تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر محسن حنیفی
 

ز عرش فاطمه تا که دم حسن جان داد
دوباره اشک من آمد کمی به من جان داد

برای غربت آقای سامرا باید
هزار دفعه شکست و مرتباً جان داد

میان حجره جوانی ز درد می لرزید
جوان موی سپید غم و محن جان داد

دوباره یک حسن ازداغ کوچه ها دق کرد
جوانی اش همه شد صرف سوختن جان داد

ز بس که آه کشید و به روضه دم بگرفت
که جای فاطمه من را بیا بزن «جان داد»

امام پاره گریبان روضه ها پر زد
امام گریه کن شاه بی کفن جان داد

دوباره با لب تشنه ز کربلا می خواند
شبیه جدّ خودش دور از وطن جان داد

دوباره حجره او گوشه ای شد از گودال
حسین شد، وسط دست و پا زدن جان داد...


 





نوع مطلب : اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 آبان 1392 :: نویسنده : ansar 1001

باده نوشیم در این بادیه سامان داریم

گریه زادیم فقط میل به باران داریم

 

سیب هستیم كه از عطر تو ما لبریزیم

آبداریم و سر سفره ی تو نان داریم

 

ما نمك گیر سر سفره ی نذری توایم

هر چه داریم ز الطاف كریمان داریم

 

خوب یا بد همه جمعیم كه حرّت بشویم

ما به اعجاز دو چشمان تو ایمان داریم

 

ارث از عابس تو برده كمی مجنونیم

دائما دست بر این چاك گریبان داریم

 

همه ی سال برایت به عزا مشغولیم

با دوخط روضه كه از شاه خراسان داریم

 

اگر چه چشمِ تری زیر آن قدم داریم

دوباره مثل دو چشمت هوای غم داریم

 

نگاهِ فاطمه ما را رعیتت كرده

هزار شكر كه ما نسبتی به هم داریم

 

دوباره مادرتان چای روضه را دم كرد

دوباره بین حسینیه و تو دم داریم

 

دوباره وقتِ زمین خوردنِ تو آمده است

دوباره یك دهه غم های پشتِ هم داریم

 

تو بوی كرب و بلا می دهی... بیا بنشین

تو شالِ خاكی و ما حسرتِ حرم داریم

 

از آن زبانِ مقدس از آن لبانِ كبود

امید گفتنِ یك بار نوكرم داریم

 

برای آنكه بسوزیم شعله می خواهیم

برای آنكه بمیریم گریه كم داریم

 

بیا به خاطر ام البنین بده اذنی

كه كشته گانِ شب روضه ی علمداریم

 

 





نوع مطلب : اشعار امام حسین (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
نظاره تو ابوحمزه و زراره کشید

غریب هستی و چون مادرت نشد آقا
سر مزار شما گنبد و مناره کشید

به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا
که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید

تو را میان دعا، بی نمازها بردند
تو را پیاده به کوچه یکی سواره کشید

میان کوچه تن خسته ات زمین تا خورد
نکرد رحمی و دشمن تو را دوباره کشید

سریع خانه برو دختر تو ترسیده است
که ارث مادریت را کسی شراره کشید

گرفته خانه تو رنگ خیمه های حسین
دوباره گریه چشمت به سوگواره کشید

دوباره آتش و خیمه غروب عاشورا
دوباره کرببلا را به استعاره کشید

تمام اهل و عیالش فرار می کردند
و دختری که خودش را به یک کناره کشید

به چند زخم پدر مرهمی ز گریه گذاشت
دوباره در بر خود جسم پاره پاره کشید

به پیش پیکرش از دشمنی شکایت کرد
که معجر از سر و از گوش گوشواره کشید





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 مرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد
ازخاک پای تو دُر و گوهر درست کرد
ته مانده ی پیاله ی آب تو را گرفت
تا سلسبیل و چشمه کوثر درست کرد
از گرد و خاک رزم تو کولاک آفرید
از شیوه ی نبرد تو محشر درست کرد
باید برای وقت سکوتت ذبیح داد
باید هزارتا علی اکبر درست کرد
دل روی دل برای تو باید ضریح ساخت
باید حرم برای تو دلبر درست کرد
باید بجای شمع مزار تو آب شد
باید شبیه خاک مزارت خراب شد

عاشق شدن به گوشه نگاهت عجب نداشت
هرکس که دید روی تو را روز و شب نداشت
ای قبله مدینه و درمان دردها
جز خانه تو، شهر مدینه مطب نداشت
با روی باز بر همگان لطف میکنی
حتی به سائلی که رسید و ادب نداشت
سهمش قبول توبه نشد هر که در قنوت
یا محسن و بحق حسن روی لب نداشت
 
حیف! از صحابه تو کسی خوش مثل نشد
حیف! از زمانه ی تو که آقا! وَهَب نداشت
اینجا نواده های تو صاحب حرم شدند
یعنی ارادت عجمی را عرب نداشت؟
در شهر ری مزار تو را یاد میکنیم
روزی رسد بقیع تو آباد میکنیم


برگرفته از پایگاه بی پلاک





نوع مطلب : اشعار ولادت امام حسن (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


چشمهایش همه را یاد خدا می انداخت
لرزه بر جان و دل تک تک ما می انداخت

پا برهنه همه بر بُشر شدن محتاجیم
نظری کاش که بر ما، گذرا می انداخت

دست بسته فقط او بود که شد دست به خیر
سکّه نه، ماه به کشکول گدا می انداخت

آن همه زخم به روی بدنش بود ولی
زَهر هم بر جگرش چنگ، جدا می انداخت

چشم خود بست ولی دختر او چشم به راه
روی شانه پسرش شال عزا می انداخت

او پر از درد شد امّا به خداوند او را
روضه ی کوچه و گودال ز پا می انداخت
*****
پیکرش زخم شد امّا سر او دست نخورد
شد خراشیده ولی حنجر او دست نخورد

محسن حنیفی




نوع مطلب : اشعار شهادت امام کاظم (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


مادر گریه! مادر غم ها

 جان از غصه آمده بر لب
روضه دار شبانه روز حسین

السلام علیکِ یا زینب

چشم های تو از نجابت و نور

 چشم های تو جنس باران است
گریه های زیاد آبت کرد

  بس که زخم دلت فراران است
بین بستر که روضه میخوانی

 وسط گریه میروی از حال
وسط روضه ی در و دیوار

 وسط روضه ی سر و گودال
رو به کرببلا بکن بانو

 لحظه های وداع سنگین است
درد دل کن تو با برادر خود

 روضه بی شک دلیلِ تسکین است
خاطرم مانده ای برادر من

 زلف هایت به چنگ گرگ افتاد
گره در بین زلف تو می خورد

 روی سینه نشست یک صیاد
حرمتت را حرامیان بردند

 غارت پیکر تو یادم هست
دست و پا می زدی مقابل من

 زخم بال و پَر تو یادم هست
نیزه بر پهلوی تو چنگ انداخت

 ناله ی مادر تو درآمد
آن قدر سعی کرد خواهر تا

 نیزه از پیکر تو درآمد
آمدم پس بگیرمش اما

حنجرت را به زور می بردند
دل من را که خوب سوزاندند

 سر تو تا تنور می بردند

محسن حنیفی





نوع مطلب : اشعار حضرت زینب (س)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : خادم الرضا
ساقی رسید پس در میخانه پر شود
باده بریز باده که پیمانه پر شود
جامی بده حیات دوباره مرا ببخش
جامی که جان ز حضرت جانانه پر شود
آری علی علی(علیه السلام) همه را مست می کند
در بین شهر نعره ی مستانه پر شود
سنگم بزن به حب علی(علیه السلام) که ملال نیست
لیلای شهر آمد و دیوانه پر شود
اصلاً تمام بال و پرم پیشکش به او
اطراف شمع از پر پروانه پر شود
بالم شده است صید نگاه تو یا علی(علیه السلام)
مثل ریاح عبد سیاه تو یا علی(علیه السلام)

باید به پای دار تو ما سر بیاوریم
شاید ز کار زلف تو سر در بیاوریم
باید که خاک کوی تو را در سبو کنیم
سوغاتی از دیار تو، ساغر بیاوریم
وقتی که صحبت از نجف و آن مناره هاست
کم مانده ما ز شوق تو پر در بیاوریم
ما را در آسمان نجف تا که پَر دهی
سجده به خاک مقدم قنبر بیاوریم
شأن غلامی تو همان شأن انبیاست
روشن شود چو رو سوی محشر بیاوریم
انگشتری بده، که سلیمان بنا کنی
یا نسخه ای بده که مسیحا دوا کنی

هر ذره پایبوس تو شد درّ ناب شد
زر نه، ابوذری شده و آفتاب شد
این غوره های ما که به ساغر نمی رسید
در دست تو فشرده شد آنگه شراب شد
بالای تاج و تخت سلیمان نوشته اند
هرکس که شد غلام تو عالیجناب شد
ادعیه ی قنوت نبی با تلاوت
یاعالیُ به حق علی(علیه السلام) مستجاب شد
وقتش شده است، فدیه بگیری به ذوالفقار
قربانی ات که بیش ز حدّ نصاب شد
سر گر نشد فدای تو سربار می شود
میثم تبار عاقبتش دار می شود

از بس که هست در دل من اشتیاق تو
دیگر نمانده طاقت صبر از فراق تو
درد مرا نگاه مسیحا دوا نکرد
آن مرهمی که کرده به زخمم افاقه، تو
از گوشه ی نگاه تو سلمان درست شد
این شیوه ی تو بوده و سبک و سیاق تو
باید که استحاله شوم، خاک پا شوم
دفنم کنند در نجف تو، عراق تو
باید که حرف از تو و زهرا(سلام الله علیها) وسط کشید
تا خوش بیاید این سخنم در مذاق تو
ساقی باده های طهورا نظر نما
ای ایلیای حضرت زهرا(سلام الله علیها) نظر نما

محسن حنیفی




نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :


شکست بال و پرش آسمان تکان می خورد
ز درد روی تنش، رنگ ارغوان می خورد

میان بستر خود او ز درد می پیچید
گره به کار اهالی آسمان می خورد

برای زخم عمیقش دوا افاقه نکرد
ز بس که زخم زبان او از این و آن می خورد

تو را خدا دگر او را به کوچه ها نکشید
خدا نکرده زمین گر در آن میان می خورد-

-جواب مادر او را چگونه می دادید
چه قدر خون جگر او ز دستتان می خورد

میان بستر خود تشنه روضه سر می داد
صدای گریه و آهش به گوش جان می خورد

چنان ز چوب و لب خشک و خیزران می خواند
که گوئیا به لبش چوب خیزران می خورد

شبیه جدِّ غریبش چنان به خاک افتاد
کأنَّ ضربه ز سر نیزه ی سنان می خورد

محسن حنیفی

منبع : سایت وزین بی پلاک




نوع مطلب : اشعار شهادت امام هادی النقی (ع)، 
برچسب ها : محسن حنیفی،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :