تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ولادت حضرت معصومه (س)
 
جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

خاک این شهر به چشمان تو عادت دارد

خوش بحال نفس قم که لیاقت دارد

چون تو یک روز از این کوچه گذشتی

عمری زندگی در دل این شهر سعادت دارد

گنبدت پر شده از کفتر و تنها دل من

چون کلاغی ست که رویای زیارت دارد

کوچک است آه ولی حوض تو با دریا و ...

گنبدت با خود خورشید رقابت دارد…

حرمت مثل نگینی است ولی در دل خاک

زیر خاکی همه جا این همه قیمت دارد

حرمت مثل نگینی ست در انگشتر شهر

که در اطراف خودش فاضل و بهجت دارد

حرم حضرت معصومه و درهای بهشت

جمکران ، این همه این شهر علامت دارد

.....وکجا بهتر از این شهر برایت دیگر

مومن آن است که یک ذره لیاقت دارد.....





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

به دل حک شد به خط آشنایی
شب میلاد و آغازِ گدایی
گدای بارگاهِ سبزِ عشقم
ببین امشب دلم گشته هوایی
به پیش پای تو غرقِ سرشکم
که شاید سر زنی بر بی‌نوایی
کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست
کرم بنما تو هر چه می‌توانی
تویی معصومه، عصمت پیش رویت
کند سجده از این نورِ خدایی
تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب
که با زینب همیشه هم صدایی
همین بس از تو ای معصومه جانم
لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
که سر تا پا چنین زهرا نمایی
همه امشب کنارِ بارگاهت
من و این گریه و فصلِ جدایی
دلِ فطرس شده در شامِ میلاد
اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001
می رسد امشب نوای عاشقان مستانه تر
 می شود امشب دل دیوانه ها دیوانه تر
 سینه ی عاشق همیشه رو به ویرانی خوش است
 عاشقان را دل بود امشب بسی ویرانه تر
 خانه ی موسی گرفته رنگ و بوی فاطمه
 آمده جانانه ای با جلوه ای جانانه تر
 بعد از او دیگر برای فاطمه آئینه نیست
 تا ابد این امر از افسانه ها افسانه تر
 اهل خانه گرد شمع روی او پروانه اند
 شد برادر بین خانه گرد او پروانه تر
 عالم امشب بر سر خان کریمه سرخوش است
 با نوای فاطمه یا فاطمه در چاوش است




نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مى ‏خواستم که جانب میخانه رو کنم
دستِ نیاز، حلقه ی جام و سبو کنم
 
در ساحل نیاز نشینم امیدوار
دل را به شطّ باده دَمادم فرو کنم
 
وقتى که هست شوق تیمّم ز خاک یار
دیگر چرا ز چشمه ی زمزم وضو کنم
 
با من حدیث طعنه ی نا مردمان مگو
من آبروىِ مِى طلب آبرو کنم
 
تیغ زبان به کار نمى ‏آیدم دگر
باشد به چشم خون شده ‏ام گفتگو کنم
 
از دست رفته دل، به تمنّاى دلبرم
ساقى کمى تحمّل من کن که مضطرم
 
دست خمار جز به سوى خُم نمى ‏رود
کشتى ز بحر جز به تلاطم نمى‏ رود
 
گر گُل اسیر پنجه باد خزان شود
از بلبل انتظار ترنّم نمى‏ رود
 
یک خوشه عشق آل على گر ثمر دهد
آدم سراغ دانه ی گندم نمى‏ رود
 
حاتم بخیل نیست، اگر درهمى نداشت
لبهاش جز به مهر و تبسّم نمى‏ رود
 
تا گفت آشیانه ی ما آن دیار هست
آواره مى ‏شود دل و از قم نمى‏ رود
 
چشمم فرات و باز دلم مات مى ‏شود
محوِ جلالِ عمّه ی سادات مى ‏شود
 
تا باده از سبوى امامت گرفته ‏ایم
پیش خدا جوازِ اقامت گرفته‏ ایم
 
از حُسن خلقتیم به حیرت، گمان مبر
انگشت بر دهان ز ندامت گرفته‏ ایم
 
دل را چو داده ‏ایم به دست طبیب عشق
منزل به کوچه باغ سلامت گرفته‏ ایم
 
با وعده ی بهشت برابر نمى ‏کنیم
هر دِرهمى از او به کرامت گرفته ‏ایم
 
خورشید را مُسخّر خود کرده ‏ایم ما
تا ذرّه‏ اى ز رحمت عامت گرفته ‏ایم
 
تا سوخته چو لاله ز داغت دعاى ماست
خاک حریم شاه چراغت دواى ماست
 
یک صبح مى‏ شود که برایم دعا کنى؟
یا نیمه شب به شوق نمازم صدا کنى
 
مرغ دل از قفسِ تن به درکشى
در آسمان صحن و سرایت رها کنى
 
ما را به پادشاهى عالم در آورى
یعنى که در حریم بلندت گدا کنى
 
امروزه کاینچنین به کرامت زبانزدى
تا رستخیز بهرِ شفاعت چها کنى؟
 
تو زائر مدینه‏ اى و طوس مى روى
ما را ببر که زائر قبرِ رضا کنى
 
باشد نصیب ما بنمایى هزار حج
یعنى طواف در حرم ثامنُ الحجج
 
اینجا که آمدى سخن از تازیانه نیست
حرفى ز بى وفایى و ظلم زمانه نیست
 
در دست ‏هاى مردم شهر تو سنگ نیست
یعنى سلام مردم تو وحشیانه نیست
 
سیلى نزد کسى به رُخ داغدار تو
اینجا خبر ز خون دل و دردِ شانه نیست
 
با شاخ گل، تو را به سوى خانه مى‏ برند
کنج خرابه، بهر تو آشیانه نیست
 
آرى حریم تو حرم اهل بیت شد
حتّى فراز آنکه ز قبرش نشانه نیست
 
تا نیّت زیارت معصومه مى‏ کنم
یاد از مزار مادر مظلومه مى ‏کنم





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : جواد محمد زمانی،
لینک های مرتبط :


سائل لطف نوشتند بنی آدم را

سرِ این سفره نشاندند همه عالم را

 

صبح فردا عجبی نیست اگر بنشانند

یك طرف آسیه را، یك طرفت مریم را

 

حسِ معراج نشینیِ من این است فقط

گوشه ای از حرمت پهن كنم بالم را

 

در ضریحت شرف آدمیت ریخته اند

پس محال است كه آدم نكند آدم را

 

همه بالفعل مسیح اند اگر پخش كنند

نفسِ دختر موسایِ مسیحا دم را

 

مثل یك عرش برای تو حرم ساخته اند

كاش می شد حرم حضرت زهرا هم را...

 

با گداییِ حرم فخر به دنیا داریم

هر چه داریم از این دختر موسی داریم

 

قصد كردی بكِشی و بكِشانی همه را

تا به معراجِ بلندت برسانی همه را

 

ریشه های دلِ ما رشته ای از چادر توست

چادرت را بتكان تا بتكانی همه را

 

به خدا ذره ای از خانمی ات كم نشود

چه برانی همه را و چه بخوانی همه را

 

تربت پای تو بودن چه به ما می آید

پس چه بهتر سر راهت بنشانی همه را

 

یك دو قربانی ما نیست برازنده ی تو

وقت آن است بیایی بستانی همه را

 

بشكند گر سر عشاق فدای سر تو

همه ی ما به فدای نخی از معجر تو

 

ما گداییم همه وقت نظر داشتنت

خاك پاییم همه وقت گذر داشتنت

 

آمدی مردم ایران به نوایی برسند

ورنه جز این كه بهانه ست سفر داشتنت

 

علم شد تربت سجاده ی بیت النّورت

حوزه ی علمیه شد لطف سحر داشتنت

 

یك نفس در جگرت سوخت و شد روح الله

بركت داشت چقدر، آهِ جگر داشتنت

 

فتنه ای آمد و چون فاطمه جمعش كردی

ای به قربان تو و سینه سپر داشتنت

 

در طریقت نفس از پا كه بیفتد خوب است

سیر معراج به این جا كه بیفتد خوب است

 

گاه بابا سخنش را به تو تنها می گفت

چون نبی گر چه علی داشت به زهرا می گفت

 

جایگاه تو چنان در نظرش بالا بود

جای آن داشت به تو اُمِّ ابیها می گفت

 

دست خطِ تو كه می دید فقط می بوسید

تا كه یادِ تو می افتاد "فداها" می گفت

 

خبر از عصمت بی چون و چرایت می داد

هر امامی كه مقامات شما را می گفت

 

عمه ی كرب و بلا در تو تجلی كرده

باید این آینه را زینب كبری می گفت

 

بر روی چشمِ همه جای شما محفوظ است

احترام تو در این شهر خدا محفوظ است

 

مطمئن باش در این شهر پریشان نشوی

بی برادر نشوی پاره گریبان نشوی

 

مطمئن باش كسی سنگ نمی اندازد

از عبورت ز سر كوچه پشیمان نشوی

 

محملت بر روی چشم همگان جا دارد

به خدا مورد آزار مغیلان نشوی

 

آن قدر پوشیه و حله سرت می ریزند

زیر یك معجر پاره شده پنهان نشوی

 

زیور آلات تو را مردم این جا نبرند

وسط خیمه ی آتش زده حیران نشوی

 

محملت شعله ور از واژه ی غارت نشود

حَرمت بسته به زنجیر اسارت نشود

 





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم

 

ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

 

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

 

همسایه حریم تو همسایه خداست

پس صد هزار شكر كه همسایه قمیم

 

آن قدر عاشقان و بزرگان و عالمان

دلداده تواند كه ما بین آن گمیم

 

ای دست گیر صبح قیامت سرم فدات

هم خانواده هم پدر و مادرم فدات

 

بالاتر از پریدن پرهاست بام تو

ماها نمی رسیم به شان مقام تو

 

خم می شود تمامی دنیا برابرت

ای احترام آل عبا احترام تو

 

باید هزار بار نشست و بلند شد

وقتی كه می رسند بزرگان به نام تو

 

این شان توست حرمت توست احترام توست

گوید اگر "فداک ابوک" امام تو

 

آباد گشت قلب زمین زیر پای تو

آباد گشت مسجد دین با كلام تو

 

یعنی تمام هستی دین مال فاطمه است

یعنی تمام ملك زمین مال فاطمه است

 

تو آمدی كه رحمت دنیای ما شوی

منجی تا قیامت كبرای ما شوی

 

ما مرده ایم و تو نفست مرده زنده كن

پس واجب است این كه مسیحای ما شوی

 

تو خانمی و جلوه بالای هر سری

اصلاً عجیب نیست كه آقای ما شوی

 

تو آمدی كه با بركات نسیمی ات

روزی یا امام رضاهای ما شوی

 

اصلاً قرار بود در ایران زمین ما

چون فاطمه بیایی و زهرای ما شوی

 

مهمان چند روزه ایران خوش آمدی

همشیره امام خراسان خوش آمدی

 

شهر تو آشیانه ی امن امام هاست

گلدسته ات مطاف شب و روز انبیاست

 

بانو قسم به پنجره های ضریح تو

این آستانه ای ست كه باب الرضای ماست

 

روی در حریم تو این را نوشته اند

"اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

 

این جا به احترام قدم نه، که از شرف

گیسوی حور و بال ملك فرش زیر پاست

 

این جا مس تو را به نگاهی طلا كنند

تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

 

اینجا مدینه دگر آل فاطمه است

اینجا دل شكسته به دنبال فاطمه است

 





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


ما را برای گدایش شدن آفریدند

قمری آب و هوایش شدن آفریدند

 

او را برای طواف و برای عروج و

ما را برایِ برایش شدن آفریدند

 

این خانم با کرم، محترم را برای

وقف امام رضایش شدن آفریدند

 

اصلاً تمامی ایران زمین را برای

ملک خصوصی پایش شدن آفریدند

×××

هر چند نانی نداریم، گندم که داریم

گیرم مدینه نرفتیم ما قم که داریم

 

زهرا حضورش نیازی به مردم ندارد

اصلاً ظهورش مدینه و یا قم ندارد

 

بالی که این آسمان را ندارد چه دارد؟

آن کس که این آستان را ندارد چه دارد؟

 

من حاجتم را به دست مسیحا ندادم

بال و پرم را به این آسمان ها ندادم

 

قمری ام و در کرم خانه لانه گرفتم

من حاجتم را از این آستانه گرفتم

×××

عصمت تباری که همسایه اش را ندیده

همسایه اش نیز هم، سایه اش را ندیده

 

بانوی والا مقامی که ما فوق نور است

خورشید هفت آسمانی که ما فوق نور است

 

جبریل حتی حریف کمالش نمی شد

آیینه هم رو به رو با جمالش نمی شد

 

پروازها با قنوتش به بالا رسیدند

اعجازها با نگاهش به این جا رسیدند

 

غیر از خدایا خدایا صدایی ندارد

روی زمین غیر محراب جایی ندارد

 

سجاده اش با مناجات کردن گره خورد

گهگاه با نور خیرات کردن گره خورد

 

در بارگاه جلالی، تعبّد، تعبّد

در آستان کمالی، تهجّد، تهجّد

 

امروز باران ترینِ عنایت به دستش

فردا فراوان ترینِ شفاعت به دستش

 

با لطف بسیار دست بگیری که دارد

چه خوب تا می کند با فقیری که دارد

 

خورشید شب های تنهای محتاجی ماست

یا رحمة الله فردای محتاجی ماست

 

بالا پریدند پرهای ما با نگاهش

چه سر به زیرند سرهای ما با نگاهش

 

از یک طرف دخترِ مردِ مشکل گشاهاست

از یک طرف خواهرِ آبروی گداهاست

 

او حلقه ی اتصال رضا با جواد است

باب الحوائج ترینی که باب المراد است

 

وقتی که می خواست از خانه اش در بیاید

یعنی به سمتِ حریم پیمبر بیاید

 

دور و برش از برادر برادر قرُق بود

راه از پسر های موسی بن جعفر قرُق بود

 

دست پسرهای موسی بن جعفر نقابش

پای پسرهای موسی بن جعفر رکابش

 

تا چادرش خاکی از ردّ پایی نگیرد

تا معجر با حجابش به جایی نگیرد

×××

او آمد و مایهٔ افتخار همه شد

دسته گل مریمی بهار همه شد

 

گیرم نبودیم اما سلامش که کردیم

گیرم ندیدیم، ما احترامش که کردیم

 

ما سر بلندیم از این که گلابش نکردیم

با ازدحام سر کوچه آبش کردیم

 

او آمد و طرز خواهر شدن را نوشت و...

قربانِ قبل از برادر شدن را نوشت و...

 

چه خوب شد که مسیرش به مقتل نیفتاد

چه خوب تر بارها از روی تل نیوفتاد

 

گودالی از کشمکش های لشکر ندید و...

ای وای! بالای سرنیزه ها سر ندید و...

 

ای وای از آن خواهری که برادر ندارد

بوسه زند بر گلویش اگر سر ندارد

 





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


نشسته ام بنویسم حرم، حرم... بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو

 

نشسته ام بنویسم مرا به قم ببری

دو هفته ای شده اصلاً نمی پرم، بانو

 

نشسته ام بنویسم، مرا رها نکنی

که بی تو راه به جایی نمی برم، بانو

 

مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد

ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

 

امام زاده ی موسی بن جعفری، خانم

غلام زاده ی موسی بن جعفرم، بانو

 

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات

هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات

 

به شرط آن که فدایت شوند سر دادند

به شرط آن که برایت شوند، پَر دادند

 

شفیعه ی همه! مدیون چادرت هستیم

به لطف توست به ما سایه ای اگر دادند

 

تمام حاجت خود را نوشتم و بعداً

حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

 

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس

به علم حوزه ی علمیه ها اثر دادند

 

چهار امام کمال تو را بیان کردند

چهار امام جلال تو را خبر دادند

 

چهار امام نوشتند احترام تو را

شکوه نام تو را، جلوه ی مقام تو را

 

بلند عرش خدا هم ردیف شانه ی تو

بهشت باغچه ای در حیاط خانه ی تو

 

قدم به سمت مدینه زدم... نفهمیدم

چطور شد که رسیدم به آستانه ی تو

 

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم

تویی روانه ی مشهد، منم روانه ی تو

 

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری

چقدر آینه در آینه است خانه ی تو

 

شبیه فاطمه! همسایه آبرویش را

گرفت شب به شب از گریه ی شبانه ی تو

 

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم

و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

 

کریمه! سفره ی نان را به دست تو دادند

همیشه روزی مان را به دست تو دادند

 

چگونه دل نگران قیامتم باشم

دلِ منِ نگران را به دست تو دادند

 

کلید قفل حرم را به دست ما دادند

کلید قفل جنان را به دست تو دادند

 

قلمروی تو خلاصه نمی شود در قم

همه زمین و زمان را به دست تو دادند

 

نجات مردم قم دست «میرزای قمی» ست

نجات هر دو جهان را به دست تو دادند

 

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست

دخیل ما همه بر رشته های معجر توست

 

نکرده است کسی غیر حق تماشایت

ز بس که خالق تو آفریده بالایت

 

تو ازدواج نکردی به خاطر این که

نبود هیچ کسی هم طراز و همتایت

 

کنار جلوه ی تو می شود خدا را دید

تو کوه طوری و بابای توست، موسایت

 

تمام مردم دنیا به پات می میرند

فقط همین که بگوید: «فدات» بابایت

 

تویی که این همه باشد عطای امروزت

خودت بگو که چقدر است عطایِ فردایت؟!

 

یگانه دختر موسی، بگیر دست مرا

شفیع جنت کبری، بگیر دست مرا

 

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو

مرا بزرگ نوشته است، ذره پرور تو

 

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود

هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

 

تو آن قدر عظمت داشتی که از مادر

فقط امام رضا می شود برادر تو

 

و از میان پسرهایِ موسیِ جعفر

فقط امام رضا بود سایه ی سر تو

 

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت

خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

 

خدا کند که این جا پرت به در نخورد

شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد

 





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام صبح من آغاز می شود

 

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود

 

قفل دلم شکسته کنار در حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

 

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

اینجا دل شکسته سبب ساز می شود

 

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

 

اعجاز توست اینکه دلم یا کریم توست

قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

 

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه ی شهود و تجلی معطر است

 

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

 

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

 

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

 

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

 

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

 

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

اینجا حضور فاطمه احساس می شود

 

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه

اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

 

بی اختیار پای ضریحت رسیده است

هر زائری که آمده دنبال فاطمه

 

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان

اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه

 

فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است

صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

 

خورشید آل فاطمه از راه می رسد

هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

 

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم

یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

 

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا

محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا

 

آرامش و قرار دل ثامن الحجج

ای زینب امام رضا إشفعی لنا

 

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت

ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا

 

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت

می آورم دو دست دعا إشفعی لنا

 

روی سیاه و بار گناهان ما کجا

لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا

 

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما

در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

 

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای

تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

 

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده

طعنه به پارسایی حور و ملک زده

 

سرشار از زلالی نور یقین شود

در مرقد منور تو قلب شک‌زده

 

از چشمه های فیض تو سیراب می شود

هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

 

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست

بر گنبد تو دست توسل فلک زده

 

شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی

گویا کسی به زخم دل من نمک زده

 

دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا

قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده

 

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا

در دست توست تذکره ی کربلای ما





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



حضرت معصومه(س)-ولادت


از شب میلاد تو اینگونه حاصل می شود

ماه روز اول ذی القعده کامل می شود

بارها سر در میارد از شب میلاد تو

تا که جبرائیل از خورشید غافل می شود

گوئیا شأن نزولش می شود ایران ما

هرچه بر "موسی بن جعفر"سوره نازل می شود

پای او "شاه چراغ "ودست ها "عبدالعظیم"

چشم ایران چون که مشهدگشت-قم=دل می شود

خاک مشهد نسخه ی ایرانی کرب وبلاست

حضرت معصومه زینب را معادل می شود

هرچه قابل تر در این مجموعه ناقابل تر است

هرچه ناقابل در این مجموعه قابل می شود

هرکسی از خویش داخل گشت، خارج می شود

هرکسی از خویش خارج گشت، داخل می شود

هرکسی درشهر، عاقل گشت عاشق هم نشد

هرکسی درصحن عاشق گشت، عاقل می شود  

رتبه ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب

شاه با ترفیع در صحن تو سائل می شود

در حریمت شعر گفتن کار خود را می کند

"شاطر عباس قمی" هم گاه "دعبل "می شود

اشک وقتی واقعی شد در حرم هم سرگرفت

پس به جای مُهر پیشانیِ من گل می شود

هرکسی طرز ارادت را به تو توضیح داد

صاحب یک جلد توضیح المسائل می شود

گوشه ای از لطف پنهان تو که معلوم نیست

گوشه ای از لطف معلوم تو"فاضل"می شود

تا چهل شهر مجاور وسعت اکرام توست

پس منِ همسایه ات را نیز شامل می شود

مشکلات سختم آسان شد ولی کاری بکن

دل بریدن از تو دارد باز مشکل می شود





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :