تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر علی اكبر لطیفیان
 
سه شنبه 24 دی 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

                                                        

ما اهل گریه ایم ولی در بهار، نه

ما اهل سنت ایم؛ نه... سنی تبار؛ نه

دنبال وحدتیم نه تضعیف اصل خویش

ما لعن می کنیم ولی آشکار، نه


 





نوع مطلب :
برچسب ها : علی اكبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


با احتیاط لاله ی ما را پیاده کن

عباس جان، سه ساله ی ما را پیاده کن

 

با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

 

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای

 

چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزه گان محترمه در پناه تو

 

باحوریان رفته به زیر نقابها

یک لحظه روبرو نشدند آفتابها

 

این حوریان عزیز خدایند و بس، همین

این دختران کنیز خدایند و بس، همین

 

این دختر علی ست که بالش شکستنی است

ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است

 

از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش

عباس جان مراقب این با حجاب باش

 

این دختران من که بیابان ندیده اند

در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند

 

یک لحظه هم ز خیمه ی طفلان جدا نشو

جان رباب از دم گهواره پا نشو

 

توهستی و اهالی این خیمه راحتند

در زیر سایه ات همه در استراحتند

 

توهستی و به روز حرم شب نمی رسد

چشم کسی به قامت زینب نمی رسد

 

یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند

احساس می کنم همه دلواپس هم اند

 

احساس می کنم که جوابم نمی دهند

با آب آب گفتنم آبم نمی دهند

 

راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست

از سنگها شکستن دندانم آرزوست

 

من راضیم به پای خدا دست و پا زنم

با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم

 

اگر به روی نی سر ِمن نیز رو شود

تا که مقام خواهر من نیز رو شود

 

جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا

این جام را الست گرفتیم ما دو تا

 

می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم

پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم

 

...با احتیاط لاله ی ما را سوار کن

زینب بیا سه ساله ی ما را سوار کن

 

با احتیاط خسته شدند این ستاره ها

این گوش پاره ها سر گوشواره ها

 


 





نوع مطلب : اشعار ورود به کربلا، 
برچسب ها : علی اكبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :


صد جلوه از پیمبر تو قد علم کند

آیینه چون به محضر تو قد علم کند

 

جایی برای پر زدن جبرئیل نیست

در آسمان اگر پر تو قد علم کند

 

دنیا کم است ظرفیتش، پس مجال نیست

تا جلوه های دیگر تو قد علم کند

 

راه فرار نیست هزاران سپاه را

هر وقت نام حیدر تو قد علم کند

 

دیگر به ذوالفقارِ دو دم احتیاج نیست

آن لحظه ای که همسر تو قد علم کند

 

افتادنِ به پات مرا سربلند کرد

از این طریق نوکر تو قد علم کند

 

فردای رستخیز، شفاعت تو را کم است

در آن مقام، قنبر تو قد علم کند

 

از پشت سر زدند تو را... جراتش نبود

شمشیر در برابر تو قد علم کند

 

زینب نمی گذاشت که فرقت دو تا شود

فرصت نبود دختر تو قد علم کند

 


 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : علی اكبر لطیفیان،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :