تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار حضرت اباالفضل (ع)
 

خدا کند ...

خدا كُنَد كه كسی تیر اینچنین نَخورَد

بدونِ دست به یك لشگر ِ لعین نَخورَد

 

سه شعبه تا كه رها شد نشستم و گفتم

خدا كند كه به آن چشم ِ نازنین نَخورَد

 

بدونِ دستْ كسی كه تَنَش پُر از تیر است

خدا كند ز بلندی فقط زمین نَخورَد

 

كنار ِ پیكرت افتاده استخوانِ سرت

خدا كند كه كسی گُرز ِ آهنین نَخورَد

 

به رویِ دست زدم تا كه دادمت از دست

بدونِ تو كه كسی آب بعد از این نَخورَد...

 





نوع مطلب : اشعار حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها : رضا قربانی،
لینک های مرتبط :


دلبر ابوالفضل..................سرور ابوالفضل................فرمانده و سردار و سرلشگر ابوالفضل(ع)

شمشیر برّان...................شاگرد حیدر......................دوم علی آل پیغمبر ابوالفضل(ع)

هم استوار و...................هم باصلابت......................دریادلی از کوه محکم تر ابوالفضل(ع)

چون پهلوانان..................چون قهرمانان..................در معرکه مانند شیر نر ابوالفضل (ع)

الگوی خوب....................طفلان زینب.....................استاد رزم قاسم و اکبر ابوالفضل (ع)

سرباز ارباب...................سقای طفلان.....................در خیمه ها ساقی آب آور ابوالفضل(ع)

از غصه و غم..................قدش دو تاشد...................شرمنده از روی دو تا خواهر ابوالفضل (ع)

پادر رکاب و.....................مشکی به دوشش.............افسرده و غمدیده و مضطر ابوالفضل(ع)

در راه برگشت..................دستش جدا شد..................دیگر ندارد دست در پیکر ابوالفضل(ع)

الله اکبر..........................مشکش به دندان..............سعی خودش را کرد تا آخر ابوالفضل(ع)

بی خود شد از خود.............تیری سه شعبه................پاشیده شد چشمش ، یل پرپر ابوالفضل(ع)

مشکش که افتاد...............آبش زمین ریخت...............شرمنده شد از مادر اصغر ابوالفضل(ع)

از زین زمین خورد...............آمد بخیزد.....................افتاد با ضرب عمود از سر ابوالفضل(ع)

نزدیک شطی.....................با کام عطشان..................در زیر تیغ و دشنه و خنجر ابوالفضل(ع)

پر روی نیزه......................سر روی نیزه..................پنهان زیر خاک و خاکستر ابوالفضل(ع)

****

در دست مادر......................دست بریده....................زهرا شفاعت میکند محشر ، ابوالفضل(ع)





نوع مطلب : اشعار حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 مهر 1391 :: نویسنده : خادم الرضا

گفتم که آب را ببرم خیمه ها نشد

شرمنده ام بگو به خدا بچه ها نشد

 

آقا ببخش من همه جایم شکسته است

تو آمدی به پایت ابالفضل پا نشد

 

آقا ببخش هر چه که شد تیر خورده ام

شرمنده ام که نیزه و شمشیر جا نشد

 

حتی هنوز پرچم تو بین دستم است

دستم بریده پرچمت از آن جدا نشد





نوع مطلب : اشعار حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد

نمک عشق ِ اباالفضل چشیدن دارد

 

تیغ کافیست، ترنج از سرراهم بردار

مات یوسف شدن انگشت بریدن دارد

 

راضی ام! زلف بیفشان و زمین گیرم کن

صید تو ظرفیت درد کشیدن دارد

 

 هروله سعی وصفا، یاد تو انداخت مرا

 صحن بین الحرمین ست دویدن دارد

 

حق بده، دست به سوی کمرش بُرد حسین

داغ تو داغ بزرگی ست،خمیدن دارد

 

اضطراب حرم ازتشنگی مشک تو نیست

بی علمدارشدن، رنگ پریدن دارد

 

سربازار نباید به تو می خندیدند

جگر ِ گریه گریبان دریدن دارد

 

اشکهایت سرنی حرفِ دلِ زینب بود

مگراین چادر ِ پُر وصله خریدن دارد




نوع مطلب : اشعار حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :