پنجشنبه 18 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا ، تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا ، خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

بالی در آسمان نگاهت به ما بده
یا نه! به این گیاه کمی هم هوا بده

اصلا در آفتاب گنه پس بگیر و بعد
در سایه های دور و بر خویش جا بده

سنگ فراق و سینه ی من،طاقتم کم است
بغضم شکسته است نگو شیشه را بده

باز است شوق پنجره هر وقت رد شدی
امشب به سنگ فرش دلم ردپا بده

دست خودم که نیست، شب جمعه آمده
اصلا مرا بگیر و به من کربلا بده





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 مهر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
آقا بیا تا با ظهور چشمهایت
این چشمهای ما کمی تقوا بگیرد
آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد
آقا بیا ، تا کی دو چشم انتظارم
شبهای جمعه تا سحر احیا بگیرد
پایین بیا ، خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد
آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001

الا ای شمع بزم آشنایی

ندارد بی تو چشمم روشنایی
دلم خون شد دلم خون از جدایی
گلم، باغم، بهارم کی می آیی
الهی عیدِ بی تو باز گردد
بیا تا عید ما آغاز گردد

 





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001


آقا سلام! ماه مبارک تمام شد
شب های آخر من و ماه صیام شد
درهایی از ضیافت حق بسته شد ولی
پشت در نگاه شما ازدحام شد
سفره دوباره جمع شد و دیر آمدیم
دیر آمدیم و قسمت ما فیض عام شد
بین دعای آخر سفره دعا کنید
شاید که سال، سالِ ظهور امام شد
آقا دعا کنید که شب های آخر است
شاید که مهمانی ما هم به کام شد





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها : رحمان نوازنی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001

به طاها به یس به معراج احمدبه قدر و به کوثر به رضوان و طوبی

به وحی الهی به قران جاری

به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا(س)
چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا(ع)
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص ،مکن ای دل ای دل
بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبی نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا (س) نیرزد
و این زندگانی فانی جوانی خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد..
اگر عاشقانه هوادار یاری،
اگر مخلصانه گرفتار یاری،
اگر آبرو می گذاری به پایش،
یقینا یقینا خریدار یاری،
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زار یاری؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را
و یا چون بقیه تو سر بار یاری؟
اگر یک نفر را به او وصل کردی،
برای سپاهش تو سرباز یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره ی بد
شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده ی بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفر های سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
 
یامهدی مددی




نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001
 

شاید دلت بسوزد و رحمی به ما کنی
ما را ز دام سخت جدایی رها کنی
چیزی نمی شود که میان قنوت خود
یک ذره هم برای ظهورت دعا کنی
چشم های حیدری شما باده پرور است
یک ذره می شود که به ما می عطا کنی
ای فارس الحجاز غریب خدا بیا
تا مرقدی برای عزیزت بنا کنی
ای یوسف قبیله ی زهرا نمی شود
ما را به عطر پیروهنت آشنا کنی
آیا نمی شود که بیایی و بعد از آن
ما را ز بام مسجد کوفه صدا کنی
برخیز و ذوالفقار خودت را تکان بده
وقتش شده است کرب وبلایی به پا کنی
آقا تو را قسم به غریبی عمه ات
جمعه بیا که حاجت ما را روا کنی






نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001

ما منتظریم از سفر، برگردی
یکروز شبیه رهگذر برگردی


با کاسه ی آب و مجمری از اسپند
ما آمده ایم پشت در، برگردی


وقتی سر شب که رفتنت را دیدیم
گفتیم نمی شود سحر، برگردی؟؟


ما منتظر تو ایم آقا، نکند
یک جمعه غروب بی خبر برگردی


من گوشه نشین کوچه ی برگشتــم
ای کاش که از همین گذر برگردی


پرواز نمی کنیم از اینجا، باید
در فصل نبود بال و پر برگردی


وقتش نرسیده است ای مرد ظهور
با سیصدوسیزده نفر، برگردی؟





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

شعر امام زمان (عج) - ماه رمضان


جدا از این برکات سحر شدن کافی است

بیایی و بروی... بی خبر شدن کافی است

عزیز فاطمه تا کی به هر دری بزنم

بیا بیا که دگر در به در شدن کافی است

ز نان شبهه ببین تحبس الدعا شده ام

دعای هر سحرم بی اثر شدن کافی است

خودت به ترک گناهان مرا بده یاری

که غصه های دلت بیشتر شدن کافی است

چگونه گریه کنم تا به من نگاه کنی ؟

بس است ، این همه دور از نظر شدن کافی است

تو رحم کن به دلی که فقط تو را دارد

به من سری بزن ، این خونجگر شدن کافی است

 

با تشکر از عزیزی که این شعر زیبا رو فرستادن





نوع مطلب : اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید، داستان

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان

-
اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
-
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

»
یک پای در جهنم و یک پای در بهشت«
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...

 

*********

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

سحرى با نظر لطف تو بیدار شویم

کاش منت گذارى به سرم مهدى جان

تا که همسفره تو لحظه افطار شویم

 

************

 

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزید
که سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا

نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش
پله از سلسله دیو دعا کرد مرا

فیض روح‌القدسم کرد رها از ظلمات
همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى
لایق مکتب فخر النجبا کرد مرا

در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او
من خطا کردم و او مهر و وفا کرد مرا

دست از دامن این پیک مبارک نکشم
که به مهمانى آن دوست ندا کرد مرا

زین دعاهاست که با این همه بى‌برگى و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا کرد مرا

هر سر مویم اگر شکر کند تا به ابد
کم بود زین همه فیضى که عطا کرد مرا

 

*با تشکر از عزیزی که این اشعار زیبا رو برای این وبلاگ ارسال کردن





نوع مطلب : اشعار مناجات با خدا، اشعار فراق امام زمان (عج)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic