تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر محمد حسین رحیمیان
 

ای گل سر سبد طایفه ی آقاها

ای بزرگ همه بی مثل و همتاها

هرکسی دیده تو را مست شد و خانه خراب

تشنه ی دیدن تو میکده ها صهباها

نمک روی تو دیوانه کند مجنون را

کشته و مرده ی رویت همه لیلاها

پیش اعجاز دو چشمان سیاهت آقا

شده بی رنگ حنای همه عیساها

هر که امروز گرفتار نگاهت گردید

نکند وحشتی از بی کسی فرداها

شعبه ی عرش شده از قدم تو دنیا

هر کجا حرف شود از تو بهشت است آنجا

با تو شد روز تر از روز، شب غربت ما

شده نابود غم بی کسی و غربت ما

مثل هر کس که کسی هست میان عالم

شد گدایی درِ خانه تو عادت ما

ما نبودیم اگر که تو نبودی آقا

هست زیر سر تو آمدن و خلقت ما

سنگ خوردی تو که ما خدعه شیطان نخوریم

خون دل خوردن تو گشت همه ثروت ما

گوشه ی کوچکی از چشمه لطفت این است

نوکری تو و اولاد تو شد قسمت ما

ما مسلمان شده ی دختر و داماد توأییم

نسل در نسل همه آدم اولاد توأییم

عقل و هوش همه ی خلق شده حیرانت

به فدای تو و توحید تو و عرفانت

آن قدر عاشق تو هست خدایت آقا

که به قرآن خودش خورد قسم بر جانت

دم به دم مکتب تو حرف جدیدی دارد

همۀ علم خلاصه شده در قرآنت

مرده را گوشه نگاه تو مسیحا سازد

کرده دیوانه مرا معجزه چشمانت

دشمنت هم ز تو جز رحمت و ایثار ندید

خوش به حال دل آن کس که شد از یارانت

در سماوات و زمین و ملک و جن و بشر

ما ندیدیم کسی را ز شما خاکی تر

تو همه دلخوشی روز و شب دنیایی

همه هستند غلام و تو فقط آقایی

پرچم هیچ کس اندازه تو بالا نیست

محشری، بی مثلی، معجزه ای، غوغایی

کار ما هست فقط عشق به تو ورزیدن

کار تو هست فقط دلبری و لیلایی

چه مقامی به تو داده است خدایت آقا

دلخوشی علی و زندگی زهرایی

چه قدر عشق میان تو و زهرایت بود

تو شدی فاطمی و فاطمه شد بابایی

رفتی و قامت زهرای جوان تو خمید

نود و پنج شب از درد به خود می پیچید

 





نوع مطلب : ولادت حضرت محمد (ص)، 
برچسب ها : محمد حسین رحیمیان،
لینک های مرتبط :


می سوخت بین شعله ها بال و پر تو

آتش نشد شرمنده از موی سر تو

 

از نعره مستانه یک نامسلمان

آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو

 

دست خدا را باز بستند این جماعت

آقا چه خالی بود جای مادر تو

 

با رفتن تو آسمان هم گریه می کرد

آن شب نبود عمامه ای روی سرتو

 

پای برهنه پشت یک مرکب دویدن

نگذاشت نایی در میان پیکر تو

 

در کوچه های خلوت شهر مدینه

تنها غریبی بود یار و یاور تو

 

دیدند خیلی داغدار کربلایی

شام غریبان شد به پا در محضر تو

 

جای هزاران سحده شکرانه دارد

خنجر نیامد بر ضریح حنجر تو

 

 





نوع مطلب : شهادت امام صادق (ع)، 
برچسب ها : محمد حسین رحیمیان،
لینک های مرتبط :


دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

 

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

 

رفتی برای زینب تو خستگی ماند

دیگر پرستارت به پیکر نا ندارد

 

خونت نوشته گوشه ی محراب مسجد

این کوه طور عاشقی موسی ندارد

 

دنیا پدر جان تا خود روز قیامت

مانند تو گریه کن زهرا ندارد

 

رفتی و از این شهر بردی مهربانی

کوفه برای ماندن ما جا ندارد

 

رفتی خیال دشمن تو گشت راحت

در سر به غیر از فکر عاشورا ندارد

 

فکری به حال روزگار دخترت کند

در روزهایی که حرم سقا ندارد

 



نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : محمد حسین رحیمیان،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :