تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر شاعر ناشناس
 
پنجشنبه 23 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

قتیل کربلا را دوست دارم
ذبیح بالقفا را دوست دارم


من از زوار دشت کربلایم
عزیز مصطفی را دوست دارم


قسم بر آب آب کودکانش
شهید نینوا را دوست دارم


اگر چه شیعه خوبی نباشم
گل خیر النسا را دوست دارم


چه خوب است روز عاشورا بمیرم
که من خون خدا را دوست دارم


به والله به والله و به والله
حسین سر جدا را دوست دارم


خدایا قاری قرآن زینب
به روی نیزه ها را دوست دارم


به حق آخرین فریاد مولا
امید خیمه ها را دوست دارم


قسم بر یاس و گلهای شقایق
نسیم کربلا را دوست دارم

 





نوع مطلب : اشعار امام حسین (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

کاش میشد که نسیمی خبرت را می برد
      خبر سوختن بال و پرت را می برد
      
      کاش میشد که زبان دور لبت چرخاندن
      اثری داشت که سوز جگرت را می برد
      
      کاش جای عطشی که رمقت را برده
      خواب می آمد و چشمان ترت را می برد
      
      تو روی دست پدر عازم میدان بودی ؟
      یا که تقدیر گلویت پدرت را می برد
      
      لب زدن ها پدرت را نگرانت کرده
      عطش تو نفس مختصرت را می برد
      
      فاصله کم شده و حرمله با قدرت زد
      دست بابات نبود تیر سرت را می برد
      
      خوب شد تیر سه پر گرچه سپر را کج کرد
      سنگرت بود و گرنه سپرت را می برد
      
      دست و پا می زنی اما پدرت حیران است
      گلویت زیر عبا تا به حرم پنهان است
      
      این طرف ناله و آن سوی ولی غوغا شد
      گرچه لب خشک ولی چشم همه دریا شد
      
      مادرش زد به سر و عمه کنارش افتاد
      ناله زد وای علی خواهرش از جا پا شد
      
      بدن کوچک از پوست به سر بند شده
      دفن شد زیر لحد باز پدر تنها شد
      
      بعد ازآن واقعه یعنی دم غارت کردن
      حرمله پشت حرم آمد و واویلا شد
      
      مادرش گفت که ای حرمله لعنت بر تو
      به روی نیزه نزن، زخم گلویش وا  شد
      
      مادرش داشت کنار پسرش جان می داد
      از غم سوختن بال و پرش جان می داد





نوع مطلب : اشعار حضرت علی اصغر (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

رسیده نوبتمان، باید امتحان بدهیم
خدا كند بگذارد خودی نشان بدهیم

رسیده وقت نماز رشادت و مردی
نمی شود كه من و تو فقط اذان بدهیم

اگر كه داد دوباره جواب سر بالا
بگو چگونه جوابی به این و آن بدهیم؟

بیا كه عهد ببندیم و قول مردانه
به هم دهیم كه قبل از حسین، جان بدهیم

به حاجت دل خود می رسیم اگر او را
قسم به پهلوی بانوی قد كمان بدهیم

بخند و غصه نخور، چون به قلبم افتاده
اجازه می دهد آخر خودی نشان بدهیم

 





نوع مطلب : اشعار طفلان حضرت زینب (س)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 آبان 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

بدون تو خوشی روز فردا را نمیخواهم

نفس را، اشک را حتی دو دنیا را نمیخواهم

 

نمیخواهم بدانم نام این صحرای غمگین چیست

نمیخواهم بدانم بی تو غم ها را نمیخواهم

 

من از طفلی پرستار تمام خانه ام اما

پرستاری این طفلان تنها را نمیخواهم

 

به جای نخل و نخلستان فقط تیر است و سر نیزه

به رویت زخم ها را ردّی از پا را نمیخواهم

 

مزن خیمه که میترسم که بی عباس برگردم

نگاه دختر معصوم نو پا را نیمخواهم

 

اگرچه خاطراتم از مدینه تلخ و خونبار است

بیا برگرد شهر مادرت، کوفه دل آزار است

 

مرا مگذار بی تو دست گیر قافله باشم

اسیر زجر و خولی و سنان و حرمله باشم

 

ببینم خیمه را با جمع طفلانش زنند آتش

یتیمی را که میترسد به دامانش زنند آتش

 

یکی زنجیر بر حلقی به قصد کُشت میپیچد

یکی گیسوی طفلی را به گرد مشت میپیچد

 

بیا برگرد شهر مادرم هرچند غمبار است

که تیر حرمله دنبال چشمان علمدار است

 

ببین اشکم ببین دردم ببین زخمم ببین آهم

فراقت را نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم

 





نوع مطلب : اشعار ورود به کربلا، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


شنبه 11 آبان 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

هر چند پای گریه سبکبارتر شدیم

از اشکهای چشم تو بیمارتر شدیم

 

هر چند زیر بیرقتان سینه می زنیم

هر چند یاد داغ علمدار، تر شدیم

 

ما را ببخش پای شما کم گذاشتیم

امسال آمدیم و گنهکارتر شدیم

 

امسال هم که خرجی شبهای ما رسید

امسال هم دوباره بدهکارتر شدیم

 

الطاف بی دریغ تو ما را جریح کرد

تقصیر ما نبود طلبکارتر شدیم

 

دل نه ، میان سینه ی مان زینبیه هست

معلوم شد چه شد که گرفتارتر شدیم

 

ما را گره زدند به غمهای عمه ات

امشب برای کیست عزادارتر شدیم

 





نوع مطلب : اشعار ورود به ماه محرم، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 مهر 1392 :: نویسنده : خادم الرضا
 

 هرچند كه زخم جگرش خوب نشد

صد شكر لبش شكسته از چوب نشد

هر چند به روی بام افتاد ولی

مانند حسین تنش لگد كوب نشد

*****

جان دارد و زیر آفتاب افتاده

لب تشنه شده به یاد آب افتاده

بغداد چو كوچه ی بنی هاشم شد

بر خاك گُله ابوتراب افتاده

*****

بد جور به اشك و ناله اش خندیدند

پرپر زد و دور بدنش رقصیدند

ای كاش كه یك ذره حیا میكردند

بالای سرش رئوف را میدیدند





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 مهر 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

بر روی خاک حجره ای مردی

بی رمق، بی شکیب افتاده

باز تاریخ میشود تکرار

یک امام غریب افتاده

***

جگرش از عطش چه میسوزد

چون پرستوی پرشکسته شده

بسکه فریادکرده "واعطشا"

یاس زهرا چقدر خسته شده

***

همسر بی وفا و سنگدلش

به رویش درب حجره میبندد

میزند دست و پا عزیز رضا

او به اشک امام میخندد

***

به کنیزان خویش میگوید

پای کوبی کنید و دف بزنید

دور ابن الرضا همه امشب

شادمانی کنید و کف بزنید

***

بسکه کاری شده است زهر ببین

نتواند به روی پا خیزد

در عوض پیش چشم او دشمن

آب را بر روی زمین ریزد

***

من چه گویم که لحظه ی آخر

دلبر فاطمه چه حالی بود

لب خشک و دلی پر از خون داشت

جای شمس الشموس خالی بود

***

شکر لله پدر نبود وندید

که به روز پسر چه آمده است

اگر هم بود گریه میکرد و

چشم خود را به روی هم میبست

***

گرچه داغ جواد آل رسول

غصه ای بر دل پدر بگذاشت

ولی ای کاش روز عاشورا

علی اکبری حسین نداشت

***

پیش چشمان یک پدر پسری

غرق در خون و ناله ها میزد

زیر سم تمام مرکب ها

چقدر سخت دست وپا میزد

***

همه دیدند قامت پسری

بر روی خاک اربا اربا شد

همه دیدند داغ جانسوزش

باعث مرگ زود بابا شد

 **************

 از صدای نفس نفس زدنت

همسر ِ تو چقدر شاكی بود

شده پیراهن ِ تنت تازه

مثل آن چادری كه خاكی بود

***

تا صدایِ غریبی ات نرسد

با كنیزانِ خانه كف میزد

ناله ای از مدینه فاطمه و

ناله ای حیدر از نجف میزد

***

و كنیزی كه آب آورد و

تو به یادِ هلال افتادی

همسرت كاسه را شكست و سپس

تشنه مثل حسین جان دادی

***

در میانِ تمام معصومین

در مقاتل مُوَرخان دیدند

در عزای حسین و تو تنها

دشمنان كف زدند و رقصیدند

***

پیكر تو ز ِ پشت بام افتاد

ولی آقا به خون نشسته نشد

به لبِ پلّه خورد لبهایت

ولی دندان تو شكسته نشد


برگرفته از وبلاگ وزین من غلام قمرم

 





نوع مطلب :
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

به دل حک شد به خط آشنایی
شب میلاد و آغازِ گدایی
گدای بارگاهِ سبزِ عشقم
ببین امشب دلم گشته هوایی
به پیش پای تو غرقِ سرشکم
که شاید سر زنی بر بی‌نوایی
کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست
کرم بنما تو هر چه می‌توانی
تویی معصومه، عصمت پیش رویت
کند سجده از این نورِ خدایی
تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب
که با زینب همیشه هم صدایی
همین بس از تو ای معصومه جانم
لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
که سر تا پا چنین زهرا نمایی
همه امشب کنارِ بارگاهت
من و این گریه و فصلِ جدایی
دلِ فطرس شده در شامِ میلاد
اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی





نوع مطلب : ولادت حضرت معصومه (س)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

عالم ز آه تیره تر از صبح محشر است
خونِ جگر به دیده ی آلِ پیمبر است
 
شهر مدینه گشته عزاخانه ی وجود
رخت سیاه بر تن زهرا  و حیدر است
 
گفتم چه روی داده که از خاطرم گذشت
امشب شب یتیمی موسی ابن جعفر است
 
گِریَند بر امام ششم هفت آسمان
در نُه فلک قیامتِ عظمای دیگر است
 
جسمی که آب شد از جفا زیر خاک رفت
در قلب آب و خاک از این داغ آذر است
 
خواهی اگر که بوسه زنی بر مزار او
قبرش کنار تربت زهرای اطهر است
 
آتش زدند خانه او را حرامیان
این اجر خوبی پدر و ارث مادر است
 
جز تل خاک نیست نشانی از آن مزار
الحق که ننگ آل سعودِ ستمگر است
 
قامت خمیده،تن شده مانند شمع آب
این شاهد جنایت منصور کافر است
 
بر او بریز اشک که این گریه نزد حق
با گریه بر حسین ثوابش برابر است





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :


شنبه 9 شهریور 1392 :: نویسنده : ansar 1001

صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم
میانِ کوچه‌های غم، غریب و در به در شدم
خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند
دلِ غمینِ و خسته‌ام به غصه‌ مبتلا کند
کشد به آتش جفا گهی حریم خانه‌‌ام
تو خود بدانی ای خدا غریبِ این زمانه‌ام
به بزم عیش و نوش خود مرا شبانه برده‌اند
نماز من شکسته‌اند، با تازیانه برده‌اند
حالا که زهرِ مجلسِ حرامیان چشیده‌ام
ببین که خون روان شده ز گوشه‌های دیده‌ام
ببین به راه خانه‌ام نشسته‌ام چو مادرم
به مرگ خود رضا شدم، شکسته‌ام چو مادرم
شراره‌های زهرِ کین عطش به پیکرم نشاند
به یاد جد اطهرم مرا به کربلا کشاند
خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم
ولی خوشم در این جهان که شیعه سازِ دین شدم





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : شاعر ناشناس،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :