تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر محمود ژولیده
 

مناجات با خدا - شبهای قدر


بگذار تا بمیرم در این شب الهی

ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه

چندان كه باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو كنم به احیاء، دل زنده گردم اما

دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان

بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای كاش تا توانم بر عهد خود بمانم

شرمنده‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در كفت اسیرم قرآن به سر بگیرم

چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهی

من بندگی نكردم با خویش خدعه كردم

ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینكه بد سرشتم با توست سرنوشتم

دانم كه در به رویم وا می‏كنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را

گر تو نمی‏پسندی تقدیر كن نگاهی

دل را تو می‏كشانی بر عرش می‏كشانی

بال ملك كنی پهن از مهر روسیاهی

دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر

بی عجب و بی تكبّر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یكسر

جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب

از ما مگیر او را جان حسن الهی

در این شب جدایی در كوی آشنایی

هستم چنان گدایی در كوی پادشاهی

 

با تشکر از عزیزی که این شعر زیبا رو فرستادن





نوع مطلب : اشعار مناجات با خدا، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :


از بس نوشته اند جمالت منور است
رویت سزای گفتن الله اکبر است
ای حمزه ی رسول گرامی کربلا
محو تو سید الشهدای پیمبر است
ای نافذ البصیره! کجا سیر می کنی
چشمت شبیه هیبت چشمان حیدر است
از آن زمان که تو پسر فاطمه شدی
دستت شفیع امت زهرای اطهر است
سرو قدت اگر چه به ام البنین بَرد
کی هیبتت به هیبت زینب برابر است
آنان که نام، ماه بنی هاشمت دهند
رخسارشان منور صد ماه و اختر است
فضل و کمال را به تو تفویض کرده اند
آنان که فضلشان همه از فضل داور است
روز جزا به مرتبه ات غبطه می خورند
آنان که از شهادتشان فیض محشر است
دل را شراب صحبت تو مست می کند
ما را خمار بوسه بر آن دست می کند

روز ازل که روز علمداری تو بود
آب حیات تشنه لب یاری تو بود
روزی که جام عشق عطشناک مرد بود
آن روز، روز سید و سالاری تو بود
کافی نبود سر بکشد جام عشق را
تنها کسی که شاهد می خواری تو بود
روزی که هیچ صحبت دلداگی نبود
صحن الست صحنه ی دلداری تو بود
دل دادی و شد آتش دلبر به کام تو
لب تشنگی متاع خریداری تو بود
چشم و سر و دو دست تو داد و الست داد
شرم شریعه از عرق جاری تو بود
وقتی تنت نشست ز مستی میان نور
عرشی عظیم گرم عزاداری تو بود
بر خلق نوری تو خدا افتخار کرد
فخر خدا برای گرفتاری تو بود
آن روز هم در عالم ذر مثل کربلا
زهرا کنار علقمه در یاری تو بود
آن ساقی آفرین که تو را آفریده است
مشک تو را و اشک تو یک جا خریده است

محمود ژولیده





نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :


نپردازید بی تسبیحِ خالق

به مدحِ بنده ای هر چند لایق

نپردازید بی ذکر الهی

به ذکر بنده حتی گاه گاهی

مرا حمد خدا شیرین تر از مدح

ثنای کبریا شیرین تر از مدح

اگر من عبد صالح نام دارم

اطاعت را عبادت می شمارم

اطاعت از خدا تنها وفا نیست

عبادت بی ولایت راه ما نیست

عبادت از علی آموختم من

اطاعت از ولی آموختم من

نباشد هیچ حاجت از بهشتم

که جنّت هست در ذات سِرشتم

سرشتم طالب ماه ولایت

بهشتم رفتنِ راه ولایت

سرشتم فخر دارد ایها الناس

که نامم را علی بگذاشت عباس

مرا این بِه ز جنّات برین است

که نام مادرم امّ البنین است

من آقا زادۀ ام البنینم

اَباالفضلِ امیر المومنینم

 

جهت مشاهده ادامه شعر کلیک کنید


نوع مطلب : اشعار ولادت حضرت اباالفضل (ع)، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :


ای شجر طیبۀ کردگار

وی ثمر نور خداوندگار

سورۀ مستورۀ اردوی وحی

آیت مخزونۀ دارالقرار

خیر کثیر همۀ اولیاء

رحمت موصولۀ لیل و نهار

کون و مکان، مُلک و مَلک را امیر

آب حیات است تو را وامدار

هستی و مستی همه در دست تست

داده خدا در کف تو اختیار

زمرۀ مخلوق گرفتار تو

فطرت هر فرد تو را بی قرار

سَرو بلند علوی قامتت

شاخۀ طوبای جنان را وقار

چهرۀ زیبای تو مصباح نور

بندۀ گیسوی تو شب زنده دار

عطر خداوندی تو بوی سیب

میوۀ لبخند تو فصل بهار

معدن علم ازلی محضرت

برج عمل از تو شده استوار

بی تو شود غرق، بشر در تباه

با تو به ساحل برسد روزگار

مهد تو کشتی نجات بشر

مرکبِ قنداقۀ تو گاهوار

فطرس پر سوخته هر روز و شب

پیک سلام همگان بر تو یار

حضرت خورشید سلامٌ علیک

مظهر توحید سلامٌ علیک

ای نَفس قافلۀ انبیا

وی جگر قاطبۀ اولیا

حمد، خدا را که تو را آفرید

حبّ تو بخشید به دل های ما

صلب تو پاک از ازل ای پاکزاد

صنع تو نوآوریِ کبریا

طینت تو زینت عرش برین

شأن رفیع تو همان هل اتا

روح تو ای رایحۀ ماندگار

جاری و ساری ست به روح القضا

خون تو ای خون خدای کریم

با رگ ابناء بشر آشنا

درس تو آزادی از این ما و من

تا بشود بنده، خدا را فنا

خاک رهت ای پسر بوتراب

سُرمۀ چشم مَلک و اتقیا

ای به خدا از همه نزدیک تر

راه میان بُر به خدا کربلا

بانی و بنیان شهادت تویی

از ازل ای صاحب این ماجرا

هیچ امامی نَه چنین باب کرد

معرفت اهل هُدی تا خدا

هدیه به مظلومی تو نُه امام

سلسله ات سلسلۀ اوصیا

مثل تو ارباب ندیده کسی

چون تو ننازد به غلام سیا

حضرت خورشید سلامٌ علیک

مظهر توحید سلامٌ علیک

هر که دهد گوش به فرمان تو

می شود از خیل شهیدان تو

لطف کند فاطمه در حق او

هر که شود هم دل و پیمان تو

گر نکند حضرت زهرا نگاه

حُر نشود یک شبه مهمان تو

هر که به دستان تو احیا شود

چهره سپید است به دامان تو

آن که به اردوی تو احضار شد

ترک نباید کند از جان تو

پیک تو چون خیمۀ ما زد کنار

صد چو زهیر است به میدان تو

مرکب و شمشیر نیاید به کار

در طلبِ مهرِ درخشان تو

سر بنهد جان بدهد عاشقت

در عوض چهرۀ خندان تو

بگذرد از هستی خود مبتلا

تا نرسد کودک عطشان تو

تن ندهد جز به فدایی شدن

کشتۀ گیسوی پریشان تو

آب نبندد به خیامت غلام

تا که نلرزد تن طفلان تو

چون سر تو بر سر نیزه رود

خواهر تو ناطق قرآن تو

ناقه اگر رفت به شام بلا

چوب یزید است به دندان تو

حضرت خورشید سلامٌ علیک

مظهر توحید سلامٌ علیک

ای شب عشّاق شب آخَرت

غرق مناجات همه لشگرت

قاسمت از شهد عسل مستِ مست

بِین دو انگشت چه دید اکبرت

در صَدَد گفتن لبیک شد

بعد سخنرانیِ تو اصغرت

رحم کن ای ماه بر این اختران

می شنود حرف تو را دخترت

صحبتِ غربت مکن ای با وفا

جان برادر! چه کند خواهرت

حرف کنیزی نزند هیچ کس

پیش نگاه حرم اطهرت

کاش سفارش کنی از روز بعد

خواهر من خوف کن از معجرت

از عطشِ طفل مگو بیش از این

شرم کند ساقیِ آب آورت

جامۀ پیغمبری از تن مگیر

جامه مکن بافته مادرت

ترسم از آن لحظه که رزّارِها

اسب بتازند بر این پیکرت

آه از آن دم که ببیند سپاه

بوسۀ زینب به رگ حنجرت

صحبت هفتاد و دو تن می کنی!

وای از آن باغ گل پرپرت

از چه به این حال بکاءِ شدید

آیه تلاوت کنی از محشرت

با همه یک یک مگو از رفتنت

روضه مخوان از بدن بی سرت

حضرت خورشید سلامٌ علیک

مظهر توحید سلامٌ علیک





نوع مطلب : ولادت امام حسین (ع)، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :


آن دشمنی كه بر جگرم نقش غم كشید
جان از تنم به حربۀ زهرِ ستم كشید
ابنُ الرضایم و ز رضا ارث برده ام
زهر جفا مرا به همان پیچ و خم كشید
در احتضارم و بدنم درد می كند
این سَمّ جان شكار، توان از دلم كشید
وقتی كه دید، تشنگی ام قاتل من است
جان را اَجل ز سینۀ من لاجَرم كشید
عمرم شبیه مادر پهلو شكسته شد
نخل جوانی ام ثمر از عمرِ كم كشید
جز زهر كینه مایۀ آرامشم نشد
دریا ز موج خسته شد و چشمه نَم كشید
طاغوت، با سلالۀ زهرا چه ها نكرد
ما را برون ز خانه چو یك متّهم كشید
بالا گرفت كار جسارت به اهل بیت
كارم به سوی بزم شراب و ستم كشید
من وارث بلای خرابه نشینی ام
سوز دلم دوباره به درد و اَلَم كشید
ای كربلا! چو شاهدِ ویرانی ات شدم
گویی كه ابن سعد سنان بر تنم كشید
بهتر كه قبر مادر ما مخفیانه ماند
ورنه كدام حرمله دست از حرم كشید
این ظلم ها هدایت ما را عوض نكرد
شكر خدا، ولایت ما تا عجم كشید
نام علی و فاطمه جاوید مانده است
دشمن خیال كرد بر آنان قلم كشید
ما روی دوش، پرچم عصمت كشیده ایم
دردا، عدو علیه عدالت علَم كشید
دنیا كه خود به خود، قفسِ جانِ خسته بود
تبعید هم به گوشه ای از مَردمَم كشید
از آفتاب زندگی ام بهره كم گرفت
شرمنده ام كه سختی از آن اُمتّم كشید
افطار كردم و جگرم پاره پاره شد
جدّم رسید و وقت سحر در برم كشید
در آخرین نفس، پسرم چون بغل گشود
بُغضش گرفت و پارچه ای بر سرم كشید

محمود ژولیده




نوع مطلب : اشعار شهادت امام هادی النقی (ع)، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :


السلام ای دلیل کَرَّمنا

ای به عالم امام، آمَنّا

به مسلمانیِ خودت سوگند

طاعتت واجب است، سَلَّمنا

این عبارت نوشته بر قلبم

از ازل بوده ام تُو را مِنّا

از ازل تا ابد به این سخنیم

ما همه بنده ایم، اِرحَمنا

شاهد این که در رکاب توأم

و هُوَ «آیهُ لَهُم اَنّا»

 «و خَلَقنا لَهُم» به ما خواندی

 «و مَتاعاً، و رحمةً مِنّا»

مرده بودیم، زندهِ مان کردی

و لبت گفت ذکر «اَحیَینا»

شیعۀ فاطمه تویی _ و منم

شیعۀ تو قسم به «انزلنا»

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

سوره های فصیح رحمانی

آیه های بلیغ سبحانی

تویی و آل پاک و اطهارت

کلمات کریم قرآنی

عَلَّم الآدم از تو می گوید

ای به اسماءِ نور، نورانی

اُذکروا نعمتی تویی آقا!

وَه چه زیبا نماز می خوانی

و اَقیموا الصلوت را مظهر

اَمرِ آتو الزکوت را بانی

خاشعین را عبادتت مَظهر

خاضعین را چراغ رضوانی

هر سحر از میان سجّاده

آسمان را کنی چراغانی

نیمه شب تا طلوع فجر و فلق

تویی و سجده های طولانی

پدر و مادرم فدای شما

ای مرا والدین ایمانی

با شما بودنم خدا داند

بهترین لحظه های روحانی

مثل عمّه شبیه بابایت

می کنی خطبه های طوفانی

آخرین یادگار کرب و بلا!

اوّلین یادگار ایرانی

حتم دارم برای ما تا حشر

تا قیامت شفیع میمانی

حجةُ اللهِ ما تویی آقا!

حجة الله علی الحجج، زهرا

 



ادامه این شعر


نوع مطلب : ولادت امام محمد باقر (ع)، 
برچسب ها : محمود ژولیده،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :