تبلیغات
شعر هیئت - مطالب مرداد 1391
 

سحر بود و غم و درد

سحر بود و صدای نفس خسته ی یک مرد

که آرام در آن کوچه به روی لب خود زمزمه می کرد

غریب و تک و تنها

در آن شهر، در آن وادی غم ها

دلی خسته و پر از غم و شیدا

دلی زخم و ترک خورده پر از روضه ی زهرا

شبِ راحتیِ شیر خدا از همۀ مردمِ دنیا

عجب شام عجیبی ست

روان بود سوی مسجد کوفه

قدم می زد و با هر قدمش عرش به هم ریخت در آن شب

و لرزید به هر گام، دلِ حضرت زهرا

دلِ حضرت زینب

غریب و تک و تنها

نه دیگر رمقی مانده در آن پا

نه دیگر نفسی در بدن خسته ی مولا

به چشمان پر از اشک و قدی تا

پُر از وصله، عبایش

پُر از پینه دو دستان عطایش

رسید او به در مسجد و پیچید در آفاق نوایش

علی گرم اذانی ملکوتی و ملائک همه حیران صدایش

گُلِ خلقتِ حق رفت روی منبر گلدسته و تکبیر زنان

ساکت خاموش، زمین

رام، زمان

محو تماشا، همه ذرات جهان

باز در آن بذمِ اذان

ناله ی آهسته ی یک مادرِ محزونِ کمان

گفت عجب شام غریبی شده امشب

امان از دل زینب 



ادامه شعر


نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

دردی تمام بال و پرم را گرفته است

آهم فضای هر سحرم را گرفته است

عزمم به رفتن است و دلم تنگ فاطمه

گر چه کلونِ در کمرم را گرفته است

دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود

از آن زمان که همسفرم را گرفته است

از آن زمان که پهلوی او تیر می کشید

دردی تمامی جگرم را گرفته است

از من گرفت فاطمه را دشمنم، از او

در بین کوچه ها پسرم را گرفته است

تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد

از من توان مختصرم را گرفته است

دیگر صدای شکستن شنیده شد

مسجد عزای پشت درم را گرفته است

دور از نگاه دختر من بال جبرئیل

زخم عمیق فرق سرم را گرفته است





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

در کوچه ی لیلاست که جان ها نمی ارزد

آزردگی از زخم زبان ها نمی ارزد

 

هم صحبت موسی شدی؛ هم دم چوپان

کی گفته مناجات شبان ها نمی ارزد

 

وقتی که نباشد دل تو با دل مهمان

تکریم و بفرما و بمان ها نمی ارزد

 

یا رب اگر این اشک سحر زود نبخشد

بی خوابی و این آه و فغان ها نمی ارزد

 

ما را ضرر این است که این بار بماند

درهم نخری سود و زیان ها نمی ارزد

 

در قحط خریدار چه کسبی چه متاعی؟

بی مشتری اجناس دکان ها نمی ارزد

 

باید که مرا کعبه به مقصود رساند

بی وصل که این سنگ نشان ها نمی ارزد

 

بخشید نگاهت همه را اول این ماه

پس دلهره ی دل نگران ها نمی ارزد

 

این چرب زبان بودن ما از سر عشق است

از ترس که این گونه زبان ها نمی ارزد

 

وقتی که جوارح همگی روزه نباشند

این بستن لب ها و دهان ها نمی ارزد

 

گر یاد محرم نکنم با لب تشنه

لب تشنگی این رمضان ها نمی ارزد

 

خوب است که همراه دعا روضه بخوانم

بی نام حسین اشک روان ها نمی ارزد

 

با روضه ی گودال دل فاطمه خون شد

وقتی که به همراه سری شمر برون شد





نوع مطلب : اشعار مناجات با خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1391 :: نویسنده : خادم الرضا

غمم را ظلم بی اندازه کرده

مرا در غصه پرآوازه کرده

الهی خیر نبینه ابن ملجم

که داغ مادرم را تازه کرده

.........

دو دست خویش بر سر گذارم

به فرقت مرحمی بهتر گذارم

برای این که خونت بند آید

به زخمت چادر مادر گذارم

.........

به دل آمد عزای عالمینم

کفن میخواهد از من نور عینم

یکی مانده برای مجتبی یم

بمیرم بی کفن مانده حسینم





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بزارید خودم برم دستامو هیچ کس نگیره

اگه این جوری منو ببینه زینب می میره

نمی خوام دق بکنه وقتی که این در وا میشه

اگه زینب بمیره حسین من تنها میشه

اگه زینب بمیره کی سپره بلا میشه

کی میاد تو کربلا هم ناله ی زهرا بشه

باید اون عمل کنه وصیتای مادرو

کی میخواد تو کربلا ببوسه جای خنجرو

اگه زینب نباشه نمی مونه از ما نشون

توی خیمه میسوزه رقیه ی سه سالمون





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ای آسمان خون گریه کن ،کوفه شده دارالعزا

با یاریه تیغ اجل ، حیدر شده حاجت روا

هر طرف شور و بر می خیزد، از سر مرتضی خون میریزد

یا علی یا علی مولا مولا

در این شب قدر ای خدا ، حال دگر دارد علی

با فرق از هم واشده ، قرآن به سر دارد علی

بر زانویش لرزه دارد ، هر قدم بر زمین گل میکارد

یا علی یا علی مولا مولا

در هر نفس با آه خود ، آتش به سینه میزند

با زخم بین ابرویش ، حرف مدینه میزند

میرسد بوی غم از نجوایش ، روضه ی فاطمه بر لبهایش

یا علی یا علی مولا مولا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از تو سر و زمادر من سینه ای شکست

تا صبح حشر بر سر بر سینه میزنم 

جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست 

دارم برای چند نفر سینه میزنم 

 

من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت 

زخمی که شد عمیق مداوا نمیشود 

گر چند ضربه هم زده بودن باز هم 

پیشانی تو بیش از این وا نمیشود 

 

گفتند گفته ای که مرا کوچه میبرند 

می خواهم از بیان خودت بشنوم بگو 

گفتند گفته ای که تماشام میکنند 

میخواهم از زبان خودت بشنوم بگو 

 

بابا خودت بگو سر بازار میروم 

بابا خودت بگو که گرفتار میشوم 

بابا خودت بگو به سرم سنگ میزنند 

بابا بگو بدون علمدار میشوم 

 

علی اکبر لطیفیان





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 این خانواده آینه های خدائی اند

در انتهای جاده ی بی انتهائی اند

 

خیل ملک مقابلشان سجده می کنند

اینها خدا نی اند ولیکن خدائی اند

 

هر کس که می رسد سر اطعام می برند

فرقی نمی کند که فقیران کجائی اند

 

یک "السلام" و یک "و علیک السلام "سبز

اینها همان مقدمه ی آشنائی اند

 

صدها هزار مثل سلیمان در این حرم

مشغول لحظه های شریف گدائی اند

 

سوگند میخوریم كه پروانه زاده ایم

همسایه ی قدیمی این خانواده ایم

 

تو آسمان جودی ما یا كریم تو

پرواز میكند دل ما تا حریم تو

 

احساس میكنم به تو نزدیك میشوم

وقتی كه می وزد سر راهم نسیم تو

 

وقت كرامت است كه از راه آمده است

آن آشنای كوچه نشین قدیم تو

 

قرآن بی بدیل ، حروف مقطّعه

كی میرسم به فهم الف لام میم تو

 

سوگند میدهیم خدا را در این سحر

بر پینه های رحمت دست كریم تو

 

ما را همیشه سائل دست شما كند

ما را به زیر پای شما خاك پا كند

 

دست مرا بگیر كه عاشق ترم كنی

سلمان خانواده ی پیغمبرم كنی

 

من در قنوت نیمه شبت دور میزنم

شاید مرا بگیری و انگشترم كنی

 

آن شاخه ی گلم كه به دست تو داده اند

تا هركجا كه خواست دلت پرپرم كنی

 

من آمدم كه بین سحرهای اشتیاق

بال مرا بگیری و خرج حرم كنی

 

بال و پر شكسته به دردم نمیخورد

انگار بهتر است كه خاكسترم كنی

 

روزی آب و سفره ی نان منی حسن

ماهِ مباركِ رمضان منی حسن

 

ای در هوای پاك نگاهت سلام ها

نامت نداشت سابقه ای بین نامها

 

ای سبزی بهار خدا سیر میشوند

از عطر سفره های حضورت مشام ها

 

بیرون بیا و چشم مرا هم قدم بزن

هم سفره ی فروتن جمع غلام ها

 

در كوچه ات كسی به كسی جا نمیدهد

مكثی نما به شوق چنین ازحام ها

 

سائل شدن كنار نگاه تو واجب است

وقتی گدا به چشم تو دارد مقام ها

 

تو سفره دار شهر خدا ما گدای تو

مثل كبوتریم و اسیر هوای تو

 

آنكس كه پیش پای شما خم نمیشود

در خانه ی فرشته هم آدم نمیشود

 

آقای من بدون توسل به نام تو

حالی برای توبه فراهم نمیشود

 

دست مرا بگیر و به سمت خدا ببر

چیزی كه از بزرگیتان كم نمیشود

 

آرامش تو باعث طوفان كربلاست

بی صلح تو قیام مُحَرم نمیشود

 

هركس كه بر نجابتِ صلح و سكوت تو

مؤمن نمیشود ، به جهنّم نمیشود

 

تا كربلا رسید صدای سكوت تو

این قیل و قال ها به فدای سكوت تو

 

ای از هزار حاتم طائی كریم تر

لطف تو از تمام كریمان قدیم تر

 

می آوری به وجد تو پروردگار را

ای از زبان حضرت موسی كلیم تر

 

تو ابتدای نسل طهورای كوثری

هركس حسودتر به تو باشد عقیم تر

 

در این مسیر رو به خدایی ندیده ایم

از رد پای گیوه ی تو مستقیم تر

 

در كربلا به آینه ات سنگ میزنند

هركس شبیه تر به تو جرمش عظیم تر

 

آقا تو در كلام خلاصه نمیشوی

در حضرت و امام خلاصه نمیشوی

 

ای یاكریم خسته چه كردند با پرت

این زهر ِ پر شراره چه آورده بر سرت

 

از لحظه ای كه رنگ نگاهت كبود شد

رنگی دگر نرفته مناجات خواهرت

 

با اینكه ای غریب ، تو بودی امام شهر

اما كسی نخواند نمازی به پیكرت

 

تابوت را نشانه گرفتند به تیرها

آن هم كجا به پیش دو چشم برادرت

 

دلهای ما به یاد تو ای بی حرمترین

پر میزند به سمت بقیع مطهرت

 

تا كِی لبم به خاك بقیعت نمیرسد

بر آستان پاكِ رفیعت نمیرسد

 

علی اكبر لطیفیان





نوع مطلب : اشعار ولادت امام حسن (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



خبری نیست اگر معجزه ای بر پا شد

خبری نیست اگر سینه ی دریا وا شد

خبری نیست که دریا، صدف موسی شد

خبر آن است که گفتند علی بابا شد

 

امشب از جام جنون مِی زده، کم نگذارید

که من عاشق شده ام، سر به سَرم نگذارید

 

شب چه روشن شده، انگار زمین زر شده است

ماه در هاله ی خورشید، شبش سر شده است

گوش عالم، همه از هلهله ای، کر شده است

آی جبریل بگو، فاطمه مادر شده است

 

گیسویش باز گذارید که دل ها برده

پسرِ ارشد زهرا، دلِ زهرا برده

 

جز لبت هیچ کجا، شهد و نمک با هم نیست

غیر زهرا، به نگاه تو کسی مَحرَم نیست

هر که خود را سگ کوی تو نخواند، آدم نیست

 

الحق ای ماه، که رخسار خدایی داری

که خدایی رخ انگشت نمایی داری

 

تا که گیسوی شکن در شکنت در هم شد

خوب شد، روی همه حُسن فروشان کم شد

راه گلخانه ی تو، جاده ی ابریشم شد

تا که آدم به خود آمد که چه شد، آدم شد

 

خوش به این ناز بنازیم که دیدن دارد

این همه حُسن، به حق، سینه دریدن دارد

 

آسمان دامنی از ماه و زحل ریخته است

چه قَدَر در قَدَمت تاج محل ریخته است

طرح اَبروی تو را دست ازل ریخته است

و خدا خود به لبان تو عسل ریخته است

 

دَمِ تو، کهنه شرابی ست که تاکم کرده

خوش به حال دل من، عشق هلاکم کرده

 

چشم تو باز شد و کار به محشر افتاد

یوسف از چشم زلیخای دل، آخر افتاد

هرکه سر، پای تو نگذاشته با سر افتاد

هر که با عشق در افتاد، خودش ور افتاد

 

بعد از این، کوچه ی ما، کوچه ی بن بست شده

نه فقط چشم همه، چشم خدا مست شده

 

تیغ صلح تو قد افراشت که دین خم نشود

کربلا جز به قعود تو مجسم نشود

هر که مجنون تو ای لیلی عالم نشود

چه خیالی ست، بهشتم به جهنم نشود

 

لطف زهراست که در دل دو هدیه داریم

هم حسینیه در آن، هم حسنیه داریم

 

رو به چشم دلمان، منظره ای وا کردی

تا افق های خدا، پنجره ای وا کردی

با ضریحی که نداری، گره ای وا کردی

عقده ای در دلت از خاطره ای وا کردی

 

کوچه ای تنگ و ، دلی سنگ و ، صدای سیلی

وای، خون میچکد انگار ز جای سیلی

 

با همین زخم، همین عقده و غم میسازیم

تا که یک روز برای تو حرم میسازیم

صحن هایی همه بر عشق، قسم میسازیم

در حرم سینه زنان نوحه و دَم میسازیم

 

هرکه دارد غم آن زلفِ رها بسم الله

هرکه دارد هوس کربُ بلا بسم الله





نوع مطلب : اشعار ولادت امام حسن (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شب نیمه ی ماه رمضون جشن کریمه

تو هم با سائلا بخون جشن کریمه

ای دل دعا کن ، مولا رو صدا کن

هر چی که داری ، نذر مجتبی کن

قاصدک خبر آورده، که خدا مهمونی داره

نمک سفر رو امشب میون سفره میزاره

روح رحمان و رحیمه، که روی بال نسیمه

شب میلاد کریمه

ای دل دعا کن....

شب نیمه ماه رمضون ....

همه ی ملائک اومدن شهر مدینه

خونه ی زهرا و علی عرش برینه

لبخند مولا ، جون میده به طاها

آی دنیا امشب ، مادر میشه زهرا

دعای لب رسوله، ذکرافطار بتوله

هر کی با مجتبی باشه، نمازو روزش قبوله

یوسف آل پیمبر، پسر ارشد حیدر

عصای دستای مادر

ای دل دعا کن....

شب نیمه ماه رمضون.....

خدا هوای عاشقاتو داره همیشه

محب تو روز جزا گریون نمیشه

کوثر سرشتی، رمز سرنوشتی

تو با داداشت آقای بهشتی

همهی حسن خدایی،قبله و قبله نمایی

توامام و مقتدای ، پادشاه کربلایی

آسمونیا غلامت،کرم و جود و مرامت

دل عباسه تو دامت

ای دل دعا کن ....

شب نبمه ماه رمضون ....


جهت دریافت فایل صوتی اینجا کلیک کنید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :