تبلیغات
شعر هیئت - مطالب شهادت امام باقر (ع)
 
یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001
 

هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند
پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند
که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند
پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب
لااقل زن­ها برایش در منا گریه کنند

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت
امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

با سکینه می نشیند شیعتی سر می دهد
آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند
چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه
انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم
یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

یاد موی خاکی همبازی اش تا میکند
دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند

 

 





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

دلم اسیر دام تو ، نشسته ام به بام تو

چشمه ی چشم اشک من، روان شده به نام تو

*****

به عشق تو مشوّشم، ز غربتت در آتشم

بیاد قبر خاکیت، ز سینه آه می کشم

*****

نشسته ام بپای تو، جوونیم فدای تو

بر سر و سینه می زنم، به ماتم و عزای تو

*****

در سفر کرببلا، تو دیده ای رنج و بلا

ز تیغ و نیزه ها شدی، به درد و غصه مبتلا

*****

 

خون چکیده دیده ای، قد خمیده دیده ای

سر بریده ی به نی، دست بریده دیده ای

*****

زهر ستم چشیده ای، بار گران کشیده ای

به کوفه و شام بلا، زخم زبان شنیده ای

*****

زینب خسته دیده ای، دو دست بسته دیده ای

ز بامها به سنگ کین، سر شکسته دیده ای

*****

خروش و ناله دیده ای، داغ سه ساله دیده ای

ز ضرب سیلی و لگد، گلاب لاله دیده ای

 





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

مولا نفس زدی و دوعالم درست شد

از آن گِل وجود تو آدم درست شد

بسکه شما میان منا ناله کرده ای

از گریه تو چشمه زمزم درست شد

از تار و پود و رشته پیراهن عزات

بالای هر حسینیه پرچم درست شد

در ماجرای پر غم وادی کربلا

اشکت چکید و قطره شبنم درست شد

بانی روضه های عطش! با حمایتت

سینه زنی ماه محرم درست شد

هرکس که روضه ای ز شما گوش می کند

یک جرعه می ز دست شما نوش می کند

آقا عنایتی بده بر سینه ناله را

پر کن ز داغ کرببلا این پیاله را

ای باغبان ساقه شکسته به ما بگو

داری به باغ سینه غم چند لاله را

یا حضرت غریب بمیرم برای تو

طی کرده ای چگونه تو این چند ساله را

دیدی که رأس جد غریبت به نیزه شد

دیدی به چشم خود شب غسل سه ساله را

دارم به سر زیارت قبر بقیعتان

امضا بزن به دست خودت این قباله را

یا رب تو دیده را ز غمش پر ز آب کن

ما را غلام حضرت باقر حساب کن





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

گرچـه امشب پـیـکـرم می سوزد از زهـر جفا

خـوب شـد،راحـت شـدم از غصّه هــای کــربـلا

روضـه خــوانِ کــربـلا و مـــادرم زهـــرا شـدم

سوخـتــم از مــاجـــرای پـهـلـوی خـیــرالنـســا

گـرچـه این زهـر هشام بـی حـیـا جـانـم گرفت

شیشه ی عمـرم شکسته شد میـان خیمه هـا

مـن تــمــام مـــاجـــرای کــــربــلا را دیـــده ام

عمـر مـن ســر شد مـیــان گــریــه و بــزم عــزا

بـا دو چشم خـویـش دیدم حلق اصغر پـاره شد

آنچنان تیر سه پر را زد که شد رأسش شد جدا

بـا دو چشم خـویـش دیدم اربـاً اربـا شد عـلــی

داغ اکــبـــر آتـــشــی زد بــــر دل خــون خـــدا

بـا دو چشم خـویـش دیدم مشک سقا پاره شد

فـرق او از ضـرب کـیـنـه شـد شبـیـه مـرتـضـی

بـا دو چشم خـویـش دیدم جدّ مظلومم حسین

در مـیـان قـتـلـگـاه خـویـش می زد دست وپــا

بـا دو چشم خـویش دیدم خیمه ها آتش گرفت

الامــانِ کــودکــان،مـی آمــد از ارض و سمــا

بـا دو چشم خـویـش دیدم عمّه را سیلی زدند

مـعـجـر از سـر می کشیدنددشمنـانِ بـی حـیـا

 





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم

از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم

هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته

سنگینى داغت دل ما را شكسته

سوز دلت از سینه ات بار سفر ساخت

در سینه ما رفت و ما را دیده‏تر ساخت

پنجم امام و هفتمین معصوم هستى

جانم فدایت پس چرا مسموم هستى

اى صبر مطلق، گشته‏اى بى تاب از چه؟

اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟

جسم شریفت از چه كم كم آب گشته

بنگر كه صادق از غمت بى تاب گشته

تو یادگار آخرینِ كربلایى

تو داغدار و دل غمینِ كربلایى

تفسیر دشت كربلا در سینه توست

دلها گرفتار غم دیرینه توست

با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى

داغ یتیمى را به صادق هدیه كردى

تاریكى صحن تو بر غربت گواه است

شمعى ندارد قبر تو بى بارگاه است

اى كاش بر قبرت حرم سازیم امامم

بر گنبدش پرچم بیافرازیم امامم

آییم پابوس و تو را زوّار گردیم

ما بى كسان هم لایق دیدار گردیم





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

در درون سینه می سوزد دل شیدای من

ای خدا دریای خون شد سینه سینای من

همچو شمعی پیکرم از آتش و غم آب شد

کین زهر آلوده آتش زد زسر تا پای من

پاسخ زهرا چه خواهی داد فردا ای هشام

گر بپرسد شرح امروز مرا فردای من

از تو می پرسد به فردای قیامت مادرم

از  چه کشتی یادگار روز عاشورای من

آخر ای بیداد گر  من زاده پیغمبرم

کرده مدح من به قرآن خالق یکتای من

نیشها را نوش می کردم من از نیش قلم

از چه گشتی سد راه فکر روشن رای من

تشنه لب جان می دهم چون جد مظلومم حسین

تا به عالم زنده ماند شیوه آبای من

شاعر ژولیده می گوید به صد آه و فغان

در درون سینه می سوزد دل شیدای من





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

دل دیوانه من گشته گریزان امشب

شده در وادی غم بی سر و سامان امشب

به امیدی که برد ره به بیابان بقیع

سر نهاده است به هر کوی و بیابان امشب

می رود تا که ببیند به کجا دردل خاک

پیکر حضرت باقر شده پنهان امشب

بشتابید در آن مدفن بی شمع و چراغ

کند از آتش دل شمع فروزان امشب

سبط سبطین نبی با تن مجروح ز کین

شده بر جده خود فاطمه مهمان امشب

اثر زهر به زین تعبیه بر پیکر او

داده بر زندگی اش یکسره پایان امشب

امشب دلت را راهی مدینه کن ،





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 مهر 1391 :: نویسنده : خادم الرضا

من از تبار باقرم مردم بدانید

دل بیقرار باقرم مردم بدانید

مست و خمار باقرم مردم بدانید

امروز یار باقرم مردم بدانید

فردا كنار باقرم مردم بدانید

 دست از غم او تا قیامت برندارم

 

ای كهكشانها آسمانها در مدارت

عرش خدا عزّ و جلّ بیقرارت

ختم رسل كرده سلامش را نثارت

بیچاره تر از من نداری در كنارت

دارم درون سینه ام شوق زیارت

 كی می شود سر بر مزار تو گذارم

 

ای ابتدای روضه ها از خانه تو

ای هیأت عشاق در كاشانه تو

قلب تمام قدسیان دیوانه تو

بار تمام صحنه ها بر شانه تو

شد خانه آباد من ویرانه تو

 من حاجتی جز مردن از عشقت ندارم

 

شكر خدا امشب پریشان تو هستم

مانند زهرا دیده گریان تو هستم

بیچاره ی آن قبر ویران تو هستم

تقدیر بوده اینكه حیران تو هستم

من مرده بوی گریبان تو هستم

 پس كی غم تو می كشد بر روی دارم

 

 امشب تفأل می زنم بر چشمهایت

مثل مزارت مانده خلوت روضه هایت

عیبی ندارد روضه می گیرم برایت

جانی كه دارم جان من آقا فدایت

آتش زده زهر جفا بر دست و پایت

ای كاش پای غصه هایت جان سپارم

 

ای سوز آه سینه تو آسمان سوز

بر ما عطا فرما كمی ای مهربان سوز

قبر خرابت روضه ای داغ و نهان سوز

ای خاطرت آزرده از یك ظهر جانسوز

بر چشمهایت چند عكس خانمانسوز

 امشب بیاد خاطراتت لاله زارم

 

 قوم پیمبر را همه گمراه دیدی

آنچه ندیده هیچ چشمی آه دیدی

در بین آتش ذكر یا الله دیدی

چندین ستاره در مدار ماه دیدی

یك یوسف بی سر میان چاه دیدی

 می گفتی از این غم هماره بیقرارم





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مردی از خانوادهٔ خورشید

امتداد غم امام شهید

 

انعکاس صدای عاشوراست

روضه های غروب مناست

 

مرد سجاده، مرد نافله ها

مرد شب زنده دار قافله ها

 

مردی از جنس آیه تطهیر

خستگی های بردن زنجیر

 

هم سفر با ستارهٔ غم هاست

«کربلا زاده» محرّم هاست

 

هم نژاد امام بی کفنان

دومین مرد کاروان زنان

 

راه طی کردهٔ بیابان ها

قدم زخمی مغیلان ها

 

یاد خون طپندهٔ گودال

خنده های زنندهٔ گودال

 

زخم بال و پر کبوترها

پا به پای اسارت سرها

 

غیرت دست بسته محمل

شاهد التماس دخترها

 

کوچه کوچه؛ گذر گذر، همه جا

هم رکاب صدای حنجرها

 

برگ سبزی است با نشانهٔ سرخ

کودک زیر تازیانهٔ سرخ

 

طفل رفته، خمیده برگشته

باغ گل رفته چیده برگشته

 

آفتاب کمی غروب شده ست

گل یاس بنفشه کوب شده ست

 

آشنای صدای سلسله هاست

سوزش ناگهان آبله هاست

 

او که آیینهٔ محرم بود

گریه هایش به رنگ ماتم بود

 

از ستاره گرفته تا شبنم

از بنفشه گرفته تا مریم

 

همه محو صدای او هستند

پای مرثیه های او هستند





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند

پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

 

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند

که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

 

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند

پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند

 

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب

لااقل زن­ها برایش در منا گریه کنند

 

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت

امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

 

با سکینه می نشیند شیعتی سر می دهد

آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

 

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها

عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

 

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند

چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

 

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه

انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

 

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم

یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

 

یاد موی خاکی همبازی اش تا میکند

دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند





نوع مطلب : شهادت امام باقر (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :