تبلیغات
شعر هیئت - مطالب شهادت حضرت علی (ع)
 

خانه با رفتنت اینبار به هم ریخته است

شهر بی حیدر کرار به هم ریخته است

 

پدرم نبض زمان بودی و با رفتن تو

سحر و روزه و افطار به هم ریخته است

 

هرکسی دید پدر، حال مراگفت به خویش:

دختر فاطمه بسیار به هم ریخته است

 

بستر خالی تو گوشه این خانه پدر

علتی شد که پرستار به هم ریخته است

 

بودنت مایه آرامش و آسایش بود

حال بارفتن تو کار به هم ریخته است

 

حسن غمزده را بیشتر از زخم سرت

قصه سینه و مسمار  هم ریخته است

 

حرفی از کوچه نباید بشود پیش حسین

چونکه با گفتنش هر بار به هم ریخته است

 

صحبت از کوفه و بازار و اسیری کردی

از همان لحظه علمدار به هم ریخته است

 

گفته ای کوفه میارند مرا طوری که

همه ی کوچه و بازار به هم ریخته است

 

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : مهدی نظری،
لینک های مرتبط :


صد جلوه از پیمبر تو قد علم کند

آیینه چون به محضر تو قد علم کند

 

جایی برای پر زدن جبرئیل نیست

در آسمان اگر پر تو قد علم کند

 

دنیا کم است ظرفیتش، پس مجال نیست

تا جلوه های دیگر تو قد علم کند

 

راه فرار نیست هزاران سپاه را

هر وقت نام حیدر تو قد علم کند

 

دیگر به ذوالفقارِ دو دم احتیاج نیست

آن لحظه ای که همسر تو قد علم کند

 

افتادنِ به پات مرا سربلند کرد

از این طریق نوکر تو قد علم کند

 

فردای رستخیز، شفاعت تو را کم است

در آن مقام، قنبر تو قد علم کند

 

از پشت سر زدند تو را... جراتش نبود

شمشیر در برابر تو قد علم کند

 

زینب نمی گذاشت که فرقت دو تا شود

فرصت نبود دختر تو قد علم کند

 


 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : علی اكبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

نیمه شب بود و از بهشت خدا

ناله و سوز و آه می آمد

شعله های غم بزرگ کسی

از دل سرد چاه می آمد

***
بی کسی بود و بغض سنگینی

در گلوی یتیم های علی

نوبت گریه های آرام ِ

بچه ها شد ولی برای علی

***
چشم مهتاب سومین دفعه

شاهد گریه های دختر بود

بستری جمع شد از آن خانه

بستری که برای مادر بود

***
چادری را بغل گرفته حسین

چادری که برای زهرا بود

چادری را که تا دم آخر

بین آغوش گرم بابا بود

***
بغض اربابمان ترک برداشت

هق هقش را شنید خواهر او

و نمیشد در آن شب غربت

داغ بابای  شهر باور او

***
گفت خواهر مدینه یادت هست

بنشین سر بزیر گریه کنیم

داغ مادر چو زخم سر وا کرد

بنشین تا که سیر گریه کنیم

***
وقت غسلی شروع شد این بار

حسنش دست هاش می لرزید

آسمان خدا در آن لحظه

چون دلش پا به پاش میلرزید

***
بعد از آنکه وضو گرفت حسن

بوسه زد سنگ غسل بابا را

و ابالفضل آب می آورد

چشم شب دید غسل دریا را

***
غسل حیدر تمام شد اما

چشم زینب هنوز می بارید

گوئیا با کفن نمودن او

آنچه را گفته بود بابا دید

***
که برادر میان گودال و

لشکری بود و چنگ و پیرهنش

وحشیانه هجوم آوردند

نیزه ها بود و بوسه بر دهنش

***
پیش چشمان مادرش زهرا

دست و پا بین موجی از خون زد

یک سه شعبه به سینه آمد و از

پشت ارباب تشنه بیرون زد

***
تازیانه در آن سوی گودال

سر و کارش به دختری افتاد

شعله ور بود خیمه و آتش

روی پرهای معجری افتاد

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

دیگر عالم سیاه و تاریك است

شده نور خدا دگر خاموش

تو هم ای آفتاب عالم تاب

در فراق علی سیاه بپوش

***

مرتضی میرود ولیكن حیف

خار در چشم و استخوان به گلوست

مرگ زهرا و ماجرای فدك

به پیمبر قسم كه قاتل اوست

***
ای یتیمان شهر كوفه دگر

كیسه بر دوش عشق مولا رفت

نه یتیمان كوفه بی پدر گشتند

پدر مهربان دنیا رفت

***
لعن و نفرین بر این جماعت پست

مردم دین فروش و درمانده

فرق حق شد دوتا همه گفتند

مگر آقا نماز میخوانده

***
مردم كوفه یادتان باشد

یادِ آن روز ، روز ِ پُر باران

همه ی شهر با علی گفتید

میكنیم این محبتت جبران

***

تا حسین ِ علی به كوفه رسید

همه ی شهر عهد بشكستند

یا علی در ازای آن همه لطف

آب بر روی كاروان بستند

***

آن یتیمی كه دست رحمت تو

بر سرش بود مثل دست پدر

وای من از چه روست میریزند

بر سر ِ زینبِ تو خاكستر

***

تا كه ناموس حق به كوفه رسید

دور محمل به روی نی سرها

از تماشای مردم بی دین

گره زد دخترت به معجرها

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

كوفه امشب چه ساكت و سرد است

كوفه امشب چقدر پُر درد است

كوفه امشب نمیرود در خواب

كوفه گرچه عجیب نامرد است

چشمهایِ یتیمها پُر خون

سر ِ راهِ امیر ِ شبگرد است

كاسه ها خالی است از شیر و

چهره از فرط گریه ها زرد است

آه مادر ، غریب، امشب علیست

نانِ ما را پدر نیاوردست

 

نذر دارم كه بی پدر نشوم

من یتیمم یتیم تر نشوم

 

پیرمردی كه میرسد اینجا

مو سفیدی كه در دلِ شبها

روی دوشش همیشه زخمی بود

ردّی از بار ِ كیسه ی خرما

در كنار تنور نان میپخت

خنده اش میزُدود غمها را

جای بازیِ ما به دامن او

پهلوانی كه بود مركب ما

آه مادر بگو كجا رفته؟

آی بابا دلم گرفته بیا

 

چهره اش بین خانه دیدن داشت

حرفهای دلش شنیدن داشت

 

گفت با ما كه طعنه ها نزنید

دستِ رد بر من و خدا نزنید

گریه میكرد و زیر لب میگفت

كه نمك روی زخم ما نزنید

روزگاری یتیم اگر دیدید

خنده بر داغدارها نزنید

پیش چشمان دختری كوچك

سنگها را به نیزه ها نزنید

سر ِ زنجیر را به هر طرف نكشید

عمه اش را به ناسزا نزنید

از سر ِ بامهایتان آن روز

شعله بر معجر حیا نزنید

گر نوازش نمیكنید او را

چنگ از پشت، بی هوا نزنید

خواهشی دارم این دم ِ آخر

طفل را زیر ِ دست وپا نزنید

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

اون آقایی که شبا رد می شد از کوچه ما ،کیسه بدوش کو ؟

رد پای پر خراش بی خروش کو ؟ اون آقای خرقه بدوش کو ؟

کجاست اون آقا که پینه های دستاش مرهم دلای ما بود ؟

نفس سبز نگاهش همیشه حلال مشکلای ما بود

می شه یک بار دیگه سر بزاره به خونه ما

بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما

موهای آقا سپیده ، جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

جوونا آقا بشین، زنده کنین رسم جوون مردی رو امشب

یتیما منتظرن، زنده کنین شیوه شب گردی رو امشب

یتیما پشت درای خونشون منتظر آقا نشستن

گوش به زنگ تق تق یه جور صدای پا نشستن

موهای آقا سپیده ، جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

قامت آقا خمیده جوونا کیسه رو از آقا بگیرین

دستای پینه بسته علی به همراه منه

خونه نشینی علی آتیش به جونم می زنه

تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علی یه

قافیه تنگه دلم، از دل تنگه علی یه

تو کوچه های غربتم نشونی از مولا می دن

اهل محل سلام مو جواب سر بالا می دن

به من می گن علی کیه ؟ علی امام عاشقاست

به من می گن علی کیه ؟ داغ دل شقایقاست

توی نجف یه خونه بود،که دیواراش کاهگلی بود

اسم صاحب اون خونه، مولای مردا علی بود

نصف شبا بلند می شد ، یه کیسه داشت که بر می داشت

خرما و نون و خوردنی ، هرچی که داشت تو اون می ذاشت

راهی کوچه ها می شد ، تا یتیما رو سیر کنه

تا سفره خالی شون و پر از نون و پنیر کنه

شب تا سحر پرسه می زد ، پس کوچه های کوفه رو

تا بوی بارون بکنه ، پاهای بی شکوفه رو

عبادت علی مگه می تونه غیر از این باشه

باید مثل علی بشه ، هرکی که اهل دین باشه

بعد از علی کی می تونه مرهم راز من بشه

درد دلامو گوش کنه ، دچار ساز من بشه





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او

پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : محمد حسین صفاریان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

در دلم آتشی از داغ تو بر پا شده است

بیشتر از سر ِ شب زخم سرت وا شده است

 

لخته خون بسته ببین چادر مادر امشب

قامتت سرخ شده قامت من تا شده است

 

قاتل از شیر تو نوشیده به من میخندد

یعنی ای كوفه نشین نوبت بابا شده است

 

باز یك گوشه حسن گرم زبان میگیرد

باز این خانه پر از روضه ی زهرا شده است

 

دیدم آن روز در آن كوچه ی باریك چه شد

دیدم آن روز كه یك مشت مهیّا شده است

 

گرد و خاكی شد و افتاد به خاك و دیدم

ردِّ یك پنجه بر آن چهره هویدا شده است


برگرفته از وبلاگ وزین من غلام قمرم

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

 

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

 

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

 

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

 

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

 

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

 

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را ز دیده ی تو در بیاورد

 

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان زگلویت در آمده

 

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

 

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

 

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

 

وشمر جالسٌ ... نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت


 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : رحمان نوازنی،
لینک های مرتبط :


دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

 

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

 

رفتی برای زینب تو خستگی ماند

دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

 

خونت نوشته گوشه ی محراب مسجد

این کوه طور عاشقی موسی ندارد

 

دنیا پدر جان تا خود روز قیامت

مانند تو گریه کن زهرا ندارد

 

رفتی و از این شهر بردی مهربانی

کوفه برای ماندن ما جا ندارد

 

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت

در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

 

فکری به حال روزگار دخترت کند

در روزهایی که حرم سقا ندارد

 



نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : محمد حسین رحیمیان،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :