تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار مدح امام رضا (ع)
 

معمار می شوی و بنای تو می شوم
مانند یک ضریح برای تو می شوم

قلب مرا به پای ضریح ات گره بزن
بیمارم و دخیل شفای تو می شوم

بالم به بام هیچ کسی پر نمی دهد
تا یا کریم صحن و سرای تو می شوم

حتی کنار کعبه تو را می دهم نشان
قبله توئی و قبله نمای تو می شوم

میلت اگر کشید ضمانت کنی مرا
آهوی با وفای وفای تو می شوم

روزی اگر بناست فدای کسی شوم
سوگند می خورم که فدای تو می شوم

ناراحتم خدای نکرده ولم کنی
من تازه دارم از فقرای تو می شوم

شب های قبر منتظرم ایها الرئوف
بیهوده نیست اینکه گدای تو می شوم

دست مرا برای گدایی نوشته اند
رزق مرا امام رضایی نوشته اند


منبع : پایگاه بی پلاک





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، ولادت امام رضا (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 شهریور 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

غزل ناب تو بیچاره کند دیوان را
جذبه عشق تو دیوانه کند انسان را

طرز رفتار تو شد ارثیه خدّامت
که کند سرمه چشمان، قدم مهمان را

مستحقّم، پی روزی همه جا را گشتم
همه دادند نشانم، حرم سلطان را

پشت دیوار حرم سوز گداکُش دارد
جا بده در حرمت مُفلس بی سامان را

کوس نقّارهء تو زنگ در جنّات است
سر ذوق آورد آواش، دل ویران را

سحرت، سِحر کند جان و تن زائر را
هرکه محصور به سِحر تو، چه سازد جان را

به کرامات تو با چشم طمع می نگرم
ز سرم باز کن آقا! الم دوران را

به قلمکار سپردم، به ضریحم بزند
مثل طرحی که زده خاتم استهبان را

ز سر خود، تو مرا باز مکن جان جواد
گر چه هر کس کشد از بیخ، سیه دندان را






نوع مطلب : ولادت امام رضا (ع)، اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : حسین قربانچه،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

 

با ماه و ستاره ها سفر داری که؟

ای ماه به برکه ها نظر داری که؟

در چاه به شوق روی تو می چرخند

از حال کبوتران خبر داری که...

***

بی تو همه خواب های من «کابوسی»

با تو همه شب «ضریح رویابوسی»

من برکۀ عاشقم پر از قصۀ ماه

حالا به سرش زده ست دریابوسی...

***

از لحن نگاه من تو می خوانی که؟

هی گیسوی لطف را می افشانی که؟

هرچند که دشت از دلم بی خبر است

می دانم که تو خوب می دانی که؟

***

این شاه که بار عام خاصی دارد

هر بنده به او پیام خاصی دارد

من دورم از او دلم به او نزدیک است

دلبستگی ام پیام خاصی دارد

***

با غربت من کنار می آیی که؟

بالین من ای بهار می آیی که؟

یک بار من و سه بار تو( وعدۀ توست)

هر بار سر قرار می آیی که؟





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، ولادت امام رضا (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

انعکاس شور و امید شعف باب الجواد

زائر تو ایستاده جان به کف باب الجواد

این بلا تکلیفی اش ارثیه کرب و بلاست

یک طرف باب الرضا و یک طرف باب الجواد

تا که چشمم خورد بر صحن و سرایت ناگهان

یادم آمد هیبت شاه نجف باب الجواد

لابلای خواندن اذن دخولت یا رضا

حس نمودم که شده وادی باب الجواد

باز هم لطف شما و حس دل تنگی من

کیمیای عشقتان و این دل سنگی من

باز هم زائر شدم قابل اگرچه نیستم

بر عنایت هایتان نایل اگرچه نیستم

آب سقاخانه و تربت گلم را آفرید

قدردان لطف آب و گل اگرچه نیستم

در حریمت بی سر و پایی خوش است و بی دلی

بی سر و بی دست و پا، بی دل اگرچه نیستم

مشکلم این است از تو فاصله دارم ولی

باز فکر حل این مشکل اگرچه نیستم

لیک لطفت شامل حال من آلوده شد

یارضا گفتم خیالم تا ابد آسوده شد

خوب میدانم که آخر دستگیری می کنی

حضرت سلطان ز نوکر دستگیری می کنی

کار و بارم بیشتر با تو گره خورده است

چون از همه خوبان تو بهتر دستگیری می کنی

گفته بودی زائرانت را سه جا در لحظه ی...

مرگ و قبر و روز محشر دستگیری می کنی

دست آخر لابلای التماس و خواهشم

تا قسم خوردم به مادر دستگیری می کنی

می رسد هر صبح از حال و هوای صحنتان

بوی قبر گمشده در هر کجای صحنتان

لطف تو بر این دل بیمار تکراری نشد

مرهمت بر زخم قلب زار تکراری نشد

گفت عقلم این همه مشهد دلت را می زند

آمدم صدمرتبه یک بار تکراری نشد

هر دفعه از صحن گوهرشاد وارد می شوم

صد عجب دارد که این تکرار تکراری نشد

خواهش کرب و بلا درهر زیارت داشتم

جالب اینکه این همه اصرار تکراری نشد

باز هم در گوشه صحنت مجالی یافتم

امشب از شوق نگاهت شور و حالی یافتم

 

گنبدت هر عاقلی را سخت مجنون می کند

هق هق زوار حالم را دگرگون می کند

چند سالی که حرم قسمت شده فهمیده ام

زائرانت را خدا هر سال افزون می کند

غربتت از پنجره های ضریحت ریخته

این ضریحت قلب من را سخت محزون می کند

پرچمت وقتی تکان می خورد روی گنبدت

هر تکانش غصه ها از سینه بیرون می کند

من همان بالای سر پایین پا میخواستم

راست میگفتم فقط یک کربلا میخواست
م

دست بر دامانتان هستم عزیزم می کنی

دست خالی آمدم پستم عزیزم می کنی

ضامن آهو دوباره این گدایت آمده

سائل بی ارزش صحن و سرایت آمده

هر دفعه بخشیدی و هر بار آلوده شدم

این نمک نشناس بی شرم و حیایت آمده

رو مزن این بار پیش حضرت حق بهر من

این دفعه حتی اگر گفتم گدایت آمده

من گدای یک شب و یک روز کویت نیستم

این سگی که هست عمری مبتلایت آمده

هرچه خواهی ناز کن مثل همیشه یارضا

آمدم در باز کن مثل همیشه یارضا





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

 

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد

دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

 

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است

هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

 

آه در سینه ی عشاق به هم مرتبطند

وقت نقاره زدن  ناله ی ما برخیزد

 

جرأتش نیست كسی حرف جهنم بزند

گر پیِ كار ِ گنهكار ز جا برخیزد

 

زائر آن است كه در كوی تو اُتراق كند

آنكه در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

 

تا به دستِ كرم تو به نوایی نرسد

از سر ِ راه محال است گدا برخیزد

 

بر سر خاكم اگر آهوی تو گریه كند

از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

 

حرمت زودتر از كعبه مرا حاجی كرد

حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد



برگرفته از وبلاگ وزین من غلام قمرم





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


حالا كه نیامدم دمت را بفرست
من نیستم آن جا كرمت را بفرست

گفتم كه مریضم و دوا می خواهم
پس گرد و غبار حرمت را بفرست

 





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، ولادت امام رضا (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


خاک حرم رسید، دوا نیز داده شد

آب حرم رسید، شفا نیز داده شد

 

ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم

ما جلوه خواستیم، خدا نیز داده شد

 

اصلاً بهانه هاست که ما را می آورد

با دادن بهانه، بها نیز داده شد

 

هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود

در این حرم نخواسته ها نیز داده شد

 

از بس کریم بود که درهم خرید و رفت

در ازدحام، حاجت ما نیز داده شد

 

اصلاً به خواهش کم ما اکتفا نکرد

ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد

 

گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد

گفتم حسین، امام رضا نیز داده شد

 

می خواستم به مشهد تو راهی ام کنند

دیدم برات کرببلا نیز داده شد

 





نوع مطلب : ولادت امام رضا (ع)، اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


نیست گاهی، هیچ راهی، جز به شاهی رو زدن
با غمی سنگین رسیدن پیش او زانو زدن

ظهرِ گرما، صحن سقاخانه می چسبد چقدر
ضامن آهو شنیدن، بعد از آن «یا هو» زدن

در شلوغی‌ها دو تا آرنج خوردن بی‌هوا
مست چون جامی، به دیگر جامها پهلو زدن

آری آداب خودش را دارد این جا عاشقی
جز بزرگان کس ندارد منصب جارو زدن

امتحانی کن، ببین اینجا چه حظی می‌دهد
یاعلی گفتن به وقت دست بر زانو زدن

شمع‌ها ! نجوای با خورشید می‌دانید چیست؟
اشک‌های بی‌صدا باریدن و سوسو زدن

هفت دوری نیست حج ما فقیران، این طواف
دور هشتم دارد و چرخی به دور او زدن

بیت هشتم هدیه‌ای از سوی قم آورده است
بوسه بر درگاه تو از جانب بانو زدن

بد کشیدم طرح خود را چیز دیگر شد، ببخش
دست و دل لرزیده وقت طرح این آهو زدن





نوع مطلب : ولادت امام رضا (ع)، اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : قاسم صرافان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

ای کاش برای ما دعا بنویسند
یک تذکره ی کرببلا بنویسند

ما حج که نرفته ایم اما کافی است
یک مرتبه حج فقرا بنویسند

آقا به ملازمان بگو نامم را
یک گوشه ی ایوان طلا بنویسند

ما شیعه که نه ... ولی شما راضی شو
ما را ز محبان شما بنویسند

راضی نشوی که خادمان نامم را
از دفتر نوکران جدا بنویسند

گفتم که پس از مردن من جای دعا
روی کفنم رضا ... رضا ... بنویسند





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : رضا حمامی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

باز شب بود و سكوت و شعر ناب 
عشق بود و شور بود و التهاب

باز طبع قافیه پرداز من
این همایون بال تك پرواز من

رفت تا قوسین أو أدنی رها
رفت تا بالای بالا تا خدا

می طراوید از لبم شهد و عسل
مثنوی بود و رباعی و غزل

موج عشقی بود گویا در سرم
خامه می رقصید روی دفترم

مست از صهبای یا هو می شدم
شاعر چشمان آهو می شدم

گر چه آن شب طبع من ققنوس بود
در پی خورشید با فانوس بود

خویش را در خویشتن گم می كنم
همچو آدم میل گندم می كنم

جنت و حور و قصور و سلسبیل
كی حریم دوست را گردد سبیل

با زبان دل سلامش میكنم
هستی خود را به نامش میكنم

السلام ای قبله ایمان عشق !
ای امام عاشقان ای جان عشق !

السلام ای مایه تكریم عشق
ای امام واجب التعظیم عشق

السلام ای فرش راهت آفتاب
ای كراماتت به عالم بی حساب

ای مرید درگهت شیخ و شباب
آفتاب حشر در دستت سحاب

ای ز فیض تو همه عالم ختن
قطره ناچیز را دّر عدن

ای به شأنت قدر و شمس و هل أتی
نیست این الفاظ در مدحت سزا

ای طوافت برتر از هفتاد حج
شب چراغ روشن صبح فرج

ای به پاس صبح زیبای حرم
چشم اختر تا سحر نامد به هم

السلام ای در جلالت بی قرین
با تهی دستان عالم همنشین

گنبد زرد تو خورشید امید
می دهد بر هر دل خسته نوید

خستگان را دستگیری می كنی
بر گدایان هم امیری می كنی

ای سپهر رأفت و بحر كرم
عیسویون چاكران این حرم

بر سرایت نقش شد ای جان دین
ای غلام در گهت روح الامین

این سخن نقش است با خط نگین
اُدخُلوها بِسلامٍ  آمِنین

 
صبح روشن سینه شب را درید
موكب شاه خراسان می رسید

تا ثریا بزم شادی بود و شور
فاش می شد سّر یخفی فی الصدور

از قدوم تو چراغان نه فلك
كف زند غلمان و می رقصد ملك

در مدیحت نغمه خوان داود شد
سینه مجمر، پر ز عطر عود شد

تا طوافت در خراسان می كنم
نازها بر حور و غلمان میكنم

مدح سلطان خراسان میكنم
دفترم را چون گلستان میكنم ...





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : محمود قاسمی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :