تبلیغات
شعر هیئت - مطالب شهادت امام صادق (ع)
 
یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است
خونِ جگر به دیده ی آلِ پیمبر است
 
شهر مدینه گشته عزاخانه ی وجود
رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است
 
گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت
امشب شب یتیمی موسی ابن جعفر است
 
گِریَند بر امام ششم هفت آسمان
در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است
 
جسمی که آب شد از جفا زیر خاک رفت
در قلب آب و خاک از این داغ آذر است
 
خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او
قبرش کنار تربت زهرای اطهر است
 
آتش زدند خانه او را حرامیان
این اجر خوبی پدر و ارث مادر است
 
جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار
الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است
 
قامت خمیده،تن شده مانند شمع آب
این شاهد جنایت منصور کافر است
 
بر او بریز اشک که این گریه نزد حق
با گریه بر حسین ثوابش برابر است





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


اى مهر تو بهترین علایق

جان ها به زیارت تو شایق

ما را نبود به جز خیالت

یارى خوش و همدمى موافق

بیمارى روح را دوا نیست

جز مهر تو اى طبیب حاذق

اى نور جمال كبریائى

اى نور تو زینت مشارق

روزی كه دمید نور خلقت

رخسار تو بود صبح صادق

از جلوه تو تبارك الله

فرمود به خلقت تو خالق

حسن تو خود از جمال زهراست

اى زاده بهترین خلایق

بر تخت كمال و تاج عصمت

آخر كه بود به جز تو لایق

تفسیر كمال ایزدى بود

گفتار تو اى امام صادق

باشد سخن تو جاودانى

بوده است چو با عمل مطابق

افسوس شدى شهید، آخر

از حیله ناکسی منافق

از داغ تو شد جهان عزادار

زیرا به تو عالمى است عاشق

ماتم زدهایم و غم چو دریاست

دلها همه چون شكسته قایق





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

ابرِ سیاهِ غصه پهنه‌ی آسمون رو
گرفته بغضِ ماتم سینه‌ی کهکشون رو
سروِ بلندِ شیعه خسته شده ز کینه
می‌خواد که با فِراقش شروع کنه خزون رو
* * *
استادِ درسِ قرآن، فقه و اصول و ایمان
شیعه به پای درسش نشسته جون گرفته
ز رفتنش جهانی غرق عزا و زاری
اشک چشِ ملائک رو به فزون گرفته
* * *
شبِ شهادت تو اومده‌ام بدونی
که دل از این مصیبت حکایتش جنونه
به پای روضه‌های غمین و جانگذازت
بقیعِ خلوتت رو دل می‌کنه بهونه





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم
میانِ کوچه‌های غم، غریب و در به در شدم
خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند
دلِ غمینِ و خسته‌ام به غصه‌ مبتلا کند
کشد به آتش جفا گهی حریم خانه‌‌ام
تو خود بدانی ای خدا غریبِ این زمانه‌ام
به بزم عیش و نوش خود مرا شبانه برده‌اند
نماز من شکسته‌اند، با تازیانه برده‌اند
حالا که زهرِ مجلسِ حرامیان چشیده‌ام
ببین که خون روان شده ز گوشه‌های دیده‌ام
ببین به راه خانه‌ام نشسته‌ام چو مادرم
به مرگ خود رضا شدم، شکسته‌ام چو مادرم
شراره‌های زهرِ کین عطش به پیکرم نشاند
به یاد جد اطهرم مرا به کربلا کشاند
خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


دارم برای رنگ تنت گریه میكنم

پایِ نفس نفس زدنت گریه میكنم

 

باور كنیم حرمت تو مستدام بود؟

یا بردن تو بردن با احترام بود؟

 

باور كنیم شأن تو را رد نكرده است؟

این بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

 

گرد و غبار، روی تو ای یار ریختند

روی سر تو از در و دیوار ریختند

 

هرچند بین كوچه تنت را كشید و برد

دستِ كسی به رویِ زن و بچه ات نخورد

 

باران تیر و نیزه نصیب تنت نشد

دست كسی مزاحم پیراهنت نشد

 

این سینه ات مكانِ نشست كسی نشد

دیگر سر تو دست به دست كسی نشد

 





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


می سوخت بین شعله ها بال و پر تو

آتش نشد شرمنده از موی سر تو

 

از نعره مستانه یک نامسلمان

آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو

 

دست خدا را باز بستند این جماعت

آقا چه خالی بود جای مادر تو

 

با رفتن تو آسمان هم گریه می کرد

آن شب نبود عمامه ای روی سرتو

 

پای برهنه پشت یک مرکب دویدن

نگذاشت نایی در میان پیکر تو

 

در کوچه های خلوت شهر مدینه

تنها غریبی بود یار و یاور تو

 

دیدند خیلی داغدار کربلایی

شام غریبان شد به پا در محضر تو

 

جای هزاران سحده شکرانه دارد

خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو

 

 





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : محمد حسین رحیمیان،
لینک های مرتبط :


وقتی آن بی صفت از چشم، حیا را انداخت

با عزیز دل زهرا سر دعوا انداخت....

 

دید از پیش بنایش به زمین خوردن نیست

تازیانه زد و از پشت عبا را انداخت

 

ذکر یا فاطمه بر روی لبش داشت ولی

ضربهء سیلی آن مرد، صدا را انداخت

 

با سر شیخ حرم تا سر شوخی وا شد

یکی عمامهء آن مرد خدا را انداخت

 

وسط کوچه که افتاد، صدا زد: وای از

نیزه هایی که شه کرببلا را انداخت

 

یکی انگشت اشاره سوی نسوان می برد

آهِ زینب زد و آن بی سر و پا را انداخت

 





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : حسین قربانچه،
لینک های مرتبط :


وقتی کسی زمین بخورد درد می کشد
هر کس نفس زنان بدوَد درد می کشد

او هم شبیه مادر سادات فاطمه
از ضربه های دست و لگد درد می کشد

با دست سفت و سخت ، کسی هم بیاید و
سیلی به صورتش بزند درد می کشد

بر ساحت مقدس زهرای مرتضی
وقتی جسارتی بشود درد می کشد

با یاد معجری که به آتش کشیده شد
آقا بدون حد و عدد درد می کشد

با دیدن بقیع ، بگویم برایتان
حتی درون قبر و لحد درد می کشد





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : جعفر ابوالفتحی،
لینک های مرتبط :


گوشه‌ی بستر مرگ افتاده
پیرمردی که غریب و تنهاست

پای تا سر بدنش می‌لرزد
اثر زهر ز رنگش پیداست
*
حال و روزش چه قَدَر پائیزی‌ست
همه‌ی برگ و برش می‌سوزد

از لب خون‌شده‌اش معلوم است
پاره پاره جگرش می‌سوزد
*
اشک هایش به غمِ ساعاتی
که خدایی شده می‌افزایند

رنج هایی که کشیده دارند
باز در خاطره‌اش می‌آیند
*
یادش آید شب جانسوزی که
حُرمت خانه‌اش از کینه شکست

آن قَدَر ضربه‌ی پا خورد آخر
درِ کاشانه‌اش از کینه شکست
*
لحظاتی که میان آتش
چارچوبِ درِ خانه می‌سوخت

گریه می‌کرد به آن روزی که
پشت در مادرِ خانه می‌سوخت
*
موقع مرگ دوباره آقا
یاد، از خاطره‌ای دیگر کرد

یادِ آن خاطره‌ی تلخی که
جگر سوخته را پرپر کرد
*
پیرمردی ز نفس افتاده
پابرهنه پِیِ مرکب می‌رفت

مثل آن دخترکی که پشتِ
قافله ماند و دلِ شب می‌رفت
*
دختری که همه روز و همه شب
به لبش نام پدر را می‌بُرد

به خداوند اگر عمه نبود
زیر آماج کتک ها می‌مرد





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : علی صالحی،
لینک های مرتبط :


به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
نظاره تو ابوحمزه و زراره کشید

غریب هستی و چون مادرت نشد آقا
سر مزار شما گنبد و مناره کشید

به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا
که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید

تو را میان دعا، بی نمازها بردند
تو را پیاده به کوچه یکی سواره کشید

میان کوچه تن خسته ات زمین تا خورد
نکرد رحمی و دشمن تو را دوباره کشید

سریع خانه برو دختر تو ترسیده است
که ارث مادریت را کسی شراره کشید

گرفته خانه تو رنگ خیمه های حسین
دوباره گریه چشمت به سوگواره کشید

دوباره آتش و خیمه غروب عاشورا
دوباره کرببلا را به استعاره کشید

تمام اهل و عیالش فرار می کردند
و دختری که خودش را به یک کناره کشید

به چند زخم پدر مرهمی ز گریه گذاشت
دوباره در بر خود جسم پاره پاره کشید

به پیش پیکرش از دشمنی شکایت کرد
که معجر از سر و از گوش گوشواره کشید





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :