تبلیغات
شعر هیئت - مطالب «««««اشعار مرثیه و مداحی»»»»»
 
چهارشنبه 15 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

شکرخدا که در غم تو سینه می زنیم
در تـکیه های ماتـم تو سینه می زنیم

هـرگز بجز حسینیه جایی نـمی رویم
تـنها به پای پرچـم تو سینه می زنیم

همراه بانوای(حسین جان)روضه خوان
بـا ذکـر اسم اعظم تو سینه می زنیم

هـر ده شـب مـحرم تو گریه می کنیم
هـر ده شـب مـحرم تو سینه می زنیم

مشکی به تن نموده و با اذن مادرت
با شعر و نوحه ودم تو سینه می زنیم

(( هیهات من الذ ّله ))شعارتمام ماست
بـا این شعـار محکم تو سینه می زنیم

با گریه در عزای تو آدم نجات یافت
پـس مـا شـدیـم آدم تو،سینه می زنیم

میثم اگر برای علی(ع)روی دار رفت
مـا می شویم مـیثـم تو سینه می زنیم





نوع مطلب : «««««اشعار مرثیه و مداحی»»»»»، اشعار امام حسین (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

وقتی که می گم یا حیدر، دلِ من پرنده می شه
توی سبقت از ملائک، باز دلم برنده می شه
می گن عاشقای مولا، اشکاشون مثلِ گلابه
چونکه در تموم دنیا، گلشون ابوترابه
کسی که دیوار کعبه، پیش مقدمش دو تا شد
عاشق ولادت اون، نه که ما بلکه خدا شد
«اگه گلهای بهار، همه عالم رو بگیره
گل حیدر گل عشقه، هیچکی جاشو نمی گیره»
امشب از عشق وجودش، چشامون بارون می باره
واسه شهر نجفِ اون، دلامون چه بی قراره
می خوام امشب تا سحرگاه، دلمو رو دست بگیرم
با تمامی توانم، یا علی بگم بمیرم





نوع مطلب : «««««اشعار مرثیه و مداحی»»»»»، مدح حضرت امیرالمونین علی (ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نشسته ام که برای دلم هوار کنم

جواب کرده طبیبم، بگو چه کار کنم؟

 

اجازه هست بگویم چقدر خسته شدم

اجازه هست که نفرین به روزگار کنم؟

 

نگاه کن چقدر رنگ و روی من زرد است

چگونه این همه پاییز را بهار کنم؟

 

برای باختنم هیچ در بساطم نیست

ولی دوباره هوس کرده ام قمار کنم

 

چقدر ساده مرا گیسویت به بند کشید

خدا نیاورد آن روز را فرار کنم

 

اگر دو چشم تو، یعنی دو تا غزالت را

خدا به من بدهد، شیر را شکار کنم

 

من: عاشق تو، تو: معشوق من، بفرمایید

ازین دو تا به کدامینش افتخار کنم؟

 

من عاشق تو نبودم که آخر عمری

کنار زلف تو تسبیح اختیار کنم!

 

ببین در آب خودت را و حق بده بعداً

نمی توانم اگر گریه را مهار کنم

 

ازین به بعد حلالت نمی کنم بروی

چقدر پنجره را خرج انتظار کنم؟

 

ببین چگونه گرفتار کرده اید مرا

بگو چه کار کنم من بگو چه کار کنم؟!


نه پای رفتن دارم، نه روی رفتن... آه!

خدا نخواست ازین دردسر فرار کنم

 

بزرگ نیستم اما فقط اجازه بده

که سر فدای شمای بزرگوار کنم

 





نوع مطلب : «««««اشعار مرثیه و مداحی»»»»»، «««««اشعار مدیحه و مولودی»»»»»، 
برچسب ها : علی اکبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :