تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر غلامرضا سازگار
 

ای مسجد الحرام، حرم سامرای تو

بیت الولای دل، حرم با صفای تو

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو

روح ملک کبوتر صحن و سرای تو

آیینه ی جمال خداوند سرمدی

فرزند پاک چار علی سه محمدی

رضوان بدان جلال و شرف سائل درت

خورشید سجده برده به صحن مطهرت

روح رضاست در نفس روح پرورت

نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت

میراث زهد و نور هدایت ز هادیت

علم امام هشتم وجود جوادیت

معصوم سیزده ولی الله ذوالمنن

ابن الرضای سومی و دومین حسن

گل ریزد از بهشت به خاکت چمن چمن

شرمنده در ثنای تو از کوچکی سخن

در کلام و لعل لب گوهری کجا

وصف ابا محمدن العسگری کجا

انوار ده امام درخشد ز روی تو

یادآور رسول خدا خلق و خوی

زیباترین دعای ملک گفتگوی تو

مسجود جن و انس بود خاک کوی تو

بحری که در صدف در جان پرورد تویی

در دامنش امام زمان پرورد تویی

ویرانه ی مزار تو مسجود آسمان

قبر تو کعبۀ دل و صحنت مطاف جان

زوار هر شب حرمت صاحب الزمان

کوری چشم دشمنت ای قبلۀ جهان

تنها نه سامره همه عالم دیار تو است

هر جا رویم در بغل ما مزار تو است

قبر مطهر تو اگر چه خراب شد

یا بر حریم تو ستم بی حساب شد

و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد

هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد

هر روز قبۀ تو فروزنده تر شود

جاه و جلال و مرتبه ات زنده تر شود

ای نه سپهر فرش رفیع عبادتت

ای لطف و جود و مرحمت و بذل عادتت

اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت

یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت

ای زخم دل هماره فزون از ستاره ات

از ما سلام بر جگر پاره پاره ات

با آن که در محاصره بودی تو سال ها

دیدی ز دشمنان غم و رنج و ملال ها

کردند با تو از ره طغیان جدال ها

دادی به شیعه عزت و قدر و جلال ها

نور ولایتت ز دل حبس ای شگفت

چون آفتاب یک  سره آفاق را گرفت

داغت به قلب شیعه شراری عظیم شد

خون بر دلت ز کینه ی اهل حجیم شد

روح تو در بهشت الهی مقیم شد

با رفتن تو حضرت مهدی یتیم شد

یا بن الحسن از این همه بیداد الامان

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

ای عدل تو زوال ستم گستری بیا

نادیده کرده بر همه روشنگری بیا

ای آخرین دُر صدف کوثری بیا

ای نور دیده ی حسن عسگری بیا

تا کی فراق روی تو آتش به جان زند

تا کی به شیعه خصم تو زخم زبان زند

ای خوانده جن و انس و ملک پیر و مقتدات

تو جان جان عالمی و جان ما فدات

خلق علی و خلق نبی جلوه ی خدات

میثم به این دو مصرع نیکو دهد ندات

یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن

عالم ز دست رفت تو پا در رکاب کن


منبع: پایگاه حسینیه

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


بنده ام بنده ی ولای توام

عاشق صحن با صفای توام

تو جوادی و من گدای توام

یا جواد الائمه ادركنی

 

قامتم خم شده ز بار بلا

حاجتم باشد از تو یا مولا

نجف و كاظمین و كرب و بلا

یا جواد الائمه ادركنی

 

ای كه از زهر خون شده جگرت

به تو و جد و مادر و پدرت

من ِ بیچاره را مران ز درت

یا جواد الائمه ادركنی

 

سائلم سائلم جوابم دِه

تشنه ی جام وصلم آبم دِه

چشم گریان ، دلِ كبابم دِه

یا جواد الائمه ادركنی

 

به امام و به حرمتِ شهدا

به علی و به مادرت زهرا

دست خالی نمیروم ابدا

یا جواد الائمه ادركنی

 

ای تورا یار ِ بی وفا كشته

با لبِ تشنه از جفا كشته

با چنان پاكی و صفا كشته

یا جواد الائمه ادركنی

 

بسته با دستِ فتنه راهِ تو شد

همه جا پُر ز سوز و آهِ تو شد

حجره ی بسته قتلگاهِ تو شد

یا جواد الائمه ادركنی

 

مانده بر بام جسم بی كفنت

مرغ ها ناله زن به گرد تنت

سایه كردند بر روی بدنت

یا جواد الائمه ادركنی

 

لرزه بر جان اهل دین افتاد

شعله بر قلب مسلمین افتاد

تنت از بام بر زمین افتاد

یا جواد الائمه ادركنی

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام جواد (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


امشب همه عالم پر از شور حسین است
چشم ملایک روشن از نور حسین است
سینای دل یک شعله از طور حسین است
قلب رسول الله مسرور حسین است
خورشید ثاراللهیان امشب درخشید
چشم همه آزادگان را نور بخشید

امشب عجب شوری دل دیوانه دارد
امشب یم رحمت به کف دردانه دارد
امشب محمد در بغل ریحانه دارد
امشب علی قرآن به روی شانه دارد
امشب ز هم وا شد گل لبخند زهرا
آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا

این مشرق الأنوار ربُّ المشرقین است
این جان عالم این امام العالمین است
این عین حق یعنی علی را نور عین است
این شمع جمع آل پیغمبر حسین است
دیدار روی خالق سرمد مبارک
قرآن به روی سینه ی احمد مبارک

این کیست مصباح الهدی، فلک نجات است
شویندۀ لوح تمام سیئات است
این کام خشکش خضر را عین الحیات است
این هستی ما در حیات و در ممات است
دار و ندار انبیا، هست خداوند
چشم خدا، روی خدا، دست خداوند

نام حسین اول به قلب ما نوشتند
آن گه گل ما را به مهر او سرشتند
آن کس که بذر حب او در سینه کشتند
نه عاشق حور و نه دنبال بهشتند
فردای محشر چشمشان سوی حسین است
حور و قصور و خلدشان روی حسین است

ای روح پاک انبیا پروانه ی تو
قلب همه خوبان عالم خانه ی تو
کوه غم خلق جهان بر شانه ی تو
عقل و خرد دیوانه ی دیوانه ی تو
بگذار تا آشفته ی موی تو باشم
دیوانه ی زنجیری کوی تو باشم

این جرم های بی شمارم یابن زهرا
این چشم های اشک بارم یابن زهرا
بر درگهت امیدوارم یابن زهرا
تنها تویی دار وندارم یابن زهرا
من هر که هستم "میثم" کوی شمایم
آلوده ام امــا ثــناگـوی شـمایم

غلامرضا سازگار




نوع مطلب : ولادت امام حسین (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


باید که با دعای ابوطالب

آرم به لب ثنای ابوطالب

باب ائمه همدم پیغمبر

جان جهان فدای ابوطالب

باید ملک ستاره بیفشاند

چون گل به خاک پای ابوطالب

باشد به مکه گر چه مزار او

در قلب ماست جای ابوطالب

اوصـاف مـا کم آورد از شأنش

پیغمبر و علی است ثناخوانش

اسلام بر ولایت او نازد

پیغمبر از حمایت او نازد

جود است سائل کرم و جودش

دریا هم از عنایت او نازد

هم شهر مکه دور سرش گردد

هم کعبه بر سقایت او نازد

توحید فخر کرده به توحیدش

تاریخ بر حکایت او نازد

در روی او فروغ ولی پیدا

آیینـۀ جمـال علـی پیدا

اسلام بود، بود و نبود او

گویند اهل‌بیت درود او

انوار حیدر است به روی وی

پشت محمّد است وجود او

گفتار اوست نعت رسول‌الله

آیات سرمدی است سرود او

بر چهره می‌شکفت چو باغ گل

لبخند مصطفی به ورود او

با مسلمین کنند چو میزانش

سنگین‌تـر است کفۀ ایمانش

الحق که اوست حامی پیغمبر

الحق که شخص اوست ابوالحیدر

هر کس که شک نمود به ایمانش

حتماً بوَد به دین نبی کافر

باور کنید بین همه اصلاب

صلب شریف اوست علی‌پرور

جز از صدف به دست نیاید در

هرگز خزف برون ندهد گوهر

از این پدر علی به وجود آید

تا نـزد او ملک به سجود آید

تا بود دوست‌دار محمّد بود

تنها نه دوست، یار محمّد بود

تنها نه یار بود خدا داند

حامی و جان‌نثار محمّد بود

مثل علی که دور نبی می‌گشت

پیوسته در کنار محمّد بود

حتی به وقت مرگ وجود او

هر لحظه بی‌‌قرار محمّد بود

«میثم» که بوده مدح‌سرای او

چندیـن قصیده گفته برای او





نوع مطلب : وفات حضرت ابوطالب (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


ای همه جا یار رسول ‌خدا

 

محـرم اسـرار رسول ‌خدا

 

عاشق و دلـدادۀ ختـم رسـل!

 

پارۀ دل در قـدمت شاخـه گل

 

کفـر ز اسـلام تـو انـدر ستوه

 

کفۀ ایمان تو سنگین چو کوه

 

وصل نبـی را همـه ‌جـا طالبی

 

حامــی اســلام ابــوطالـبی

 

قـدر تـو برتـر ز تمـام قریش

 

نجـل تـو آقـا و امـام قـریش

 

حامی جان بـر کف پیغمبـری

 

جان به فدایت که اباالحیدری

 

قلب محبـان علـی مشهـدت

 

پشت نبی گرم شد از اشهدت

 

حضرت صادق، شه دنیا و دین

 

حجـت حـق، کعبـۀ اهـل‌یقین

 

گفت ز هـر مؤمـن یکتـاپرست

 

کفۀ ایمـان تـو سنگین‌تر است

 

صلـب تـو بایـد که علی پرورد

 

حجــت حــی ازلــی پــرورد

 

صلب تو دریا و علی گوهـرش

 

خواجـۀ لـولاک، ثنـاگستــرش

 

یـار و طرفــدار محمّــد تویی

 

شـاخص انصـار محمّــد تویی

 

رفتـن تـو غـربت اسـلام شـد

 

روز محمّـد ز غمـت شـام شـد

 

داشت پیمبر ز غمت حال حزن

 

سال وفات تو شدی سال حزن

 

روح خدایـی بـه تـن پـاک تو

 

لاله ایمـان دمـد از خـاک تـو

 

صدق و خلوص تو قبول خداست

 

زائـر قبـر تـو رسـول خـداست

 

قلب نبی سوخت بـه یـاد غمت

 

اشک علـی ریختــه در ماتمت

 

ســلام مخصـوص خـداوند تو

 

بر تو و بـر همسـر و فرزنـد تو

 

جز تـو که بـر خـدا ولی پرورد؟

 

جعفـر طیــار و علـی پــرورد؟

 

نسل عقیلت شهدای حسین

 

مسلمت اولین فدای حسین

 

تا که سحر صبح شود روز شام

 

بر تـو و ابنـاء تـو بـادا سـلام





نوع مطلب : وفات حضرت ابوطالب (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


ای سراپـا صفا ابـوطالب!

یـاور مصطفا ابـوطالب!

پای تا سر حقیقت ایمان

حامی دین مروّج قـرآن

بوی عطر بهشت در نفست

صلوات خدا به هر نفست

مصطفی متکی به ایمانت

جان خلق جهان به قربانت

ای تو آرامش دل احمد!

همه جا شمع محفل احمد!

 

چون پـدر در کنار پیغمبر

عم ختم رسل، ابـو الحیدر

پدری پاک چون تو می‌باید

تا که از صلب او علی آیـد

در ثنای تو ای به حق ناطق

این چنین گفت حضرت صادق:

«گر بـه خلقت کنند میـزانت

باز سنگین تـر است ایمانت»

بـه خلوصت پیامبر نـازد

شیر حق بر چنین پدر نازد

خط و مشیت مرام و ایدۀ ما

خاک پایت شفای دیـدۀ ما

 

تـو بـه چشم رسول محترمی

پـاک ماننـد پـردۀ حـرمی

عقل اول محمّـد و محمـود

از تـو و از شهادتین تـو بود

مصطفی یـار و یاورت خواند

کافر است، آنکه کافرت خواند

چار نجل تو چار نور جلی است

جعفر و طالب و عقیل و علی است

جعفرت را زاقتـدار و جـلال

ذات حق در بهشت داده دو بال

تـا بـه امر خدای بنده نـواز

در جنان با ملک کند پـرواز

 

طالبت طالب محمـد بـود

غرق در نور پاک احمد بود

از عقیل تو عقل مفتخر است

یـاور عترت پیامبر است

پسران عقیل تـو همه پاک

«بابی انت روحنا لفداک»

تو نبی را بـه هر بلا سپری

تـو تمام ائمـه را پـدری

افتخارت به کل خلق خداست

که عروس تو حضرت زهراست

پسران تـو بحرهای علوم

دختران تـو زینب و کلثوم

 

روزها روز یـادوارۀ تـوست

سال‌ها سربه سر هزارۀ توست

شیخ اصحاب خواجۀ لولاک

باز هم گویمت «لروحی فداک»

داغ تو سوخت قلب احمد را

خیز و بیـن گریۀ محمّد را

سال حزن رسول شد آن سال

کز بدن زد همای روحت بال

ای سلام همه به جان و تنت

کرد شیر خدا عـلی کفـنت

پیکرت را علی نهاد به خاک

ای تنت همچو روح مؤمن، پاک

 

بر پیمبر غم تو مشکل شد

خاکت از گریه علی گل شد

رحمت حق به روح پاکت باد

اشک "میثم" نثار خاکت باد





نوع مطلب : وفات حضرت ابوطالب (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


ای هــزاران مـوسیَت از طـور آورده سلام

وی مسیحا برده بر حبل‌المتینت اعتصام

موسـی جعفـر، امـام العـارفین، نـورالهدی

روی قرآن، پشت دین، کهف التُّقی، خیرالانام

گوهر شش‌ بحر نـور استی و بحـر پنج دُر

خــود امـام ابـن امـام ابـن امـام ابن امام

صحن زیبایت همـان صحن امیرالمؤمنین

کـاظمینت کـربلا و مـرقدت بیـت‌الحرام

جان به خاک آستانت فرش چون بال ملک

دل در اطراف حریمت چون کبوتر گِردِ بام

هر دری از صحن زیبایت دو صد باب‌المراد

هـر قـدم از خـاک زوّار تـو یک دارالسلام

با همه ایمان کـه دارم کفـر نعمت کرده‌ام

گر به صحنینت برم از جنّت و فردوس، نام

با تـولاّی تــو از اوّل حیــاتم شـد شروع

از تو گفتم، از تو گویم، تا شود عمرم تمام

کظم غیظت برده از دشمن هزاران‌بار دل

مهربانی‌هـات داده زخــم دل را التیــام

نه به دوزخ کار دارم، نه به محشر، نه بهشت

دوست دارم تا که در این آستان باشم غلام

 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام کاظم (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

ماه پـر فیض رجب، ماه نبـی، ماه خداست

ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست

ماه از خــویش بریـدن بـه خـدا پیـوستن

خرم آن کس که به حق واصل و از خویش جداست

مـاه میـلاد شـریف دو محمّــد دو علـی

که پر از جلوۀ مـاه رخشان ارض و سماست

جمعــۀ اول ایــن مــاه، جمــال ازلــی

در تمـاشـای رخ حضـرت باقـر پیـداست

دوم مـاه رجـب عیـد بـزرگی دگـر است

عید میـلاد علـی‌ بـن‌ جـواد بن رضاست

سوم ماه رجـب آن دهمیـن حجب حـق

جگرش لختۀ خون از شرر زهـر جفاست

دهم ماه رجب بـا گل رخسار جـواد

موج‌زن رایحۀ عطـر ولایت بـه فضاست

بـارک‌ الله کــه در سیــزده مــاه رجـب

عید میـلاد علـی، مظهر رب الاعـلاست

کعبـه آغـوش گشـوده چـو گریبـان از هم

کــه ز قـلب حـرم‌الله، علـی عقـده‌گشاست

صـاحب‌خانـه نــدا داد کــه ای بنـت اسـد

خانـه از مـاست ولیکـن متعلـق به شماست

قـدر و جــاه تــو بـود فـوق مقــام مـریم

پسـر تـو علـی اسـت و پسـر او عیسـاست

نجل پـاک تـو امـام است بـه نجـل مریم

گرچـه او مریـم و عیسـاش پیـام‌آور ماست

این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم

این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست

غلامرضا سازگار

 





نوع مطلب :
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :


شـروع اول مـاه و طلـوع مـاه تمـام

به این شروع، درود و به این طلوع، سلام

خدا بـه حضـرت سجـاد داد فرزندی

کز او بنـای فضیلت گرفت استحکام

محمّدبن‌علـی، باقرالعلـوم کـه هست

ز مــادر پــدر خـود سلالـۀ دو امـام

که هست چار امامش پدر،دو فاطمه مام

عمـو امـام حسن، جـد او امام حسین

دو جد دیگـر او حیدر و رسـول انـام

محمّدی که محمّـد سـلام داده بر او

به روی دست پدر چون علی گرفت مقام

ولـی حـق و شکافنـدۀ تمـام علــوم

که هفت شهر فضیلت از او گرفت نظام

گرفـت دیـدۀ خـود را ز دست او جابر

سلام باد بـر آن دست و این چنین اکرام

روی چـو جـانب بیت‌الحـرام تـربت او

بـه تـن بپـوش ز بـال فرشتگان احرام

دُر چهـار یـم و بحر هفت گوهر پـاک

بر آن چهار یم و هفـت دُر سلام مـدام

امـام پنجـم و پنجـم وصـی ختم رسل

که می‌شونـد رسـل بـر زیارتش اعظام

شـروع علم بـه او، ختـم علـم نیز به او

زهی به حسن شروع و زهی به حسن ختام

گــرفت روز ازل باقـــرالعلــوم لقـب

چنان‌کـه یافتـه دانش بـه نـام او اتمام

اگرچـه بیل کشاورزی‌اش بـود به زمین

بـه یک اشـارۀ او نُـه‌سپهـر گـردد رام

بـه پـای کرسـی درسش هزارهـا جابر

ذلیـل مجـد و جلالش بـود هزار هشام

محمّد است ز سر تا قدم به خُلق و خصال

از آن نهــاد ورا ذات حـق محمّـد، نـام

تمام شخص محمّـد در او خلاصـه شده

ز مجد و عزت و خُلق و خصال وخوی و مرام

اگر بـه چشم بصیـرت به تربتش نگری

دم از بهشت زدن در حـریم اوست حرام

دگر بـه عـرش بریـن هیچ اعتنـا نکنند

اگر شوند بـه کویش مـلایک استخدام

امـام پنجـم کـل وجـود، تنهـا اوسـت

چه در مدینـه بود یـا رود اسیر بـه شام

قسم به ذات الهی کـه علم، بی‌نفسش

چو آفتاب دم مغـرب است بـر لب بـام

فقیـر درگـه احســان او فقیـر و غنـی

مطیع حکم خداوندی‌اش خواص و عوام

مسیـح بـا نـفس روح‌بخش او زده دم

کلیـم یافتـه از منطق وی علـم کلام

کمال یافته بـا مهـر او رکوع و سجود

قبول حق شده با حب او صلات و صیام

هماره تا که زمین است و آسمان برپـا

همیشه تا که زمان است و گردش ایام

به روح پـاکش از ذات حـق درود درود

به جسم و جانش ازان سو جان سلام سلام

مـوالیان وی از بیـم دشمنـان «میثم!»

ز دور بر حرمش بوسـه می‌زننـد مدام

 





نوع مطلب : ولادت امام محمد باقر (ع)، 
برچسب ها : غلامرضا سازگار،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :