تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)
 

لبخند برلبان زمین آشکار شد

امسال در عزای تو فصل بهار شد

 

خجلت زده درخت به کنجی نشسته است

که با گل و شکوفه چرا هم‌قطار شد؟

 

مهتاب شمع سوخته در پیش گنبدت

خورشید هم ستاره ی دنباله دار شد

 

هر کفتری که صبح به دور شما نگشت

آن‌روز را به شب نرسانده شکار شد

 

پروانه‌ی عبور به غیر از حرم نداشت

پروانه ای که ظهر به گنبد دچار شد

 

غیر از حریم تو سر هر شاخه ای نشست

حق با پرنده بود ولی سنگسار شد

 

بی‌بی کریمه است و برای گناهکار

درهای صحن آینه راه فرار شد

 

زیباست سویت آمده این رود غم ولی

هرجا که قلب رود شکست آبشار شد

 

اینجا نه! روبروی ضریحت مرا بخر

وقتی که خوب گونه‌ی من آبدار شد

 

اشک تو می‌چکید به خاک و می آمدی

ساوه به قم تمام درخت انار شد

 

گردیده ام به دور حرم هفت مرتبه

اما چرا طواف شما هشت بار شد؟

 

غیر از سلام حامل"آه"ست هرکسی

از قم به سمت طوس سوار قطار شد

 

از جنس سنگ نیست از اشک ملایک ست

آن سنگ که برای تو سنگ مزار شد

 

در زیر پای اینهمه زائر به لطف تو

موری  به زنده بودنش امیدوار شد

 





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

 

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

 

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود واز پیرهنش بی خبرم

 

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

 

بنویسید همه دور ربرم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

 

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

 

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

 

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

 

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

 

بنویسید که عشاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

 

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

 

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سالها منتظر دیدن خواهر بوده

 

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

 

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

 

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

 

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

 

بنویسید سری بر سر نی جا میکرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 

جود و کرامت از کرمش جاودان شده

هر چه دخیل هست به سویش روان شده

 

جبریل هم اگر برسد در حریم او

حس میکند که وارد صحن جنان شده

 

او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است

در پشت آن جمال، جلالی نهان شده

 

از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است

دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده

 

خواهر حریف هجر برادر نمیشود

بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده

 

با احترام آمد و با احترام رفت

هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده

 

دور و برش فرشته نگهبان معجرش

پس ما فدای زینب بی پاسبان شده

 

گاهی میان محمل نامحرمان شهر

گاهی میان محمل بی سایبان شده

 

شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد

شکر خدا برادر تو خیزران نخورد

 





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 اسفند 1391 :: نویسنده : خادم الرضا


با همه عزت و مقام آمد

باز هم خواهر امام آمد

با سلام و درود وارد شد

قم که آمد به احترام آمد

**

همه اش احترام می کردند

دسته دسته سلام می کردند

همه جا مهر بود و گل باران

حق او را تمام می کردند

**

هیچکس ناسزا نگفت به او

جز درود و ثنا نگفت به او

هیچکس وقت آمدن غیر از

آیه انمّا نگفت به او

**

در دلش حول و التهاب که نیست

دست او بسته در طناب که نیست

لرزه بر جان او نیفتاده

حرفی از مجلس شراب که نیست

**

خوب شد که سری به نیزه ندید

خوب شد هیچ حرف بد نشنید

خوب شد وقت دست و پا زدنش

نیمه جان برادرش نرسید

 

**

قم عجب میهمان نوازی کرد

تا ابد ماند و سرفرازی کرد

قم عجب کرد آبرو داری

کوفه با آبرو چه بازی کرد

**

ای امان از غریبی زینب

وای از غم نصیبیِ زینب

هیچ چشمی به شام و کوفه ندید

دل قرار شکیبی زینب

**

بس که همچون حسین محو خداست

درد و غم پیش چشم او زیباست

تا خدا همچو زینبی دارد

پرچمش تا همیشه پابرجاست

 





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



 

بی هوایش پری نمی ماند

چشم های تری نمی ماند

 

واژه ی عاشقی وسط باشد

واژه ی بهتری نمی ماند

 

تا که قم هست و هست معصومه

بی حرم مادری نمی ماند

 

بانوی ما اگر اشاره کنی

به تن ما سری نمی ماند

 

با ورود تو و امام رضا

عرصه ی محشری نمی ماند

 

یا بدون مقام خواهریت

عزت خواهری نمی ماند

 

ای کریمه همه فدای توأییم

گریه کن های غصه های توأییم

 

با غم و غصه آشنا بودی

مثل یک بغض بی صدا بودی

 

از همان کودکی همان اول

غرق دریای غصه ها بودی

 

زخم زنجیر و ساق پای پدر

به غم و درد مبتلا بودی

 

راهی ات کرد بغض دلتنگی

راهی دیدن رضا بودی

 

تو رسیدی به کشور ما و

مورد احترام ما بودی

 

همه گل ریختن روی سرت

گرچه از دلبرت جدا بودی

 

یادت آمد دلی که سوزان شد

خواهری را که سنگ باران شد

 

خواهری گفت اشک سهم من است

ای برادر چقدر دل شکن است ...

 

...این که یک خواهری نگاه کند

به برادر که پاره پیروهن است

 

بدنت را محاصره کردند

حاصلش آه، زیر و رو شدن است

 

در همت کرده اند و میبینم

نیزه هایی که سهم یک بدن است

 

لشگر کوفه را کفن کردند

بدن تو هنوز بی کفن است

 

خواهرت می رود ولی افسوس

دلبرش روی خاک پاره تن است

 

در گلو بغض بی صدا مانده

بدنت روی خاک جا ماند





نوع مطلب : اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :