تبلیغات
شعر هیئت - مطالب ابر مهدی رحیمی
 
یکشنبه 12 آبان 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

ورود کاروان در کربلا بیت ورود شعر در روضه ست، توضیحی نمی خواهد / سر آقا به نیزه می رود این بیت، تشبیهی نمی خواهد

ورود کاروان این جا شروع دفتر روضه است / ورودیه برای گریه کن ها، آخر روضه است

ورودیه شب اذن دو خول ماست در هیأت / اجازه از شما جزء اصول ماست در هیات

اجازه می دهی آقا که ده شب نوکرت باشم؟ / اجازه می دهی همراه غم های علیّ اکبرت باشم؟/ بلاگردان عبدالله و عون و جعفرت باشم؟

اگر اشکی ست در چشمم، برای روضه های توست / اگر پیراهنم مشکی ست، مشکی عزای توست

ببین این کاروانِ آه، سالم را / ببین گل های زینب را و عبدالله و قاسم را

خراشی نیست بر رویی/ شکافی کنج ابرویی

نه دستی بر کمر دارد کسی این جا / نه از نیزه خبر دارد کسی این جا

زمین کربلا اما به خود از درد می پیچد / برای چشم زینب نسخه ی برگرد می پیچد

برای تو زمین کربلا آماده ی مهمان نوازی شد / وَ از بین تمام خاک ها این قطعه ی دیوانه راضی شد

که وادی جنون باشد/ بهشت واژگون باشد / دلش همواره خون باشد

زمین کربلا در اصل خوش آب و هوا بوده / بهشتی در لباس کربلا بوده

شنیده داستان نیزه ها را که به هم خورده / لباسش را در آورده، قسم خورده

که بی آب و علف باشم / وَ گفته نا خلف باشم

اگر در بر کشم دیگر لباس راحت خود را / چو آمد غربت آقا ندانم غربت خود را

زمین کربلا هر بار خوابیده تو را دیده / وَ در خواب خودش سرهای از پیکر جدا دیده

سر ظهر عطش را دیده که تقدیر برگشته / سر شش ماهه ای که با عبور تیر برگشته

علیّ اکبری دیده که تکه تکه بر گشته / چُنان دریا عمو رفته است چکه چکه برگشته

رخ عباس را دیده ز خوابش مست برگشته / اباالفضلی که با پا رفته سوی علقمه با دست برگشته

و دیده اسب سالم رفته خونین یال برگشته / یقیناً شمر را دیده که از گودال برگشته





نوع مطلب : اشعار ورود به کربلا، 
برچسب ها : مهدی رحیمی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 شهریور 1392 :: نویسنده : خادم الرضا

من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند

به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند

 

از شما خواستن عشق است، ضرر خواهد کرد

هر که در وقت گدایی به رقم فکر کند

 

بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم

دو قدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

 

به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد

زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

 

به دو گلدسته دو تا ساق به دوش گنبد

به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند

 

به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-

فقط این بار... به این قسمت کم فکر کند

 

به خودش... نه به کسانی که به یادش آمد

چون که در آینه کاری حرم فکر کند

 

موقع دست به سینه شدن و عرض سلام

کربلایی شده هر کس به علم فکر کند

 

چون که از باب جواد تو کسی داخل شد

خنده دار است که دیگر به قسم فکر کند

 

دیر وقتی ست که تا در حرمت دم بدهد

جای دم حضرت عیسی به دو دم فکر کند

 

بهترین نوع زیارت شده این که امشب-

هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند

 





نوع مطلب : ولادت امام رضا (ع)، 
برچسب ها : مهدی رحیمی،
لینک های مرتبط :


نیكوست تو را هرچه كه از یار رسیده

خونِ تو رها گشته به دستار رسیده

 

شمشیر چنان بر سر تو خورده كه انگار

در فرق تو دلداده به دلدار رسیده

 

خونین شده دستار ِ تو آنقدر كه فرقت

مانند اناری ست كه بسیار رسیده

 

نزدیك چهل سال به اندازه ی كافی

هِی غُصه و غم از در و دیوار رسیده

 

گفتی در و دیوار و علی یادِ گُلش كرد

آن غنچه ی خوشبو كه به مسمار رسیده

 

نزدیك چهل سال ندیده ست گُلش را

پس وقت سحر نوبت دیدار رسیده

 

 





نوع مطلب : شهادت حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : مهدی رحیمی،
لینک های مرتبط :




شعر هیئت
www.heydariam.ir
درباره وبلاگ

تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به حضرت زهرا (س) میباشد و استفاده از مطالب آن بدون هیچ قید و شرطی آزاد است.
یا علی ...

مدیر وبلاگ : خادم الرضا
موضوعات
نویسنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :