تبلیغات
شعر هیئت - مطالب اشعار اربعین
 
شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

اشعار اربعین حسینی

روضه حضرت زینب سلام الله علیها

***

باور نمی کنم که رسیدم کنار تو

باور نمی کنم من و خاک دیار تو

یک اربعین گذشته و من پیر تر شدم

یک اربعین گذشت و شدم همجوار تو

یک اربعین اسیر بلایم اسیر عشق

یک اربعین دچار فراقم دچار تو

یک اربعین دویده ام و زخم دیده ام

دنبال ناله های یتیمان زار تو

یک اربعین بجای همه سنگ خورده ام

یک اربعین شده بدنم سنگ سار تو

یک اربعین به گریه ی من خنده کرده اند

لبهای قاتلان تو و نیزه دار تو

مثل رباب مثل همه تار تر شده

چشمان خسته ی من چشم انتظار تو

روز تولدم که زدم خنده بر لبت

باور نداشتم که شوم سوگوار تو

با تیغ و تیر و دشنه تو را بوریا کنند

با سنگ و تازیانه مرا داغدار تو

یادم نمی رود به لبت آب آب بود

یادم نمی رود بدن غرقه خار تو

مانده صدای حرمله در گوش من هنوز

پستی که نیزه زد به سر شیرخوار تو

حالا سرت کجاست که بالای سر روم

گریم برای زخم تن بی شمار تو

من نذر کرده ام که بخوانم در علقمه

صد فاتحه برای یل تکسوار تو

 





نوع مطلب : اشعار اربعین، 
برچسب ها : سهیل عرب،
لینک های مرتبط :


شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

اشعار اربعین حسینی

روضه حضرت زینب سلام الله علیها

***

دردها می چكد از حال و هوای سفرش

گرد غم ریخته بر چادر مشكی سرش

تك و تنها و دو تا چشم كبود و چند تا ...

كودك بی پدر افتاده فقط دور و برش

ظاهراً خم شده از شدت ماتم اما

هیچ كس باز نفهمیده چه آمد به سرش

روزها از گذر كوچه آتش رفته

اثر سوختگی مانده سر بال و پرش

همه بغض چهل روزه او خالی شد

همه كرب و بلا گریه شد از چشم ترش

 





نوع مطلب : اشعار اربعین، 
برچسب ها : سهیل عرب،
لینک های مرتبط :


شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

هجران بهانه ای ست برای وصال ها

بهتر شده ست از بركات تو حال ها

از یاد رفته است جراحات بال ها

با عمه راحت است تمام خیال ها

عمه نگو كه فاطمه ی كربلا بگو

عمه نگو حسین بگو مرتضی بگو

بابا سلام عمه رسیده بلند شو

در پیش پای موی سپیده بلند شو

از احترامِ قدِّ خمیده بلند شو

با گردن بریده بریده بلند شو

عمه اگر شكسته شده قد كمان شده

چون میهمان مجلس نامحرمان شده

دائم پیِ گذشتنِ از جان خویش بود

مأمور حفظ جان امامان خویش بود

زینب ولیك حیدر میدان خویش بود

گرم طواف قاری قرآن خویش بود

ما صد كربلا پس از تو بلا دیده ایم ما

صد فاجعه به شام بلا دیده ایم ما

 





نوع مطلب : اشعار اربعین، 
برچسب ها : سهیل عرب،
لینک های مرتبط :


شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : ansar 1001

اربعین غمت مرا انداخت

بی تو بودن مرا زپا انداخت

بعد یک اربعین هوای غمت

راه ما را به کربلا انداخت

اف بر این روزگار کین که مرا

اربعینی زتو جدا انداخت

این چهل روز بی تو هرچه نداشت

خواهرت را که از صدا انداخت

یاد دارم که ظهر روز دهم

شعله بر جان خیمه ها انداخت

یا نوک نیزه ظالمانه تو را

از روی اسب بی هوا انداخت

از کجای سفر بگویم که

به دلم اتش بلا انداخت

نیزه دار تو از لج زینب

از روی عمد نیزه را انداخت

جان به لبهای ماتم آوردم

دیگر ای تشنه لب کم آوردم

شعله بر جان تشنگان افتاد

و به دل زخم بی امان افتاد

از همان روز که زمین خوردی

برسرم طاق آسمان افتاد

غنچه ی خشک تا که پرپر شد

به روی خاک باغبان افتاد

معجر من به دست شعله

ولی سر تو دست این و آن افتاد

دخترت روضه خوان قافله بود

از نفس آه روضه خوان افتاد

آه تحفه ی مادریت را بردند

تن عریان کشان کشان افتاد

چقدر وحشیانه انگشتر

نیمه شب دست ساربان افتاد

همینجا نیزه هاشان به جانت افتادن

تازیانه به جانمان افتاد

 





نوع مطلب : اشعار اربعین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :