـیا آمدی

پس تو پیش از حضرت دنیا به دنیا آمدی

اشک با تو از دل زهـرا تولد یافته است

مادرت دریا خودت دریا به دنیا آمدی

جای زمزم عشق از زیر قدمهایت شـکفت

بانوی بانی باران تا به دنیا آمـدی

بعد تو ضرب المثل شد دختران بابائیند

زین سبب تو زیـنت بابا به دنیا آمدی

تو در آغوش حسینت خــنده ات گل می کند

پس به خاطر خواهی ارباب دنـیا آمدی

گریه کمتر کن سلام زینب قلب صبور

تو برای روز عاشورا به دنیا آمدی

دارد از امروز کار خانه یادت می دهد

مادر خانه پس از زهرا به دنیا آمدی

 





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مثل رنگین كمانی از پسِ ابر

روی دامان یاس افتادی

اشك شوق حسین را دیدی

 باده ی ناب را نشان دادی

زینت خانواده ی عصمت

دختر نور، دختر دریا

با اصالت ترین نواده ی وحی

 خواهر عشق، مادر بابا...!

تا كه گل های باغ كامل شد

 تا كه نور جمال تو تابید

ماه با دیدنت تبسّم كرد

 عازم پشت كوه شد خورشید

آمدی و به جلوه آوردی

 عشق خورشید را به یك مهتاب

دامنت را ستاره باران كرد

 خنده ی آسمانی ارباب

لایی لایی خواب شیرینت

 طبق معمول عشق با عشق است

گفته ای بین گاهواره ی خویش

 مهد دست حسین را عشق است

حلقه ی اشك شوق یار آمد

زلف هایت به پیچ و تاب افتاد

تا كه بوسه گرفت از تو پدر

 دهن جبرئیل آب افتاد

نازهای دخترانه ای داری

 دست های علی خریدار است

فاطمه پای گاهواره ی تو

 تا بلندای فجر بیدار است

وصف هركس به قالب مدح است

 در قبال تو اینكه تكراری ست

تو كه خود منحصر شدی در خویش

 مدح تو در مصیبتت جاری ست

در هیاهوی بزم نامحرم

چه وقاری چه شوكتی داری

ای حجاب از حجاب تو زنده

 چه حیایی چه عفّتی داری

هیبت تو به عالمی فهماند

 عصر طاغوتیان سرآمده است

چقدَر استوار بودی كه

 همه گفتند: حیدر آمده است

جمله ی مَا رَاَیتُ اِلّایت

فكر تاریخ را به هم زده است

عشق هم در كلاس عاشقی ات

 بهر شاگردی ات علم زده است

نوری از خطبه ات تلالؤ كرد

 شام تاریك صبح روشن شد

تا كه بغض گلوت پیدا شد

نیزه مشغول روضه خواندن شد

در بلندای سرخی مغرب

 آسمانی سیاه پیدا شد

شعله ها تا كمی فرود آمد

دامنی سوخته هویدا شد

نیزه ها شاهدند كعبه ی درد

 صبر تو آیتی زِ صبر خداست

مانده ام كه چرا پس از گودال

 زندگانی هنوز پابرجاست

خطبه هایت به ما نشان دادند

 دختر شیر، شیر باید شد

به ستمدیده ها خبر دادی 

 در(اسیر)ی امیر باید شد

 





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کوری چشم دشمن آل پیمبری

نسلش ادامه یافته از فیض دختری

نسلی که بهتر است بگویند شاعران

مِن بعد از این قبیله سادات مادری

موضوع بعد روحی این خانواده است

دیگر چه فرق میکند ابعاد پیکری

یک وقت جلوه میکند از باطنی زنی

یک وقت ابوالعجائبی از جنس حیدری

تا گوش جان به عزت این قوم بسپریم

باید برای روح الأمین ساخت منبری

شبنم کجا و ظرفیت درک آفتاب

دریا کجا و کاسه وارونه ی حباب

زینب همان کسی است که وقت رسیدنش

از عرش جبرئیل هم آمد به دیدنش

با خلقتش خدا به تمام فرشتگان

همواره فخر میکند از آفریدنش

قنداقه اش بغل به بغل میرود ولی

آغوش کیست منظره آرمیدنش

انگیزه ای به نام حسین آفریده شد

بعداً وِرا به ورطه دنیا کشیدنش

ما که دلیل بهتری از این نیافتیم

سخت است از حسین دل بریدنش

آخر دعای حضرت زهرا نتیجه داد

بار دگر خدا به محمد خدیجه داد

اصلاً عفاف چیست به جز معجر شما

پوشیدگی کجاست به جز محضر شما

تا قبل از این کدام زنی این گونه بوده است؟

جز حضرت خدیجه و جز مادر شما

بانو قسم به جان حسینت بهشتی است

هرکس شود کنیز شما نوکر شما

تفسیر آیه های خدا موج میزند

در برکه های منظره باور شما

وقتی به جز اهالی این خاک ؛جبرئیل...

....هم استفاده میکند از منبر شما

ما فهممان به درک شما قد نمیدهد

توحید هم اجازه در آن حد نمیدهد

خورشیدها مقابل تان مثل شبنم اند

اصلاً زیادها همه پیش شما کم اند

بانو برای خاک قدم هایتان شدن

تنها فرشتگان خداوند محرم اند

این اسم های آمده از جانب خدا

زینب حسن حسین همان اسم اعظم اند

خون حسین صلح حسن صبر زینبی

ارکان استواری قیام محرم اند

صد مرده زنده میشود اما به اذن تو

با یا حسین توست که در صور میدمند

عمرم تمام و مدح تو مانده ست ناتمام

معنای عشق زینب کبری ست والسلام

آنکه مرا برای غلامی خریده است

از ما بقی خاک شما آفریده است

بانو نگاه کن چقدر خوب دست حق

عکس تو را به نگاهم کشیده است

از لحظه ولادت تو شیر مادرت

با طعم یاعلی به دهانت چکیده است

با گریه تا محله سادات هاشمی

امشب گدای شهر مدینه دویده است

از خانه علی به همه کوچه های شهر

بوی غذای نذری زهرا رسیده است

امشب نگاه من به در خانه شماست

روزی من به دست کریمانه شماست

سخت است پا به عرصه دلبر گذاشتن

سخت است واژه بر خط دفتر گذاشتن

وقتی سری بریده شد امکان پذیر نیست

آن را به روی دامن مادر گذاشتن

در پیش چشم هرزه نامحرمان دشت

سخت است بوسه بر رگ حنجر گذاشتن

جسم تو رفت با سرش اما چه سخت بود

جان را کنار جسم برادر گذاشتن

تصویرهایی است که هرگز نمیشوند

گاهی به جاش صحنه دیگر گذاشتن

تصویر دست و پا زدن از خاطرت نرفت

تصویر نیزه و دهن از خاطرت نرفت

 





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با دست شوق چاک گریبان گرفته ایم

از فرط شور باده طوفان گرفته ایم

در اوج ناز تخت سلیمان گرفته ایم

امشب به دست زلف پریشان گرفته ایم

شکر خدا ز جام جنونش لبالبیم

شکر خدا که گوشه نشیان زینبیم

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور و شگفتی است و شبیه عشق مشرب است

شامی که روشنایی روز است امشب است

امشب تمام گرمی بازار زینب است

امشب شب ملیکه دادار زینب است

فصل الخطاب عاشقی ما رسیده است

ای قطره های تب زده دریا رسیده است

زیباترین حماسه دنیا رسیده است

زینب به دست حضرت زهرا رسیده است

چشمی گشود و چشم شقایق به خواب شد

زیباترین دعای علی مستجاب شد

باور نداشت چشم فلک دختر این چنین

در بین چند کعبه دل دلبر این چنین

از هرچه سرفراز زنی سرتر این چنین

غیر از خدا نداشت کسی باور این چنین

حتی فلک به چشم خواب خیالش ندیده است

امشب خدا دوباره حسین آفریده است

تا کوچه اش قبیله لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب که بود حضرت زهرا ادامه داشت

زهرا نبود زهره دگر نُه فلک نداشت

زینب نبود سفره خلقت نمک نداشت

زینب اگر نبود اثر از کربلا نبود

زینب اگر نبود علم حق به پا نبود

زینب اگر نبود کتاب خدا نبود

یک یا حسین بر لب ما و شما نبود

بیخود که نیست عاشق و مجنون زینبیم

این یا حسین را همه مدیون زینبیم

ای برترین عقیله ی ایل و تبارها

صبرت صلابت همه ی اقتدارها

ای کرده با صدای علی کارزارها

ای خطبه ات برنده تر از ذوالفقارها

با خطبه هات ها حید کرار زنده شد

در هیبتت شکوه علمدار زنده شد

نهج البلاغه خوان علی آتشِ کلام

ای مرتضای دوم کوفه ؛حسین شام

حُسن ختام کرب و بلا تیغ بی نیام

با خطبه ات گرفته ای از دشمن انتقام

ای زینب مدینه و زهرای کربلا

تو تیغ میگرفتی اگر وای کربلا

تو آمدی که صبر شوی مجتبی شوی

تو آمدی حسین شوی کربلا شوی

تو آمدی به آل کسا هم کسا شوی

هم ما رأیت سمت جمیلا رها شوی

تو آمدی که کعبه دل کربلا شود

در سینه ها حسینیه غم رها شود

از کودکی برای برادر گریستی

از کودکی به خاطر مادر گریستی

گاهی کنار سرو صنوبر گریستی

گاهی کنار پیکر بی سر گریستی

حقت نبود تا که به زنجیرتان کشند

با خط تازیانه به تفسیرتان کشند

 





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت زینب (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :