تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار شهادت امام جواد (ع)
 
جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

پس غریبی دروطن تکرار شد

شمع بودن سوختن تکرار شد

 

یک حسین تشنه در هنگام زهر

بعد از آن صدها حسن تکرار شد

 

چونکه "ام الفضل" "ام الرّذل" گشت

باز نامردی زن تکرار شد

 

چون که مثل طوس در بغداد هم

زهر و انگور و دهن تکرار شد

 

پس غریب بی کفن در دشت...نه

پس غریب با کفن تکرار شد

 

با دهان و با گلو و با جگر

یک نبرد تن به تن تکرار شد

 

اربا اربا...نه ولی سرخ و کبود

ماه زیر پیرهن تکرار شد





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

 

ای کعبۀ امید دل ای قبلۀ مراد!

 

ریحانۀ امام رضا، حضرت جواد

 

باب الکرم، امام نهم، سیدالعباد

 

جن و بشر به مهر تو دارند اتحاد

 

ای کوثر امام رضا نجل فاطمه

 

جود جوادیِ تو شده شامل همه

 

ای خاک کاظمین تو عطر بهشت من

 

مهر شما ز روز ازل سرنوشت من

 

بوی گِل محبت تو در سرشت من

 

خطی بکش به نامۀ اعمال زشت من

 

بر قلب من ولای علی را نوشته‌اند

 

نـام محمّد بـن علـی را نوشته‌اند

 

من کیستم گدای تو یا حضرت جواد

 

خاک در سرای تو یا حضرت جواد

 

یک عمر آشنای تو یا حضرت جواد

 

دارم به لب ثنای تو یا حضرت جواد

 

تا صبح حشر گردن من زیر دین توست

 

هر جا سفر کنم دل من کاظمین توست

 

احسان و بذل و جود و کرامت مرام تو

 

در چارده جواد، جواد است نام تو

 

گیرد پدر به اوج جلال احترام تو

 

دل‌ها کبوتر حرم و مرغ بام تو

 

بر پای قطره‌ات سر خجلت، یم آورد

 

هستی به پیش کثرت جودت کم آورد  

 

ای کاظمین تو نجف و کربلای من

 

نام تو استجابت و ذکر و دعای من

 

صحن تو و رواق تو سعی و صفای من

 

پیش از من و ولادت من، آشنای من

 

جایی که با تو گفت رضا، جان فدای تو

 

درِّ سخن چگونـه بریـزم بـه پای تو؟

 

مأمون چو دید عزت و قدر و جلال تو

 

چندین هزار مسئله در یک سؤال تو

 

خود را حقیر یافت به پیش کمال تو

 

گردید با تمام حشم پایمال تو

 

در پیش عزت و شرف مرتضایی‌ات

 

پی برد بـر حقیقت ابن الرضایی‌ات

 

در سینۀ تو علم خداوند عالم است





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

خواهر نداشتی که به جای تو جان دهد

 

یا گرد و خاک پیرهنت را تکان دهد

 

از روی خاک حجره سر خاکی تو را

 

بر دارد و به گوشه دامن مکان دهد

 

می خواهی آب آب بگویی نمی شود

 

گیرم که شد ولی چه کسی آبتان دهد؟

 

چندین کنیز را وسط حجره جمع کرد

 

می خواست دست و پا زدنت را نشان دهد

 

تا بام می شود سر سالم تری رسید

 

با شرط این که این لبه در امان دهد

 

بالا نشسته ای و جهان زیر پای توست

 

وقتش شده گلوی شهیدت اذان دهد





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

از دل چاهِ سینه ی بی تاب

 

 در شب غصه آه می جوشد

 

تا که هم رنگ خاکیان بشود

 

 آسمان هم سیاه می پوشد

 

 

 

چشم و بغضم دوباره همراهند

 

 تا مرا سمت آسمان ببرند

 

زائرم دست بر دعا دارم

 

 تا مرا لحظه ی اذان ببرند

 

 

 

گریه ارثی ست مادرانه که هر 

 

 شیعه با آن همیشه مأنوس است

 

ولی این بار گریه ایرانیست

 

 روضه اش از هوالی طوس است

 

 

 

دلشان می تپد کبوترها

 

خاک ماتم به بال و پر دارند

 

از روی گنبد امام رضا

 

 عزم یک گنبد دگر دارند

 

 

ای عزادارهای پَر خاکی

 

 کمی آهسته تر که جا ماندم

 

کاظمینی کنید بال مرا

 

 بشکن ای بغض بی صدا ماندم

 

 

 

السلام علیک جود خدا

 

 آشنا هستم اهل ایرانم

 

پدرت آبروی کشور ماست

 

 سائل سفره ی خراسانم

 

 

 

تو جوان مرگ دوم ایلی

 

 پدرت پا به پات می سوزد

 

نوکرت هم دوباره با هرم

 

 آتش روضه هات می سوزد

 

 

 

بگو از حجره ای که در بسته ست

 

 چقدر روی خاک بی تابی

 

از همان پیچ و تاب معلوم است

 

جگرت پاره تشنه ی آبی

 

 

 

دست و پا می زنی و بیهودست

 

 درِ حجره به روت می بندند

 

نفست را هدر نده این ها

 

 پا به پای عزات می خندند

 

 

 

لب تو آب را صدا می زد

 

 همسرت آب بر زمین می ریخت

 

به روی خاک خون لب هایت

 

 بعد هر آه آتشین می ریخت

 

 

 

چه بدون ملاحظه بردند

 

 بر سر بام شد شکسته پرت

 

فکر برخورد را نمی کردند

 

 فکر برخورد پلکان و سرت

 

 

 

گر چه مویت به حجره خاکی شد

 

 پنجه ای لا به لاش دیده نشد

 

تن تو با طمع به پیرهنت

 

 این طرف آن طرف کشیده نشد





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 12 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

طائر عرشم ولى پر بسته‏ام
یاد دلدارم ولى دلخسته‏ام
آسمانم بى ستاره مانده است
درد من را سوى غربت رانده است
ناله‏ها مانده است در چاه دلم
قاتلى دارم درون منزلم
من رضا را همچو روحى بر تنم
هستى و دارو ندار او منم
ضامن آهو مرا بوسیده است
خنده‏ام را دیده و خندیده است
بر رضا هرکس دهد من را قسم
حاجتش را مى‏دهد بى بیش و کم
لاله‏اى در گلشن مولا منم
غصه دار صورت زهرا منم
زهر کین کرده اثر رویم ببین
همچو مادر دست بر پهلو غمین
در میان حجره‏اى در بسته‏ام
بى قرارم، داغدارم، خسته‏ام
این طرف یا فاطمه باشد جواد
آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد
این طرف درد و غم و آه و فغان
آن طرف هم دختران کف زنان
کس نباشد بین حجره یاورم
من جوانمرگم، شبیه مادرم
ریشه‏ها را کینه‏ها سوزانده است
جاى آن سیلى به جسمم مانده است
حال که رو بر اجل آورده‏ام
یاد باباى غریبم کرده‏ام
نیست یک درد آشنا اندر برم
خواهرى نبود کنار پیکرم
تشنه لب در شور و شینم اى خدا
یاد جدّ خود حسینم اى خدا





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 مهر 1392 :: نویسنده : خادم الرضا
 

 هرچند كه زخم جگرش خوب نشد

صد شكر لبش شكسته از چوب نشد

هر چند به روی بام افتاد ولی

مانند حسین تنش لگد كوب نشد

*****

جان دارد و زیر آفتاب افتاده

لب تشنه شده به یاد آب افتاده

بغداد چو كوچه ی بنی هاشم شد

بر خاك گُله ابوتراب افتاده

*****

بد جور به اشك و ناله اش خندیدند

پرپر زد و دور بدنش رقصیدند

ای كاش كه یك ذره حیا میكردند

بالای سرش رئوف را میدیدند





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


خون شد از غم دلِ خدا جویم

درد بسیار و نیست دارویم

میفشانم سرشك و میگویم

یا جواد الائمه ادركنی

 

سینه ای پُر شرار دارم من

دل و جانی فكار دارم من

دو جهان با تو كار دارم من

یا جواد الائمه ادركنی

 

روزگارم ز غم تباه شده

قلبم از معصیت سیاه شده

راهِ من منتهی به چاه شده

یا جواد الائمه ادركنی

 

خسته و دلشكسته و زارم

گره افتاده است در كارم

جز به كویت كجا پناه آرم؟

یا جواد الائمه ادركنی

 

ای كه روح عبادتی مارا

عذر خواهِ قیامتی مارا

جانِ زهرا عنایتی مارا

یا جواد الائمه ادركنی

 

تشنه ام تشنه بر من آب بده

گنهم را ببر ثواب بده

به گدای درت جواب بده

یا جواد الائمه ادركنی

 

دردِ من را دوا كنی چه شود؟

حاجتم را روا كنی چه شود؟

قسمتم كربلا كنی چه شود؟

یا جواد الائمه ادركنی

 

عزت عالمین میخواهم

نجف و كاظمین میخواهم

طوفِ قبر حسین میخواهم

یا جواد الائمه ادركنی

 

من كه چون شمع بر فروخته ام

از غم غربت تو سوخته ام

چشم بر رحمتِ تو دوخته ام

یا جواد الائمه ادركنی

 

همسرت كرد نامراد تورا

ساخت مسموم از عناد تورا

ای كه خوانده پدر جواد تورا

یا جواد الائمه ادركنی





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : سید رضا موید خراسانی،
لینک های مرتبط :


بنده ام بنده ی ولای توام

عاشق صحن با صفای توام

تو جوادی و من گدای توام

یا جواد الائمه ادركنی

 

قامتم خم شده ز بار بلا

حاجتم باشد از تو یا مولا

نجف و كاظمین و كرب و بلا

یا جواد الائمه ادركنی

 

ای كه از زهر خون شده جگرت

به تو و جد و مادر و پدرت

من ِ بیچاره را مران ز درت

یا جواد الائمه ادركنی

 

سائلم سائلم جوابم دِه

تشنه ی جام وصلم آبم دِه

چشم گریان ، دلِ كبابم دِه

یا جواد الائمه ادركنی

 

به امام و به حرمتِ شهدا

به علی و به مادرت زهرا

دست خالی نمیروم ابدا

یا جواد الائمه ادركنی

 

ای تورا یار ِ بی وفا كشته

با لبِ تشنه از جفا كشته

با چنان پاكی و صفا كشته

یا جواد الائمه ادركنی

 

بسته با دستِ فتنه راهِ تو شد

همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد

حجره ی بسته قتلگاهِ تو شد

یا جواد الائمه ادركنی

 

مانده بر بام جسم بی كفنت

مرغ ها ناله زن به گرد تنت

سایه كردند بر روی بدنت

یا جواد الائمه ادركنی

 

لرزه بر جان اهل دین افتاد

شعله بر قلب مسلمین افتاد

تنت از بام بر زمین افتاد

یا جواد الائمه ادركنی

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


ناله وا جگر نزن اینقدر

جگرت را شرر نزن اینقدر

 

با صدای نفس نفس زدنت

پشت در بال و پر نزن اینقدر

 

بیشتر می زنند بر روی طشت

ناله بیشتر نزن اینقدر

 

پشت در هیچ کس به فکر تو نیست

پس سرت را به در نزن اینقدر

 

صورتت را مکش به روی زمین

خاک را بر قمر نزن اینقدر

 

سن و سالت نمی خورد بروی

آه!  حرف سفر نزن اینقدر

 

وسط کوچه ات می اندازند

به لب بام سر نزن اینقدر

 

عمه ات را صدا بزن اما

ناله یا پدر نزن اینقدر

×

ناله بر شاه کاظمین کجا؟

ولدی گفتن حسین کجا؟

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


دست و دل باز از سر و رویش مشخص میشود

یک جواد از خلق و از خویش مشخص میشود

دائم الذکری که دائم از خدا دم می زند

از دل حساس و حق گویش مشخص میشود

آن گل پژمرده ای که روی پا اِستاده است

نه فقط ظاهر که از بویش مشخص میشود

حال و روز یک دل آشفته حالی شک نکن

از پریشانی گیسویش مشخص میشود

غربت و تنهایی مردی میان خانه - از

خنده های تلخ بانویش مشخص میشود

تشنگی بی حد و اندازه ی مسموم از

حرکت چشمان و ابرویش مشخص میشود

فرد مضروبی که روی پشت بامش میکشند

از کبودی های بازویش مشخص میشود

هرکسی در حال جان کندن بود از لرزش

سر و دست و هر دو زانویش مشخص میشود 

 

****

 

بغداد هم از حال و روزش بی خبر بود

تنها تر از تنها و قلبش پرشرر بود

در کنج حجره بی کس و بی یار و مونس

دور از وطن افتاده و خونین جگر بود

در کربلا اقای ما را سم ندادند

از هرکه فکرش راکنی او تشنه تر بود

از غربتش دیگر نمیگویم که یارش

تنها همین چندتا کنیز دور و بر بود

در بین سوت و کل کشیدن های ممتد

فریادها و ضجه هایش بی اثر بود

ان لحظه های آخری آقای مظلوم

در آرزوی دیدن روی پسر بود

آن روز از داغش گریبان چاک میداد

وقتی که جان میداد بابایش اگر بود

آمد سرش از روی خاک حجره برداشت

آن مادری که دست هایش بر کمر بود

سربسته میگویم که جای شکر دارد

وقتی که جنس سایه بانش بال و پر بود

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : علیرضا خاکساری،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :