تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر محمود قاسمی
 
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

باز شب بود و سكوت و شعر ناب 
عشق بود و شور بود و التهاب

باز طبع قافیه پرداز من
این همایون بال تك پرواز من

رفت تا قوسین أو أدنی رها
رفت تا بالای بالا تا خدا

می طراوید از لبم شهد و عسل
مثنوی بود و رباعی و غزل

موج عشقی بود گویا در سرم
خامه می رقصید روی دفترم

مست از صهبای یا هو می شدم
شاعر چشمان آهو می شدم

گر چه آن شب طبع من ققنوس بود
در پی خورشید با فانوس بود

خویش را در خویشتن گم می كنم
همچو آدم میل گندم می كنم

جنت و حور و قصور و سلسبیل
كی حریم دوست را گردد سبیل

با زبان دل سلامش میكنم
هستی خود را به نامش میكنم

السلام ای قبله ایمان عشق !
ای امام عاشقان ای جان عشق !

السلام ای مایه تكریم عشق
ای امام واجب التعظیم عشق

السلام ای فرش راهت آفتاب
ای كراماتت به عالم بی حساب

ای مرید درگهت شیخ و شباب
آفتاب حشر در دستت سحاب

ای ز فیض تو همه عالم ختن
قطره ناچیز را دّر عدن

ای به شأنت قدر و شمس و هل أتی
نیست این الفاظ در مدحت سزا

ای طوافت برتر از هفتاد حج
شب چراغ روشن صبح فرج

ای به پاس صبح زیبای حرم
چشم اختر تا سحر نامد به هم

السلام ای در جلالت بی قرین
با تهی دستان عالم همنشین

گنبد زرد تو خورشید امید
می دهد بر هر دل خسته نوید

خستگان را دستگیری می كنی
بر گدایان هم امیری می كنی

ای سپهر رأفت و بحر كرم
عیسویون چاكران این حرم

بر سرایت نقش شد ای جان دین
ای غلام در گهت روح الامین

این سخن نقش است با خط نگین
اُدخُلوها بِسلامٍ  آمِنین

 
صبح روشن سینه شب را درید
موكب شاه خراسان می رسید

تا ثریا بزم شادی بود و شور
فاش می شد سّر یخفی فی الصدور

از قدوم تو چراغان نه فلك
كف زند غلمان و می رقصد ملك

در مدیحت نغمه خوان داود شد
سینه مجمر، پر ز عطر عود شد

تا طوافت در خراسان می كنم
نازها بر حور و غلمان میكنم

مدح سلطان خراسان میكنم
دفترم را چون گلستان میكنم ...





نوع مطلب : اشعار مدح امام رضا (ع)، 
برچسب ها : محمود قاسمی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 تیر 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

گرچه من پشت درم، راه ندی حق داری
گرچه من دربدرم، راه ندی حق داری

بسكه من این در و آن در زده ام حالا كه
خورده اینجا گذرم، راه ندی حق داری

همه جا پرسه زدم غیر در خانه ی تو
حال بشكسته پرم، راه ندی حق داری

از رفیقان شهیدم به خدا جاماندم
حال كه یك نفرم، راه ندی حق داری

گرچه بر سفره تو شاه و گدا مهمانند
بسكه من خیره سرم، راه ندی حق داری

بس كه تو شاهد عصیان منی امشب كه
من گدای سحرم، راه ندی حق داری

به امیدم كه كسی باز شفاعت  بكند
طفل شش ماهه مگر باز وساطت بكند

محمود قاسمی





نوع مطلب : اشعار مناجات با خدا، 
برچسب ها : محمود قاسمی،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :