تبلیغات
شعر هیئت - مطالب شهادت حضرت ام کلثوم (س)
 
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

ای مقـــامت فـراتـر از مریــــم

ای شکوهـت رسـاتـر از حــــوا

ام کلثــوم خواهــر زینب

عصمت الله دوم زهـرا

**

پیش پایـت تــمام حـــور و ملـــک

در رکـــــوع و سجـــــود افتـــــاده

نســل برتـر ز خانــــواده نـــــور..!

دخت مـولا و فاطمـه  زاده

**

ای حجابت فرشته را چادر

حوریان در طواف معجر تو

آن قدر ناز داری ای بانو..!

بال جبریل فرش معبـر تو

**

از نفسهایت ای نسیم بهشت..!

بــوی عطــر و گــلاب می آیــــد

التمــاس دعـای نیمــه شبـــان

سوی تو مستجـــــاب می آیــد

**

تو کجـــــا و تبـــــار ناپـاکان

تـو ملیکـه ز عالــم ملکـــــــوت

تـو بهشتـی چـه نسبتی داری

به کویــر و به دوزخ و برهــوت

**

قرص خورشید و زمهیر سیاه

جمع ایمان و کفـر ممکن نیست

هرکـــه ایــن قصـه را کنـد بــاور

به خدا شیعه نیست مؤمن نیست

**

انتــهـای عــروج جبـرائـــیل

اولیــن پــله مقــــام شمــا

کربـلا زنـده مانـده امــا، بـا

خطبه زینب و کلام شمـا

**

مثل زینب غروب عاشورا

داغـــــدار بـــــرادرت بـــودی

آمــــدی در حوالـــی گـــودال

و کمک حـــال مـــادرت بودی

**

دست سنگین عصر عاشورا

روی مـــاه تو را کبـود، نمود

آن طرف زینبی که بود سپـر

این طرف تو میان آتش و دود

**

مثل زینب  میان بزم شراب

تکیـــه گــاه یتیــم اربـابــــــی

کربلا؛ کوفه؛ شام؛ کرب و بلا

تا مـدینـه چـو مـاه، می تابی

**

زینـب و تـــــو؛ مکمــــل عشـقـیـــد

تو درخشــنده؛ زینب  المــاس است

ادبـت در مـقــابــل خـــواهــر

در مثل، چون حسیـن و عباس است

 

یاسر حوتی

 





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : یاسر حوتی،
لینک های مرتبط :


بانو زبانزد است حیایی که داشتی

تاریخ ثبت کرده وفایی که داشتی

 

نازل شود به وحی خدا مدح وصف تو

با آن مقام پیش خدایی که داشتی

 

در آسمان حیدر و زهرا پریده ای

مهد کمال بود هوایی که داشتی

 

با حضرت عقیله ی صحرای کربلا

مشهور بود صدق و صفایی که داشتی

 

دیدند اهل کوفه که حیدر ظهور کرد

با خطبه ها و صوت رسایی که داشتی

 

دیدی مصیبتی که دگر کس نمی رسد

به ابتدای صبر و رضایی که داشتی

 

قربانیِ تو نزد خدایت قبول شد

یک عمر ماند رنگ حنایی که داشتی

 

ام البنین به شهر مدینه که روضه داشت

گل می نمود آه و بکایی که داشتی

 

با زینب و رباب فقط ناله می زدی

با خاطرات کرب و بلایی که داشتی

 

تقسیم شد میان اسیران اهل بیت

در شهر شام آب و غذایی که داشتی

 

حتی زن یزید لعین گریه اش گرفت

با دیدن خرابه و جایی که داشتی

 

عباس بود روی نی و بست چشم خود

وقتی که دید تاول پایی که داشتی

 

در خیمه های سوخته آمد چه بر سرت؟

بعد از غروب و شام عزایی که داشتی

 

یاد صدای فاطمه افتاد پشت در

زینب شنید سوز صدایی که داشتی

 

شکر خدا نبود ببیند برادرت

بردند گوشوار طلایی که داشتی

 

شکر خدا نبود حسین تو بشنود

در زیر تازیانه نوایی که داشتی

 

رضا رسول زاده





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : رضا رسول زاده،
لینک های مرتبط :


نام بلند خویش به دنیا گذاشتی

با داغ خود غمی روی دلها گذاشتی

 

بعد از حسین قلب پریشان خویش را

در کربلای خون خدا جا گذاشتی

 

پشت سر امام زمان غریب خود

تصویر عشق را به تماشا گذاشتی

 

حیران و مات صبر و رضای تو روزگار

وقتی به روی غصه و غم پاگذاشتی

 

کوفه اسیر نطق علی گونه ی تو شد

داغی بزرگ بر دل اعدا گذاشتی

 

با خطبه ای که خواندی و کردی عزا به پا

پا جای حضرت زهرا گذاشتی

 

زینب قرار بود کند شام را خراب

حرمت به نام زینب کبری گذاشتی

 

بازار شهر کوفه کجا و شما کجا

باور نمیکنم قدم آنجا گذاشتی

 

ای همدم رباب تو با اشک وناله ات

مرهم به قلب مادر تنها گذاشتی

 

گفتی به راس بر روی نیزه برادرم

از چه رقیه را تک وتنها گذاشتی

 

تو داغدار بی کفن کربلا شدی

گریان و بی قرار شه سر جدا شدی

 

محمدجواد غفاریان

 





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : محمد جواد غفوریان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

شب قدری و قدرت نیست معلوم

میان شیعه هم هستی تو مظلوم

فقط نام تو را بردیم گاهی

فدای غربتت یا ام کلثوم

 

***

 

کمر بر استقامت بسته زینب

که یک دم هم ز پا ننشسته زینب

اگر زینب پناه کاروان بود

تو هم بودی عصای دست زینب

 

***

 

صبوری غرق در تاب و تب تو

وفا زانو زده در مکتب تو

در این شش ماه  یک دم هم نیفتاد

«حسینم وا حسینا» از لب تو

 





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : یوسف رحیمی،
لینک های مرتبط :


ما از می جام عاشقی سرمستیم

بر مرحمت دخت علی دل بستیم

محشر که بیاید همگی میگوییم

ما گریه کنان ام کلثوم هستیم

****

ای عالمه ی علوم دین ادرکنی

ای چادر تو حبل متین ادرکنی

یاسَیِّدَةَ النِّسا أَنَا سائِلِکُم

ای دخت امیر مومنین ادرکنی

****

ای روشنی نسل طهورای فاطمه

ای سردبیر مجمع شورای فاطمه

بی شک و شبهه عمه ی سادات عالمی

ای هم ردیف زینب کبرای فاطمه

****

ملیکه ی دو سرایی و نوحه گر هستی

خمیده ای به گمانم شکسته پر هستی

میان روضه ی امشب به خاطرم آمد

تو از غریب مدینه غریب تر هستی

****

تندیس حلم و حجب و حیایی بزرگوار

سنگ صبور شیر خدایی بزرگوار

محشر به إذن مادر سادات فاطمی

آری شما شفیعه ی مایی بزرگوار

****

عزیز فاطمه در معرض خطر بودی

ز بانوان حرم تو گرسنه تر بودی

"سری به نیزه بلند است در برابر" تان

تمام واقعه را تو نظاره گر بودی

 





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : علیرضا خاکساری،
لینک های مرتبط :


یادگار ماندگار

 

یا علی گفتی و غم آغاز شد

ناگهان قفل زبانم باز شد 

یاعلی گفتی همین اعجاز توست

یاعلی پروانه ی پرواز توست

سایه ات را بر سرم انداختی

یک نگه بر دفترم انداختی

تا تو لیلای منی مجنونتم

دختر شیر خدا ممنونتم

با نگاه تو تبانی میکنم

تا قیامت روضه خوانی میکنم

ام کلثومی و دل در بند توست

شمس گیتی روی گردنبند توست

ام کلثومی به عالم سروری

با نگاهت از همه دل می بری

از ازل آرام جان زینبی

خواهر شیرین زبان زینبی

پیش تو ام البنین رو میزند

محضرت عباس زانو میزند

ام کلثومی و امّید همه

یادگار ماندگار فاطمه

ام کلثومی و طاووس علی

ام کلثومی و ناموس علی

هم طراز تو در این عالم نبود 

سهم تو چیزی به جز ماتم نبود

کاش از چشم و نظر میگفتی و

از همان روز خطر میگفتی و

کاش از هیزم به دستان لعین

از نگاه شعله ور میگفتی و

شاهد غم های مادر بوده ای

کاش از سقط پسر میگفتی و

کاش میگفتی تو از ضرب لگد

کاش از درد کمر میگفتی و

کاش از دست زمخت ثانی و

درد گوش و درد سر میگفتی و

کاش آن شب در پس تابوت او

با همان سوز جگر میگفتی و

" ....خدا مادرم را کجا میبرند.....گمانم برای شفا میبرند...."

روضه ات یک بام دارد تو هوا

گه مدینه میروم گه کربلا

عمه جان نیمه جان یادش بخیر

فتنه های کوفیان یادش بخیر

ناله میکردی و بر سر میزدی

"أَلاَمان" و "أَلاَمان" یادش بخیر

مأمن اطفال آغوش تو بود

گریه های کودکان یادش بخیر

میکشیدی خار از پایی برون

گریه میکردی چنان یادش بخیر

بازویت را کعب نی ها میزدند

تازیانه و سنان یادش بخیر

کوچه وبازار و سنگ و ناسزا

در میان شامیان یادش بخیر

حال داری با قدی خم میروی

داری ای منظومه ی غم میروی

از تمام رنج دنیا خسته ای

سوی آقای محرم میروی

میسرایی یاد آن هامون خون

زیر لب "... إنا الیه راجعون "

 





نوع مطلب : شهادت حضرت ام کلثوم (س)، 
برچسب ها : علیرضا خاکساری،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :