تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار شام غریبان
 
پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

برخیز حسین که خواب خوش به تو نمی آید

به زینب هم بی برادری نمی آید

نازت راخریدارم بلند شو ای برادر

که بی تو رفتن از اینجا به زینبت نمی آید

برای خاطر زهرای کوچکت بلند شو

یتیمی و اسیری هم به این دختر نمی آید

به همراه یتیمان حرم روم اسارت

ولی سیلی و طعنه و کتک به ما نمی آید

دعایی زیر لب دارم خدایا از ته دل

جواب هیچ طفلی نشود بابا نمی آید





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : جواد قمری،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

  از لحظه ای که با تو شدم آشنا حسین
      احساس می کنم که شدم از شما حسین
      
      وقت تولّدم که مؤذّن مرا گرفت
      در گوش من به جای اذان گفت: یا حسین
      
      آسوده خاطرم ز عذاب و فشار قبر
      آنجا حساب آن دو ملک هست با حسین
      
      رغبت نمی کنم که روم جای دیگری
      وقتی که هست نزد تو دارالشّفا حسین
      
      هر کس برای ماتم تو گریه می کند
      باشد به زیر پرچم خیرالنسا حسین
      
      هر کس که خرج کرده خودش را برای تو
      ترسی ندارد از غم روز جزا حسین
      
      دارم امید این که شما بعد مردنم
      خاکم کنید در حرم کربلا حسین
      
      نزدیک یازده شب است آقا گذشته است
      امّا نددیده ام رخ صاحب عزا حسین
      
      امشب بیا دعا بنما منتقم رسد
      تا که شوم ز مهر تو حاجت روا حسین





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : محمد فردوسی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

  از لحظه ای که با تو شدم آشنا حسین
      احساس می کنم که شدم از شما حسین
      
      وقت تولّدم که مؤذّن مرا گرفت
      در گوش من به جای اذان گفت: یا حسین
      
      آسوده خاطرم ز عذاب و فشار قبر
      آنجا حساب آن دو ملک هست با حسین
      
      رغبت نمی کنم که روم جای دیگری
      وقتی که هست نزد تو دارالشّفا حسین
      
      هر کس برای ماتم تو گریه می کند
      باشد به زیر پرچم خیرالنسا حسین
      
      هر کس که خرج کرده خودش را برای تو
      ترسی ندارد از غم روز جزا حسین
      
      دارم امید این که شما بعد مردنم
      خاکم کنید در حرم کربلا حسین
      
      نزدیک یازده شب است آقا گذشته است
      امّا نددیده ام رخ صاحب عزا حسین
      
      امشب بیا دعا بنما منتقم رسد
      تا که شوم ز مهر تو حاجت روا حسین





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : محمد فردوسی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

امام زمان

امروز پا به معركه كربلا زدی
از صبح گریه كردی وناله ها زدی

من هر چه را شنیده ام آقا تو دیده ای
نالیده ای،خمیده ای وداغ دیده ای

دلواپسی به جوش دلت مثل خُم شده
شاید سه ساله عمه ی ناز تو گم شده

در بین دود و آتش صحرا چه می كنی
با ناله های زینب كبریی چه می كنی

امشب چقدر خسته ای و دل شكسته ای
امشب بداغ شام غریبان نشسته ای

گویا تو نیز سر بروی نیزه دیده ای
یا آنكه پابه پای یتیمان دویده ای

آیا به پای ناز شما خار رفته است
یا قاتلی بروی زمینت كشانده است

امشب كنار كشته ی مولا چه می كنی
با قامت خمیده ی زهرا چه می كنی

 

 





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده
در شب بیماریم آتش پرستارم شده

ما که خود از سوز دل آتش به جان افتاده ایم
از چه دیگر شعله ها یار دل زارم شده

پیش از این سقای ما بودی علمدار حسین
امشب اما جای او آتش علمدارم شده

ای فلک جان مرا هر چند می خواهی بسوز
مدتی هست از قضا دل سوختن کارم شده

جز غم امشب پیش ما یار وفاداری نماند
در شب تنهائیم تنها همین یارم شده

من که شب را تا سحر بی خواب و سوزانم چو شمع
از چه دیگر شعله ها شمع شب تارم شده

بس که اشک آیدبه چشمم خواب شب راراه نیست
دود آتش از چه ره در چشم خونبارم شده؟

جز دو چشمم هیچکس آبی بر این آتش نریخت
مردم چشمان من تنها وفا دارم شده

گر گلستان شد به ابراهیم آتش ها ولی
سوخت گلزار من و آتش پدیدارم شده

شعله های کربلا آتش به جانم زد
آتشین از این جهت ابیات اشعارم شده

 





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : حسان،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

الا سفر به سوی کربلا کنید امشب
همه زیارت خون خدا کنید امشب

اگر به جانب مقتل عبورتان افتاد
برای حضرت زهرا دعا کنید امشب

برای آنکه رود در کنار نعش پدر
رقیه را به بیابان رها کنید امشب

نماز وتر به جا آورید بنشسته
به دخت شیرخدا اقتدا کنید امشب

علم به دست بگردید دور آل‌ ا...
گره ز کار علمدار وا کنید امشب

اگر به مطبخ خولی عبورتان افتاد
زیارت سر از تن جدا کنید امشب

ستمگران! به پیمبر قسم عزادارند
به آل فاطمه کمتر جفا کنید امشب

الا تمام ملایک! به قتلگاه آیید
ز گریه شور قیامت به پا کنید امشب

به سوز سینه چنان بریزید اشک
که حق خون خدا را ادا کنید امشب

 





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : سازگار،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان میگیرد

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست

 





نوع مطلب : اشعار شام غریبان، 
برچسب ها : مهدی زنگنه،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :