تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر مجید تال
 
پنجشنبه 24 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

از صفای ضریح دم نزنید
حرفی از بیرق و علم نزنید

گریه های بلند ممنوع است
روضه که هیچ سینه هم نزنید

کربلا رفته ها کنار بقیع
حرفی از صحن و از حرم نزنید

زائری خسته ام نگهبانان
به خدا زود می روم نزنید

زائری داد زد که نامردان
تازیانه به مادرم نزنید

غربت ما بدون خاتمه است
مادر ما همیشه فاطمه است

کاش درهای صحن وا بشود
شوق در سینه ها به پا بشود

کاش با دست حضرت مهدی
این حرم نیز با صفا بشود

کاش با نغمه حسین حسین
این حرم مثل کربلا بشود

در کنار مزار ام بنین
طرحی از علقمه بنا بشود

پس بسازیم پنجره فولاد
هر قدر عقده هست وا بشود

چارتا گنبد طلایی رنگ
چارتا مشهد الرضا بشود

این بقیعی که این چنین خاکی است
رشک پروانه های افلاکی است

در هوایش ستاره می سوزد
سینه با هر نظاره می سوزد

هشت شوال آسمان لرزید
دید صحن و مناره می سوزد

بارگاه بقیع ویران شد
دل بی راه و چاره می سوزد

این حرم مثل چادر زهراست
که در اینجا دوباره می سوزد

این حرم مثل خیمه ی زینب
که در اوج شراره می سوزد

سالها بعد قدری آن سو تر
چند قرآن پاره می سوزد
 





نوع مطلب : اشعار تخریب بقیع، 
برچسب ها : مجید تال،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 مرداد 1392 :: نویسنده : ansar 1001

السلام علیک یا علی  بن موسی الرضا

باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام

باز هم زائرتان نیستم از دور سلام

با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام

به سلیمان برسد از طرف مور سلام

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها

باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم

پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم

برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم

زود ما را برسانید به مشهد ، به حرم

مست از آنیم که از باده به خم آمده ایم

ما سفارش شده ایم ، از ره قم آمده ایم

یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست

پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست

پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست

بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست

پیچش قافله ی ما که به سوی نور است

رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟

صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است

طرف پنجره فولاد هیاهو شده است

باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است

مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد

دست و پای فلجی باز شفا می گیرد

با شفا از تو ، چه زیبا شده بیمار شدن

به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن

کار من هست فقط گرمی بازار شدن

گر چه در باور من نیست خریدار شدن-

-یوسفم باش، بدون تو کجا برگردم؟

من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم

تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی

کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی

مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی

لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی

قول دادی به همه پس به خدا می آیی

هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : مجید تال،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

دلم غیر ایوان پناهی نداشت

دلم زائری بود و راهی نداشت

دلم در بساطش جز آهی نداشت

علی داشت آن را كه شاهی نداشت

 

به دور امیر كرم گشته ام

صد و ده قدم در حرم گشته ام

 

به او گفتم ای شاه راهم بده

امان نامه ای بر گناهم بده

لیاقت به یك دم نگاهم بده

پناهی ندارم پناهم بده

 

صدا زد پریشانی ات با علی

اگر خسته جانی بگو یا علی

 

همین لحظه ها بود پیدا شدم

علی گفتم و از زمین پا شدم

شب و روز حیران مولا شدم

گدا بودم او خواست آقا شدم

 

دلِ من بدون علی بی كس است

بمیرم ببینم علی را بس است

 

تحمل به این نور لابد نبود

ترك خوردن كعبه بی خود نبود

و كعبه كه جای تَرَدُد نبود

پس این ها همه یك تولد نبود

 

خدا خواست ثابت كند بر جهان

علی هست یكتاترین در جهان

 

فقیری كه انگشتر از او گرفت

سلیمان شد و ذكر یاهو گرفت

اگر مدح او بر لبم جا گرفت

یدالله دستان من را گرفت

 

به من گفت از مرد خندق بگو

بیا از علیٌ مع الحق بگو

 

علی با خدا و خدا با علی

علی یا خدا گفت، حق یا علی

امیری نداریم الّا علی

اگر ناتوانی بگو یا علی

 

مجید تال





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : مجید تال،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :