تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اردیبهشت 1392
 
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

در ساحل جود خدا باران گرفته

باران نور و رحمت و احسان گرفته

 

در هر نگاه این قبیله هل أتایی ست

چشم تهیدستان عالم جان گرفته

 

می بارد انوار کرم از هر کرانه

شبهای دلگیر زمین پایان گرفته

 

داده خدا ماهی به خورشید رئوفش

آری دعای حضرت جانان گرفته

 

از عرش جنت سوره‌ی یاسین رسیده

خاک مدینه عطر الرّحمان گرفته

 

نسل امامت می شود پاینده با او

از برکتش دلهای شیعه جان گرفته

 

او می رسد جود و سخا معنا بگیرد

در قلب عالم نور رحمت پا بگیرد

 

عالم همه قطره اگر دریا تو هستی

کل خلائق عبد اگر مولا تو هستی

 

فیض وجود توست رزق اهل دنیا

باران جود عالم بالا تو هستی

 

ای آسمان لطف! غیر از آستانت

سائل کدامین سو نهد رو، تا تو هستی

 

مانده ست ابتر کیدِ بدخواهان شیعه

روشن ترین تفسیر اعطینا تو هستی

 

مانند کوثر چشمه‌ی جاری نوری

با این حساب آئینه‌ی زهرا تو هستی

 

بابات بوده پاره‌ی قلب پیمبر

آرامش هر لحظه‌ی بابا تو هستی

 

ابن الرضایی تو کریم بن کریمی


ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی

*مابقی شعر در ادامه مطلب*

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : یوسف رحیمی،
لینک های مرتبط :


امشب از شوق چشم دلبرها

لب به لب می شوند ساغرها

از اهالی آسمان هستید

التماس دعا کبوترها

دل عالم به شوق آمده است

از سر خنده های خواهرها

چشم خود باز می کند طفلی

و به پا می شوند محشرها

چقدر دل اسیر قنداقش

چقدر زیر پای او سرها

اصغر است و لبان کوچک او

بوسه گاه لبان اکبرها

پسر آفتاب آمده است

بند جان رباب آمده است

نمک خانواده ی زهرا

شده بابای باب حاجت ها

نمک از خنده هاش می ریزد

طفل شیرین حضرت بابا

گاهی اوقات بالش سر او

می شود دست دختر زهرا

یا که گاهی رقیه می آید

تا بگیرد بغل برادر را

او برای خودش علمداری ست

عَلَمش دست حضرت سقا

روز اول حسین می دانست

می شود قصه ساز عاشورا

چقدر با وقار می آید

نوه ی ذوالفقار می آید

*مابقی شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت علی اصغر (ع)، اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : مسعود اصلانی،
لینک های مرتبط :


روشن تر از روز است خیلی بامرامند

وقتی کریمان با گدایان هم کلامند

 

الحق که آقازاده ها یک یک امیرند

الحق که نوکرزاده ها یک یک غلامند

 

در فقرِ محضِ خود غنیِّ محض هستم

وقتی گدای این درم، مردم گدامند

 

عین عدم هستیم و با آنان وجودیم

پس ما همان هاییم که آن ها بنامند

 

سنّ زیاد و سنّ کم، فرقی ندارد

این خانواده از طفولیت امامند

 

چیزی ندارم جز «سلام الله علیهم»

فرزندهای فاطمه با احترامند

 

هر صبح خورشیدند و در هر شام ماهند

این چهارده تا روشنی صبح و شامند

 

این چهارده آیینه از بس که شبیه اند

وقتی ببینی شان نمی دانی کدامند

×××

و الله این پروانگی ما می ارزد

هر چند خاکستر شدیم اما می ارزد

 

معشوق عالم می شود یک روز، عاشق

مجنون ما اندازه لیلا می ارزد

 

قلاده ما را همین گوشه ببندید

سگ هم کنار خانه این ها می ارزد

 

سر می نهم بر پای تو قیمت بگیرم

هر جا نمی ارزد سرم این جا می ارزد

 

یک جان ناقابل به پایت ذبح کردیم

حالا که شد مال تو از حالا می ارزد

 

این گریه ها را آیه تطهیر گفتند

یک قطرهٔ آن بیش از دریا می ارزد

 

با کاظمین تو بهشتی دارم این جا

پس زندگی در عالمِ دنیا می ارزد

 

پس ارزش گهواره ات کعبه است حتماً

وقتی عصای حضرت موسی می ارزد!

 

دستی بکش بینا کنی این چشم ها را

با معجزات تو چه نابینا می ارزد!

 

کافی ست ما را این که بابای تو خندید

لبخند بابای تو یک دنیا می ارزد

*مابقی شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت علی اصغر (ع)، اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


هر که سر خدمت نگار ندارد

هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

بحث سر دیدن کریمی یار است

ور نه گدا بودن افتخار ندارد

وقت کرم دست تو به دست گدا خورد

بهتر از این لطف روزگار ندارد

شانه بزن بیشتر به زلف کمندت

این دل ما ترس تار و مار ندارد

صبح قیامت اگر تو دلبر مایی

هیچ کسی با بهشت کار ندارد

تا که خدا هست شاه و گدا هست

شاه اگر یار ماست روزی ما هست

لطف تو باشد اگر، حساب کدام است؟!

مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است؟!

علت خلقت تویی در عشق و گر نه

جبر کدام است و انتخاب کدام است؟!

چله ای باید گرفت تا که بفهمیم

سرکه کدام است یا شراب کدام است؟!

این پدر پیر تو چگونه بخوابد

پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است؟!

روی تو و روی او... چگونه بفهمیم

در وسط این دو، آفتاب کدام است؟!

هیچ کسی مثل تو وجود ندارد

مثل تو و سفره ی تو جود ندارد

*مابقی شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


نسیمی از سر زلفت بهار دنیا شد

تو آمدی و امیدی به عشق پیدا شد

تو آمدی و خبر آمد از سرادق عرش

زمین برای همیشه پر از مسیحا شد

درست مثل زمان تولد زهرا

مدینه مثل زمین های مکه زیبا شد

هزار حظّ منزّه به دیده اش آمد

همین که چشم ستاره به روی تو وا شد

و آسمان اگر امروز این همه بالاست

به پای قامت طوبایی شما پا شد

صدای پای کریمانه تو می آید

دلم به پشت در خانه تو می آید

 

تو نور عشقی و حق آفتابتان کرده است

دعای سبزی و حق مستجابتان کرده است

میان خیل هزاران هزار بخشنده

برای جود خودش انتخابتان کرده است

حساب کردم و دیدم چهارده قرن است

مرا پیاله به دست شرابتان کرده است

تو را سرشته و ادغام کرده با قرآن

تو را نوشته و حالا کتابتان کرده است

قسم به کعبه برای شفاعت فرداست

اگر جواد الائمه خطابتان کرده است

خدا سرشته تو را، تا که مثل نور کند

کریمی اش به کریمی تو ظهور کند

*مابقی شعر در ادامه مطلب*

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


طوبای تو میان دلم قد کشیده است

بین من و خیال خودم سد کشیده است

احساس می کنم به تو نزدیک می شوم

جذر مرا نگاه شما، مد کشیده است

این جذبه طلایی بالا نشین تو

بال مرا حوالی گنبد کشیده است

دست خدای عز و جل روی قلب ما

این بار سوم است محمد کشیده است

نوری رئوف در حرمت موج می زند

الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

بخشنده تو، خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو


بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند

سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

بگذار بر کنار قدم های هر شبت

با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

بال و پرم بده که شبیه کبوتری

امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

بگذار از زمان ازل تا همیشه ها

آقای من برای تو نقاشی ام کنند

وقتی میان خانه دعا پخش می کنی

مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

*مابقی شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست

در چله گرفتن ثمری بهتر از این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم

در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم

در بین سحرها سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد

در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه

در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم

در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را

در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش

دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله

ما عبد نگاریم توکلت علی الله


ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند

در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی ست که پای تو به یک سنگ بگیرد

این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است

در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند، سیاهان

وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سر سفرهٔ تو نیز چو بالاست

در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی

در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی

یک بار دگر نیز محمد شده باشی

*مابقی شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار ولادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

عشق را در سحر نگاه کنید

ذکر خود را اله اله کنید

گاه تصویر ماه در چاه است

دل ما را محیط ماه کنید

عاشقان را بنا نبود اصلا

این همه سال زابراه کنید

سر عاشق شدن فلک شده ام

نکند مثل من گناه کنید

اگر عاشق شدی یک روزی

بنشینید و آه آه کنید

عاشقان را بعید می دانم

بتوانید سر به راه کنید

هیچ دنبال عاشقی نروید !

حال روز مرا نگاه کنید

بَرده آوردم تا بخرند

سر و روی مرا سیاه کنید

اشتباهاً مرا پذیرفتن

پس شما هم اشتباه کنید

بنویسید خویش را سائل

بعد از آن کار پادشاه کنید

بدنم را شبی که من مُردم

لحظه ای رو به قتلگاه کنید

کفنم را درآورید و سپس

گریه بر بوریای شاه کنید

در دهانم همین که تربت رفت

بنشینید و آه آه کنید

شب بی گریه من نمی خواهم

بعد مردن کفن نمی خواهم

 

علی اکبر لطیفیان

برگرفته از وبلاگ وزین نود و پنج روز باران

 





نوع مطلب : اشعار امام حسین (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

برای داشتن برخی اطلاعات کلی در زمینه زندگی امام علی النقی (ع) به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از همان ابتدایت ای آقا

شده ام آشنایت ای آقا

 

من فقیر و یتیم و مسکینم

من گدایم گدایت ای آقا

 

با ظهور هلال ماه رجب

می شوم مبتلایت ای آقا

 

می شود پهن بین هر خانه

سفره های غذایت ای آقا

 

دست و دل بازیت چه بسیار است

کرده غوغا عطایت ای آقا

 

پدر و مادرم به قربانت

همه چیزم فدایت ای آقا

 

تا زمانی که من نفَس دارم

می نویسم برایت ای آقا

 

می نویسم که خیلی آقایی

می نویسم که یابن الزهرایی

 

تویی «آقا» و ما همه «بنده»

ظرف ما از وجودت آکنده

 

مهبط الوحی و معدن العلمی

علم در پیش تو سرافکنده

 

نه که یک مرتبه ... هزاران بار

داده ای تو خبر ز آینده

 

هادی راه ما احادیثت

نظراتت همیشه سازنده

 

کوری چشم دشمنان حسود

تویی آن آفتاب تابنده ...

 

... که همیشه هدایتت باقی است

پرتو نور توست پاینده

 

کافی است تا کمی اشاره کنی

شیر در پرده می شود زنده

 

تویی آن کس که می زند زانو

پیش پای تو شیر درّنده

 

چه کسی گفته که تو بی یاری؟!

لشکری از فرشتگان داری


*ادامه این شعر در ادامه مطلب*



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار شهادت امام هادی النقی (ع)، 
برچسب ها : محمد فردوسی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :